شنبه (کیوان شید)
بیست و نهم (مانتره سپند روز)
اسفند 1388
 
 
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 12 نفر میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
بازاندیشی زبان فارسی - بخش نخست

داریوش آشوری

امروزه هر نویسنده و مترجم جدی فارسی زبان، در هر زمینه ای که سرگرم کار باشد، از ادبیات گرفته تا علم و فلسفه، این ضرورت را حس می کند که دربارۀ زبان بیندیشد و در گزینش واژه ها سبک و پسند آگاهانه ای داشته باشد و بویژه در حوزۀ دانش ها به چاره...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow ضرب المثل های ایرانی arrow صبر کنید تا من تفی به دستم بکنم تاریخ امروز
29 اسفند 1388
 
 
 
صبر کنید تا من تفی به دستم بکنم چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 2
بدعالی 

در بید هند نطنز برای کسی این مثل را می‌آورند که سر بزنگاه کار بی‌موردی بکند و در موقع خطر دست به دست کند.

در زمان‌های قدیم یک عده پنج نفری برای برداشتن لانه­ی لاشخوری رفتند که در وسط کوه بود. نقشه‌شان این بود که از بالای کوه یکی آویزان شود و دومی پای اولی را بگیرد و آویزان شود و سومی پای دومی و چهارمی پای سومی و پنجمی را هم با طناب به کوه ببندند تا بتوانند لانه­ی لاشخور را بردارند.

چون به بالای کوه رسیدند و مطابق نقشه عمل کردند و آویزان شدند نفر اول گفت : «صو کری دمن یه تفی د دس خوسن» این را گفت و دستش را رها کرد و همگی از آن بالا به زیر افتادند و مردند !

 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  نادانان چون نمی توانند نیک را از بد تشخیص دهند، در هنگام گزینش به مشورت با بداندیشان و فریبکاران فریب خورده، و بدین ترتیب اندیشه ی زشت را برمی گزینند و سپس برای انجام کار زشت ناگزیر به سوی خشم و زور روی می آورند. و بنابراین زندگی آدمیان را به تباهی می کشند  ”
 اشو زرتشت
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه