|
هات 66 1 [ زَوت و راسپی : ] «اَشِم وُهو ...» به آیین اَشَه میدهم این زَور ِآمیخته به هَوم ِآمیخته به شیر ِآمیخته به هَذانَئِپتای ِبه آیین ِاشه نهاده، تو را ای [ آب ] اهورایی ِاهوره؛ خشنودی اهورهمزدا، امشاسپندان، سروش ِپارسا و آذر ِاهورهمزدا، رد ِ بزرگوار اشون را. 2 به آیین اَشَه میدهم [ ایزدان ِ] گاهها، رَدانِ اشَونی را. به آیین اَشَه میدهم هاونی اَشَون، ردِ اَشَوَنی را. به آیین اَشَه میدهم ساوَنگهی و ویسیَِهی اَشَوَن، رَدانِ اشونی را. به آیین اَشَه میدهم مهر فراخ چراگاه، [ آن ] هزار گوش ده هزار چشم، [ آن ] ایزد نامبردار و رام بخشندهی چراگاه خوب را. 3 به آیین اَشَه میدهم رپیثوین اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را. به آیین اَشَه میدهم فرادَت فشو و زَنتوِم اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنی را. به آیین اَشَه میدهم اَردیبهشت و آذرِ اَهوره مَزدا را. 4 به آیین اَشَه میدهم اُزَیرینِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را. به آیین اَشَه میدهم فرادَت ویر و دَخیومِ اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنی را. به آیین اَشَه میدهم ردِ بزرگوار نَپات اَپام و آبهای مزدا آفریده را. 5 به آیین اَشَه میدهم اَویسروثریمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را. به آیین اَشَه میدهم فرادَت ویسپَم و زرتُشتومِ اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنی را. به آیین اَشَه میدهم فَرَوَشیهای اَشَوَنان و زنان و گروه فرزندان آنان و یا یریَه هوشیتی و اَمَ یِ نیک آفریدهی برزمند و بهرامِ اهوره آفریده و اوپَرَتاتِ پیروز را. 6 به آیین اَشَه میدهم اُشَهینِِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را. به آیین اَشَه میدهم بِرِجیَه و نمانیَهیِ اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنی را. به آیین اَشَه میدهم سُروشِ پارسایِ پاداش بخش پیروز گیتی افزای را و رَشنِ راستترین را و اَرشتادِ گیتی افزای و جهان پرور را. 7 به آیین اَشَه میدهم [ ایزدان ] ماه، رَدانِ اَشَونی را و اَندر ماهِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را و پُرماه و ویشَپتثَیِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را. 8 به آیین اَشَه میدهم [ ایزدان ] گَهنبارها، ردانِ اَشَوَنی را و میدیوزَرِمِ اَشَون، رَدِ اَشَوَنی را. به آیین اَشَه میدهم مَیدیوشِمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را. به آیین اَشَه میدهم پَتیِه شهیمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را. به آیین اَشَه میدهم اَیاسرِمِِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را. به آیین اَشَه میدهم میدیارمِِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را. به آیین اَشَه میدهم هَمَسپَتمَدَمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را. به آیین اَشَه میدهم [ ایزدان ] سال، رَدانِ اَشَوَنی را. 9 به آیین اَشَه میدهم همهی این ردان را که سی و سه ردان ِاَشَوَنیاند به پیرامونِ هاونی. آنان از آن بهترین اَشَهاند که مزدا آموخته و زرتشت گفته است. 10 به آیین اَشَه میدهم اَهوره و مهر، بزرگواران گزند ناپذیرِ اَشَوَن را و ستارگان آفریدهی سپَند مینو و ستارهی تشترِ رایومندِ فرِهمند و ماهِ دربردارندهی تخمهی گاو و خورشید تیز اسب - چشم اهوره مزدا - و مهر، شهریار همهی سرزمینها را. به آیین اَشَه میدهم هُرمزد [ روز ] رایومَندِ فَرهمند را. به آیین اَشَه میدهم [ ماه ِ] فَرَوَشیهای اَشَوَنان را. 11 به آیین اَشَه میدهم ترا ای آذر پسر اَهوره مَزدا و همهی آذران را. به آیین اَشَه میدهم آبهای نیک و همهی آبهای مزدا آفریده و همهی گیاهان مزدا آفریده را. 12 به آیین اَشَه میدهم «منثَره»یِ ورجاوندِ کارآمد، دادِ دیو ستیز، دادِ زرتشتی، روشن دیرین و دینِ نیکِ مزدا پرستی را. 13 به آیین اَشَه میدهم کوهِ اوشیدَرِنِ یِ مَزدا آفریدهی بخشندهی آسایش اَشَه و همهی کوههای بخشندهی آسایش اَشَه و بسیار بخشندهی آسایش مزدا آفریده و فرِ کیانی مزدا آفریده و فرِ ناگرفتنی مزدا آفریده. به آیین اَشَه میدهم اَشَیِ نیک را، چیستایِ نیک را، اِرِثِ یِ نیک را، رَسَستاتِ نیک را، فَر و پاداش مزدا آفریده را. 14 به آیین اَشَه میدهم آفرینِ نیکِ اَشَوَن و اَشَوَن مرد پاک و دامویش اوپَمَن، ایزد دلیر چیره دست را. 15 به آیین اَشَه میدهم این جاها و روستاها و چراگاهها و خانمانها و آبشخورها و آبها و زمینها و گیاهان و این زمین و آن آسمان و باد اَشَوَن و ستاره و ماه و خورشید و اَنیران جاودان و همهی آفریدگان سپَند مینو و مردان و زنان اَشَوَن را که رَدانِ اَشَوَنیاند. 16 به هاونگاه به آیین اَشَه میدهم رَدانِ اَشَوَنی را؛ رَدانِ روز و گاهها و ماه و گهنبارها که رَدانِ اَشَوَنیاند. 17 - 19 [ زَوت و راسپی : ] به آیین اَشَه میدهم این زَور ِآمیخته به هَوم ِآمیخته به شیر ِآمیخته به هَذانَئِپتای ِبه آیین ِاشه نهاده، تو را ای [ آب ] اهورایی ِاهوره؛ خشنودی ِاهورهمزدای رایومند فرهمند، امشاسپندان، مهر فراخ چراگاه و رام بخشندهی چراگاه خوب ... «خورشید» جاودانهی رایومند تیز اسب، «اَندَروای» زبر دست، دیدبان دیگر آفریدگان، آنچه از تو – ای اندروای – که از سپند مینو است، راستترین دانش مزدا آفریدهی اشون دین نیک مزدا پرستی ... «مَنثرَه»ی وارجاوند کارآمد، داد دیو ستیز، داد زرتشتی، روش دیرین، دین نیک مزدا پرستی، باور داشتن به «منثره»، هوش دریافت دین مزدا پرستی، آگاهی از «منثره»، دانش سرشتی مزدا آفریده، دانش آموزشی مزدا داده ... آذر اهورهمزدا ای آذر اهورهمزدا ! تو و همهی آتشها، کوه «اوشیدَرِنَ»ی مزدا آفریده و بخشندهی آسایش اشه ... همهی ایزدان اشون مینوی و جهانی، فرَوَشیهای نیرومند پیروز اشونان، فروشیهای نخستین آموزگاران کیش، فروشیهای نیاکان ... خشنودی شما را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین. اهورهمزدای رایومند فرهمند، امشاسپندان، مهر فراخ چراگاه و رام بخشندهی چراگاه خوب ... «خورشید» جاودانهی رایومند تیز اسب، «اَندَروای» زبر دست، دیدبان دیگر آفریدگان، آنچه از تو – ای اندروای – که از سپند مینو است، راستترین دانش مزدا آفریدهی اشون دین نیک مزدا پرستی ... «مَنثرَه»ی وارجاوند کارآمد، داد دیو ستیز، داد زرتشتی، روش دیرین، دین نیک مزدا پرستی، باور داشتن به «منثره»، هوش دریافت دین مزدا پرستی، آگاهی از «منثره»، دانش سرشتی مزدا آفریده، دانش آموزشی مزدا داده ... آذر اهورهمزدا ای آذر اهورهمزدا ! تو و همهی آتشها، کوه «اوشیدَرِنَ»ی مزدا آفریده و بخشندهی آسایش اشه ... همهی ایزدان اشون مینوی و جهانی، فرَوَشیهای نیرومند پیروز اشونان، فروشیهای نخستین آموزگاران کیش، فروشیهای نیاکان ... خشنودی شما را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین.
|