نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 2 نفر میهمان
 
     
 
داستان دزد و صاحب خانه

شخصی دزدی در خانه دید، خواست او را بگیرد، دزد گریخت، دو سه میدان به دنبال او دوید و نزدیک بود بگیردَش که دزدی دیگر فریاد برآورد : «آی دزد، آی دزد !!» صاحب خانه از ترس اینکه دزدی دیگر به خانه ی او آمده و ممکن است به زن و بچه ی او صدمه ای بزند دست از آن دزد برداشت و سراسیمه...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow پژوهش ها و نوشتارها arrow ناموران arrow زندگی نامه ی دکتر پرویز ورجاوند تاریخ امروز
15 آذر 1387 ساعت 02:36
 
 
 
زندگی نامه ی دکتر پرویز ورجاوند چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 10
بدعالی 
نگارش : بهزاد فرهانیه   
27 خرداد 1386 ساعت 00:36

زندگی نامه­ی دکتر پرویز ورجاوند ناصری به قلم خودش

دکنر پرویز ورجاوند ناصریمتولد 1313 در تهران، بعد از دوره­ی دبستان و دبیرستان و دریافت ششم ریاضی و گذراندن دوره­ی عالی نقشه برداری در سازمان نقشه برداری مشغول به کار شدم. سپس ششم ادبی را گرفته، در دانشگاه تهران دوره­ی لیسانس باستان شناسی و فوق لیسانس علوم اجتماعی را طی کرده با گرفتن بورس تحصیلی به کشور فرانسه عزیمت کرده و دوره­ی انستیتوی انسان شناسی را در دانشگاه پاریس و مدرسه عالی لوور گذرانیده، توانستم دکترای باستان شناسی را با گرایش درباره­ی معماری ایران در دوران تاریخی از سوربن دریافت کنم.

از 15 سالگی درگیر فعالیت­های سیاسی زمان در کنار نیروهای ملی شدم و در 16 سالگی مسوولیت روزنامه­ی «دانش آموز» را در برابر «دانش آموزان» که از سوی حزب توده منتشر می­شد برای طیف ملی برعهده گرفتم و در روزنامه­هایی چون پرچمدار و مجله­ی امید ایران به نوشتن مقاله و داستان تاریخی پرداختم. در تمامی دوران فعالیت نهضت ملی شدن صنعت نفت حضور داشتم. بعد از کودتای 28 مرداد مورد برخورد و دستگیری قرار گرفتم. در نهضت مقاومت ملی از تلاشگرانی بودم که چندبار دستگیر و بازداشت شدم. پس از آنکه در 1339 به فرانسه رفتم، توانستم جریان جبهه ملی را در اتحادیه­ی دانشجویان ایرانی در فرانسه مطرح و سرانجام جبهه ملی اروپا را با همکاری تنی چند از کوشندگان پایه گذاری کنم که در اولین کنگره مسوولیت هیات اجرایی اروپا برعهده­ام گذارده شد و توانستم روزنامه «ایران آزاد» را به عنوان ارگان جبهه ملی انتشار دهم. همزمان توانستیم کنفدراسیون دانشجویان ایران را سازماندهی کنیم و تا چند سال آن را در مسیر جبهه ملی به پیش ببریم.

در بازگشت به ایران پس از مشکلاتی که با ساواک داشتم، در جریان بررسی تهیه­ی طرح بازسازی منطقه­ی زلزله زده­ی بوئین زهرا بر اثر تصادف شدید بیش از 4 ماه در حالت فلج به سر بردم که به یاری یزدان پاک، بعد از 8 ماه به تدریج سلامت نسبی را به دست آوردم. با قبول شدن در امتحان ورودی استادیاری دانشگاه تهران به دلیل مخالفت ساواک از استخدام بازماندم ولی با حمایت شادروانان دکتر سیاسی، دکتر صدیقی و دکتر صفا اجازه­ی تدریس بدون دریافت حقوق به من داده شد. در کنار آن مسوولیت بخش مردم شناسی و ایلات و عشایر موسسه­ی تحقیقات علوم اجتماعی دانشگاه تهران برعهده­ام گذارده شد و همزمان مسوولیت مرکز آموزش و برنامه ریزی خدمات جهانگردی وابسته به سازمان جلب سیاحان را عهده دار شدم و نخستین گام­ها در زمینه­ی تربیت نیروهای کاردان برای صنعت جهانگردی برداشته شد. با تشکیل سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، با عنوان مشاور عالی و مسوول بخش تربیت کادر متخصص برای حفظ و مرمت بافت­های قدیمی و مرمت مجموعه­های باستانی و تاریخی به فعالیت پرداختم که عمده متخصصان معمار و باستان شناس سازمان میراث فرهنگی از دانش آموختگان آن دوره­های تخصصی به شمار می­روند.

انتشار مجله­های باستان شناسی و هنر و فرهنگ و معماری به صورت دوزبانه، از فعالیت­های دیگر من در سازمان ملی حفاظت آثار باستانی به شمار می­رود. در ضمن به عنوان عضو هیات تحریریه در دو مجله­ی هنر و معماری و هنر و مردم مشغول به فعالیت بودم. فعال ساختن بخش پژوهش­های مردم شناسی و ایلات و عشایر در زمینه­ی پژوهش­های میدانی و همچنین افزودن پژوهش­های میدانی به برنامه­های رشته­ی باستان شناسی در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد برای کارآمد ساختن نیروهای جوان، از دیگر تلاش­هایم به شمار می­رود.

انجام بررسی­های باستان شناسی و مشارکت در کاوش­های هفت تپه، بیشاپور، تخت سلیمان و مسوولیت کاوش­های رصدخانه­ی مراغه و مشاوره و بررسی درباره­ی نحوه­ی مرمت و بازسازی شمار فراوانی از جایگاه­های عمده­ی باستانی و تاریخی کشور چون تخت جمشید، بناهای دوران صفوی اصفهان، آذربایجان، کاشان، شمال کشور و ... فعالیت­های مستمری بودند که تا سال 1357 ادامه داشت و بخشی از آنها در قالب چند سد مقاله در مجله­های معتبر داخل و خارج و دایره المعارف­هایی چون؛ ایرانیکا، دایره المعارف اسلامی، دایره المعارف تشیع، دانشنامه بزرگ فارسی، دانشنامه زنان ایران و ... به چاپ رسیده است. افزون بر آن، بیست جلد کتاب در زمینه­های انسان شناسی و ایلات و عشایر، جغرافیای تاریخی و آثار باستانی مناطق مختلفی از ایران، سبک شناسی معماری، باستان شناسی و هنر، شیوه­ی مرمت بناهای تاریخی، رابطه­ی فرهنگ و توسعه و ... تاکنون از من به چاپ رسیده است.

می­توان گفت که فعالیت­های سیاسی من، از بازگشت به اروپا در چارچوب تماس با همفکران جبهه ملی و نیروهای ملی و تشکیل نشست­های منظم با نیروهای جوان همچنان ادامه داشت و به مناسبت در قالب مصاحبه­ها یا مقاله­ها در نشریات معروف بازتاب می­یافت. سرانجام در پی انقلاب 57 به دعوت شادروان مهندس بازرگان برای مدتی مسوولیت وزارت فرهنگ و هنر برعهده­ام قرار گرفت. در شرایط بحرانی زمان که پاسداری از فضای باز و حمایت از آفرینش­های هنری در ابعاد گوناگون کار بسیار مشکلی به شمار می­رفت و حفظ میراث­های فرهنگی کشور در جو آشفته و ضد فرهنگی، کوششی خستگی ناپذیر را می­طلبید، با قبول مشکلات بسیار کوشش کردم تا از میزان فشارهای تخریبی کاسته شود و به تلاشگران عرصه­ی فرهنگ و هنر با تغییر فضای سیاسی کشور امید ببخشم. در سال 1360 و به ویژه پس از فراخوان جبهه ملی در 25 خرداد آن سال، من و تنی چند از اعضای دولت موقت که با جبهه ملی پیوند داشتیم، دستگیر و یک دوره­ی سیاه سه ساله­ی زندان را از سر گذراندیم که عوارض سنگینی بر سلامت من گذارد.

پس از آزادی، تلاش­های وسیعی در زمینه­ی ادامه­ی کارهای فرهنگی و انتشار کتاب­ها و مقاله­هایی پی جسته شد و تاکنون در موارد گوناگون اوضاع سیاسی و جامعه­ی ایران سدها مصاحبه با رسانه­ها انجام گرفته است و تلاش بر آن بوده تا امید از جامعه و نسل جوان رخت برنبندد و تلاش دشمنان خارجی نتواند همبستگی ملی و یکپارچگی کشور را خدشه دار سازد. در این راه فشارهای همه جانبه با تمامی وجود تحمل گردید و امید به آن دارد تا به یاری یزدان پاک بتوان در قبال معرفی تاریخ و فرهنگ پربار ایران و تشویق جامعه برای پاسدارای از استقلال و یکپارچگی میهن توفیق لازم به دست آید.


استاد پرویز ورجاوند با هموندان گروه آریابوم - مهرگان 85

چامه ای از «توران شهریاری» در سوگ استاد ورجاوند

«پرویز ورجاوند» نـاگه دیـدگان بـسـت        دردا دریغا ناگهان چشم از جهان بست

عشق وطن با خون­رگ­هایش روان بود         آن عشق ورجاوند و جاویدش ازآن بود

گویــی کـه ایـرانی بخرد ، از آغاز              با مهر میهن کرد چشم خویش را بـاز

ایران و ایران یاوری شد عشق پرویز          عشقی بزرگ و آسمانی و دل آویز

هرجای ایران بهر او بهتر ز زر بود          زیرا که ایران مهد فرهنگ و هنر بود

بـهـر نگــهداری ز میـراث نیاکان              باید به راهش کارها کرد از دل و جان

میراث فرهنگ بشر، از بهر پرویز           بودی هویت ساز و هم خاطر بر انگیز

باید از او آموخت ایران باوری را             در راه فرهنگ  وطن روشن­گری را

او استادی بخرد و صاحب نظر بود           او  از  بسی  آگه  دلان  آگاه تر بود

آن بخرد میهن پرست را دو آگاه               الهام  بخش همرهانش شد دراین راه

هرچند بگرفت او ز سوربن دکترایش         کم بود این عنوان به چشم دل، برایش

او زین پس جزیی بوَد از خاک ایران          آسوده  در  دامان  خاک  پاک  ایران

پــرویــز را ایــزد بیامرزد به مـیـنو            مام وطن فرزنــد کـم آرد چــنـان او

ما هم به سوگیم و غمین با خاندانش            بــادا درود دوســتداران بر روانــش

همراه با عمیق­ترین همدردی
توران شهریاری (بهرامی) 20 خرداد 86

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 1466

   دیدگاه ها : (2)
1. پیامی از شهرام, فرستاده شده در تاریخ 25-مهر-1386 ساعت 22
دریغا تهی از او ایران زمین
2. پیامی از مهناز, فرستاده شده در تاریخ 29-دی-1386 ساعت 00
الان که اين متن را خواندم فهميدم ايشان فوت کردند 
چون خبري در اين باره نشنيدم 
من با ايشان در دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين ملاقات داشتم 
مردي که همانجا با ان حرفهاي جالبش به دلم نشست 
همين جا فوت ايشان را تسليت مي گويم
واپسین به روز رسانی ( 27 خرداد 1386 ساعت 12:46 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  جهان سوم جایی است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند، خانه اش خراب می شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملكتش بكوشد  ”   -  پروفسور محمد حسابی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000016 ثانیه