|
واژهی «موسیقی»، یا «موزیک» که گاهی در ادبیات فارسی از آن با «موسیقار»[1] نیز یاد شده است واژهای یونانی است، که پس از ترجمهی کتابهای علمی یونانی به زبان عربی، در این زبان داخل شد، و چون بیشتر نویسندگان این کتابها ایرانی بودند، البته در زبان فارسی هم گاهی به همانگونه به کار گرفته میشد. تا آنکه امروز هم آن را به رسمیت شناختهاند و در نوشتهها و گفتارها به کار میبرند.
این واژه از ریشهی لاتین «Musa» گرفته شده است که فرشتهی هنر و دانش و الههی نغمه و سرود است. ریشهی واژهی ایرانی موسیقی چنانکه گفته شد واژهی موسیقی در کتابهای علمی یا کتابهایی که ترجمهی کتابهای یونانی بود، به کار میرفت، اما در دیگر دفترها این نام به کار گرفته نمیشد و در کتابهای دورهی اول پس از اسلام معادل ایرانی آن بیشتر از نام موسیقی به چشم میخورد، تا آنکه امروز این معادل فراموش شده و یکجا جای خویش را به «موسیقی» داده است. از موسیقیدان در ادب فارسی دری، با نام «رامشگر» یا «خنیاگر» یاد شده است. «رامشگر» از دو بهر «رامش» و پسوند «گر» ساخته شده است.[2] رامش به معنی خوشی، خوشحالی، خوشبختی [3] آمده است و ایرانیان، گذران زندگی را به رامش، از جمله فرایض دینی میشمردند. «خنیاگر» در زبان پهلوی «هونیاک کر» و با تخفیف «هونیاکر» بوده است،و آن نیز از یک ریشه و پسوند «گر» ساخته شده است. ریشهی آن «هونیاک» نیز خود دارای دو بخش است. بهر نخست آن «هو»، همان است که در واژهی «هومن» به معنای «اندیشهی نیک» هنوز به همان صورت در واژه به جای مانده و با تبدیل «هـ» به «خـ» که در زبانشناسی مورد تحقیقی قرار گرفته از آن واژهی «خوب» امروز ساخته شده است. دیگر بخش، «نیاک» است، که دگرگون شدهی واژهی «نواک» [4] است که امروز «نوا» خوانده میشود. زیرا که بسیاری از واژهها که به «ک» پیش از حرف صدادار پایان میپذیرفتهاند به مرور از پهلوی به فارسی دری «ک» خود را از دست دادهاند، مانند «داناک»(= دانا)، «رواک»(= روا)[5] «پرستوک»(= پرستو) و ... و از آن میان فقط دو واژهی «خوراک» و «پوشاک» به همان صورت نخستین باقی مانده است. پس روی هم رفته «خنیاگر» یا «هونیاک» یا «خنیا» به معنی «آواز خوب» یا «نوای خوش» است و این همان است که فردوسی بزرگوار ما در مقدمهی داستان کاووس و مازندران در آمدن رامشگر چیرهدست و خواندن سرود مازندرانی، در یک بیت گفته است : چنین گفت : کز شهر مازندران یکی خوش نوازم ز رامشگران
بن نوشت : زمینه شناخت موسیقی ایرانی - فریدون جنیدی
پانوشتها : ^ [1] موسیقار نام سازی نیز بوده است : خه خه ای موسیچهی موسی صفت خیز و موسیقار زن در معرفت (عطار نیشابوری) اگر موسی نیَم موسیچه هستم درون سینه موسیقار دارم (مولوی) ^ [2] پسوند «گر» نشان دهندهی مشاغل است، همچون «درگر»(= نجار)، «دیوارگر»(= بنا)، آهنگر، مسگر، زرگر، بازیگر و ... که در اصل پهلوی به صورت «کر» تلفظ میشده است. ^ [3] فرهنگ پهلوی ص 279. ^ [4] تغییر شکل «و» به «ی» در این واژه باز هم نظیر دارد. چون «ایوَک» به پهلوی کهن که به «یَک» پهلوی ساسانی و فارسی دری تبدیل شده و نیز«اِوَپ» پهلوی کهن به «ایاپ» پهلوی ساسانی و «یا» در زبان فارسی دری دگرگون شده است. ^ [5] اثر حرف «ک» در این واژه هنوز در یک مورد برجای مانده و آن واژهی «رواق» مسجد است یا «کلاغ» و «قلاغ»(در لهجهی تهرانی) که در آن «ک» به «ق» تبدیل شده. یا «وک» پهلوی و مازندرانی به «وق» دامغانی به معنی وزغ یا قورباغه.
|
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :
- نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
- نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.
|
بازدیدها : 857
1. پیامی از سارا, فرستاده شده در تاریخ 07-مهر-1386 ساعت 01 مطالب بسیار زیبایی بود ، موفق باشید |
2. پیامی از ایرانی, فرستاده شده در تاریخ 08-آبان-1386 ساعت 00 خیلی شماها را دوست دارم.نوشته های شما به دل می نشیند. فدای شما از ایران. | |