برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 6 نفر میهمان
 
     
 
داستان دزد و صاحب خانه

شخصی دزدی در خانه دید، خواست او را بگیرد، دزد گریخت، دو سه میدان به دنبال او دوید و نزدیک بود بگیردَش که دزدی دیگر فریاد برآورد : «آی دزد، آی دزد !!» صاحب خانه از ترس اینکه دزدی دیگر به خانه ی او آمده و ممکن است به زن و بچه ی او صدمه ای بزند دست از آن دزد برداشت و سراسیمه...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow موسیقی ایرانی arrow تاریخچه موسیقی ایرانی arrow سرگذشت موسیقی تاریخ امروز
15 آذر 1387 ساعت 01:19
 
 
 
سرگذشت موسیقی چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 3
بدعالی 
نگارش : یسنا مهرآیین   
30 تیر 1386 ساعت 00:27

واژه­ی «موسیقی»، یا «موزیک» که گاهی در ادبیات فارسی از آن با «موسیقار»[1] نیز یاد شده است واژه­ای یونانی است، که پس از ترجمه­ی کتاب­های علمی یونانی به زبان عربی، در این زبان داخل شد، و چون بیشتر نویسندگان این کتاب­ها ایرانی بودند، البته در زبان فارسی هم گاهی به همان­گونه به کار گرفته می­شد. تا آنکه امروز هم آن را به رسمیت شناخته­اند و در نوشته­ها و گفتارها به کار می­برند.

این واژه از ریشه­ی لاتین «Musa» گرفته شده است که فرشته­ی هنر و دانش و الهه­ی نغمه و سرود است.

ریشه­ی واژه­ی ایرانی موسیقی

چنانکه گفته شد واژه­ی موسیقی در کتاب­های علمی یا کتاب­هایی که ترجمه­ی کتاب­های یونانی بود، به کار می­رفت، اما در دیگر دفترها این نام به کار گرفته نمی­شد و در کتاب­های دوره­ی اول پس از اسلام معادل ایرانی آن بیشتر از نام موسیقی به چشم می­خورد، تا آنکه امروز این معادل فراموش شده و یکجا جای خویش را به «موسیقی» داده است.
از موسیقیدان در ادب فارسی دری، با نام «رامشگر» یا «خنیاگر» یاد شده است. «رامشگر» از دو بهر «رامش» و پسوند «گر» ساخته شده است.[2]
رامش به معنی خوشی، خوشحالی، خوشبختی [3] آمده است و ایرانیان، گذران زندگی را به رامش، از جمله فرایض دینی می­شمردند.
«خنیاگر» در زبان پهلوی «هونیاک کر» و با تخفیف «هونیاکر» بوده است،و آن نیز از یک ریشه و پسوند «گر» ساخته شده است. ریشه­ی آن «هونیاک» نیز خود دارای دو بخش است. بهر نخست آن «هو»، همان است که در واژه­ی «هومن» به معنای «اندیشه­ی نیک» هنوز به همان صورت در واژه به جای مانده و با تبدیل «هـ» به «خـ» که در زبان­شناسی مورد تحقیقی قرار گرفته از آن واژه­ی «خوب» امروز ساخته شده است.
دیگر بخش، «نیاک» است، که دگرگون شده­ی واژه­ی «نواک» [4] است که امروز «نوا» خوانده می­شود. زیرا که بسیاری از واژه­ها که به «ک» پیش از حرف صدادار پایان می­پذیرفته­اند به مرور از پهلوی به فارسی دری «ک» خود را از دست داده­اند، مانند «داناک»(= دانا)، «رواک»(= روا)[5] «پرستوک»(= پرستو) و ... و از آن میان فقط دو واژه­ی «خوراک» و «پوشاک» به همان صورت نخستین باقی مانده است.
پس روی هم رفته «خنیاگر» یا «هونیاک» یا «خنیا» به معنی «آواز خوب» یا «نوای خوش» است و این همان است که فردوسی بزرگوار ما در مقدمه­ی داستان کاووس و مازندران  در آمدن رامشگر چیره­دست و خواندن سرود مازندرانی، در یک بیت گفته است :

چنین گفت : کز شهر مازندران           یکی خوش نوازم ز رامشگران


بن نوشت :

زمینه شناخت موسیقی ایرانی - فریدون جنیدی


پانوشت­ها :

^ [1] موسیقار نام سازی نیز بوده است :

خه خه ای موسیچه­ی موسی صفت          خیز و موسیقار زن در معرفت
(عطار نیشابوری)

اگر موسی نیَم موسیچه هستم         درون سینه موسیقار دارم
(مولوی)

^ [2] پسوند «گر» نشان دهنده­ی مشاغل است، همچون «درگر»(= نجار)، «دیوارگر»(= بنا)، آهنگر، مسگر، زرگر، بازیگر و ... که در اصل پهلوی به صورت «کر» تلفظ می­شده است.
^ [3] فرهنگ پهلوی ص 279.
^ [4] تغییر شکل «و» به «ی» در این واژه باز هم نظیر دارد. چون «ایوَک» به پهلوی کهن که به «یَک» پهلوی ساسانی و فارسی دری تبدیل شده و نیز«اِوَپ» پهلوی کهن به «ایاپ» پهلوی ساسانی و «یا» در زبان فارسی دری دگرگون شده است.
^ [5] اثر حرف «ک» در این واژه هنوز در یک مورد برجای مانده و آن واژه­ی «رواق» مسجد است یا «کلاغ» و «قلاغ»(در لهجه­ی تهرانی) که در آن «ک» به «ق» تبدیل شده. یا «وک» پهلوی و مازندرانی به «وق» دامغانی به معنی وزغ یا قورباغه.

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 857

   دیدگاه ها : (2)
1. پیامی از سارا, فرستاده شده در تاریخ 07-مهر-1386 ساعت 01
مطالب بسیار زیبایی بود ، موفق باشید
2. پیامی از ایرانی, فرستاده شده در تاریخ 08-آبان-1386 ساعت 00
خیلی شماها را دوست دارم.نوشته های شما به دل می نشیند. 
فدای شما از ایران.
واپسین به روز رسانی ( 15 اسفند 1386 ساعت 22:06 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  جهان سوم جایی است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند، خانه اش خراب می شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملكتش بكوشد  ”   -  پروفسور محمد حسابی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000016 ثانیه