نام کاربری:
گذرواژه:
نگاهداشت گذرواژه
گذرواژه ام را فراموش کرده ام
نام نویسی نکرده اید ؟
نام نویسی
بـاشـنـدگـان در تـارنـمـا
کاربران: 9 میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
داستان آمدن رسول قیصر روم به نزد عمر به رسالت

بر عمر آمد ز قیصر یک رسول                           در مدینه از بیابان نغول

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
عملیات آژاکس، بررسی اسناد CIA درباره ی کودتای 28 مرداد

عملیات آژاکس، بررسی اسناد CIA درباره ی کودتای 28 مرداد

ترجمه : ابوالقاسم راه چمنی
پژوهش : سجاد راعی

انتشارات : موسسه...

 
     
 
معرفی رودهای ایرانی - بخش سیم

سازهای بادی

نای

نای سازی از خانواده ی آلات موسیقی بادی و آن استوانه ی مجوفی است به اندازه های مختلف که سوراخ هایی روی آن و یک سوراخ در زیر آن تعبیه کرده اند. این ساز انواع مختلف دارد که...

 
     
 
 
به کدام بخش رای می دهید ؟
 
 
     
 
  مسیر برگ نخست arrow زبان و ادبیات arrow فارسی نوشتن به سبک انگلیسی تاریخ امروز
20 مهر 1387
 
 
 
فارسی نوشتن به سبک انگلیسی چاپ فرستادن با نامه
ارزش گذاری کاربران: / 8
ناچیزبهترین 
20 خرداد 1386

آرزو رسولی

زبان فارسی در خطر است. این جمله را در سال‌‌های اخیر بسیار شنیده‌ایم. اما این خطری که همه از آن صحبت می‌کنند چیست ؟ آیا سیل اطلاعات و فناوری است که هر ساله به کشور سرازیر می‌شود و با خود انبوهی از واژگان بیگانه را وارد زبان می‌سازد ؟ یا این خطر را در جایی دیگر باید جست‌و‌جو کرد.

ورود انبوه واژگان بیگانه منجر به تشکیل گروه واژه‌سازی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی شد که حاصل این فعالیت در بسیاری موارد مفید بود و امروز دیگر واژگانی چون رایانه را می‌توانیم به راحتی به کار ببریم. اما آنچه به عقیده­ی زبان‌شناسان بیشتر از دخول واژگان بیگانه به زبان آسیب می‌رساند، ورود ساختار زبان‌های بیگانه است که در سالیان اخیر به دلایل متعددی به وفور وارد زبان فارسی شده است. دلایلی از جمله شتابزدگی در ترجمه، عدم تسلط مترجمان به زبان مقصد (در این مورد، زبان فارسی) و فقدان ویراستاران آگاه و دلسوز.

شتابزدگی در ترجمه را غالبا در ترجمه­ی فیلم‌ها و گزارش‌های تلویزیونی هر روزه شاهدیم و با وجود این همه انتقاد، انتشار جزوه‌های آموزشی در صدا و سیما، برگزاری همایش‌های زبان فارسی در صدا و سیما و تشکیل شورای عالی ویرایش در این سازمان همچنان این مشکل به چشم می‌خورد.
کاربرد عباراتی چون «در رابطه با ...» و «نقطه نظر» و ... و کاربرد نابجای فعل «داشتن» چنان فراگیر شده که در زبان مردم کوچه و بازار هم وارد شده است تا جایی که مردم دیگر به خاطر نمی‌آورند، پیش از این چه می‌گفتند. تقریبا روزی نیست که حداقل از زبان یکی از همکارانم نشنوم : «تماسی با شما داشتم»، «صدای شما را دارم»، «کی می‌تونه باشه» و ...

برای رفع این مشکل، غالبا آشنایی با دستور زبان فارسی در سطح دبیرستان هم کفایت می‌کند. همین چند روز پیش، در برنامه­ی سینما چهار، در مروری بر آثار گری‌گوری‌پک، با تعجب نام یکی از فیلم‌های وی را «تعطیلات رمی» شنیدم. تعجب وقتی بیشتر می‌شود که افراد تحصیل‌کرده هم همین نام را که ترجمه­ی عین عبارت «Roman Holiday» است، به کار می‌برند.
در حالی که در زبان فارسی، برای چنین عباراتی ما معمولا از حرف اضافه کمک می‌گیریم نه چون ساختار زبان‌های اروپایی، از صفت و موصوف. از «تعطیلات رمی» به صورت صفت و موصوف، در زبان فارسی «تعطیلات به سبک رمی‌ها» استنباط می‌شود، در حالی که منظور از فیلم «تعطیلات در رم» است.

در دو مورد دیگر، عدم تسلط مترجمان به زبان مقصد و فقدان ویراستاران آگاه و دلسوز، می‌توان به تعداد کثیری از کتاب‌های ترجمه‌شده اشاره کرد که غالبا به خاطر تعصب مترجم بر کار خود یا امساک ناشران از صرف هزینه‌های ویراستاری، مملو از جمله‌های به ظاهر فارسی و غیرفارسی است.
آنچه آه از نهاد من برآورد و انگیزه­ی اصلی‌ام در نوشتن این یادداشت شد، ترجمه‌هایی است که به تازگی از آثار «تنسی‌ ویلیامز»، نمایشنامه‌نویس مشهور امریکایی، صورت گرفته است.
تنسی ویلیامز از معدود نمایشنامه‌نویسانی است که تقریبا براساس همه­ی آثار وی فیلم ساخته شده است.
فیلم‌هایی چون «گربه روی شیروانی داغ»، «اتوبوسی به نام هوس» و «ناگهان تابستان گذشته» در تاریخ سینما فراموش نشدنی است. تنسی ویلیامز را با کتاب «اتوبوسی به نام هوس» ایرج نورانی در سال 1332 به فارسی‌زبانان شناساند و ترجمه­ی قابل‌قبولی از این کتاب ارایه داد.
تنسی ویلیامز مانند بسیاری از نویسندگان معاصر امریکایی موضوع نوشته‌های خود را از وقایع روزانه­ی زندگی مردم عادی انتخاب می‌کند. تمام نمایشنامه‌های او به زبان عامیانه نوشته شده و پر از اصطلاحات و تعبیراتی است که در گفت‌و‌گوهای زندگی روزانه­ی مردم به کار می‌رود. طبعا در ترجمه­ی چنین آثاری باید ساختار گفتاری زبان فارسی در نظر گرفته شود. «ناگهان تابستان گذشته» را با تردید در مورد ترجمه­ی آن خریداری کردم. ناشر به من اطمینان داد که مترجم این اثر، ویلیامزشناس است و همه­ی آثار تنسی ویلیامز را به فارسی برگردانده است. خیالم راحت شد که با مترجم سبک آشنایی سر و کار دارم. اما این آسودگی خیلی زود جای خود را به نگرانی داد، نگرانی از خطری که ساختار زبان فارسی را تهدید می‌کند، از سویی و از طرف دیگر، نگرانی از شناساندن این‌گونه شاهکارهای ادبیات جهان به خوانندگان فارسی‌زبان.
تنسی ویلیامز که به زبان عامه­ی مردم می‌نویسد، در این کتاب چقدر جملاتش دور از ذهن و درک‌ناشدنی است.
کتاب بدون هیچ مقدمه و شناسنامه‌ای از نویسنده­ی آن شروع می‌شود. همان‌طور که گفته شد، داستان نمایشنامه است و سراسر آن از گفت‌و‌گو میان شخصیت‌های مختلف داستان تشکیل شده است. چند نمونه­ی زیر را از همین گفت‌و‌‌گوها استخراج کرده‌ام :

- خانم ونیبل : «چه سوالی ! ما نان را در دهانش می‌گذاریم و بر پشتش لباس می‌اندازیم. مردمی که مثل شما این کار را می‌کنند یا حتی شما را به خاطر این کار می‌بخشند، مثل دندان‌های یک مرغ هستند، دکتر. نیکوکاری بدتر از ناسپاسی است. این وظیفه­ی یک قربانی است، یک قربانی فداکار. بله، آنها خون شما را می‌خواهند دکتر. آنها خون شما را بر پله‌های قربانگاه بی‌عدالتی و نفس ظالمانه‌شان می‌خواهند.»

مطمئن باشید با خواندن کل داستان هم چیزی از چند جمله­ی بالا سر در نمی‌آورید. مضافا به اینکه جمله­ی اولی که خانم ونیبل می‌گوید، احتمالا یک ضرب‌المثل است و شاید معادل فارسی آن چنین باشد : «سرش را می‌شکنیم و در دامنش گردو می‌ریزیم.» البته این یک حدس است، چون جمله­ی کتاب اصلی را ندیده‌ام.
- «حتما درک می‌کنید که ما دل‌مان می‌خواهد یک گپ کوچک خصوصی با کتی عزیزمان داشته باشیم ؟»

از کاربرد نابجای فعل «داشتن» دیگر چیزی نمی‌گویم، چون اساسا این جمله فارسی نیست. به جای آن شاید بهتر بود نوشته شود :

«دل‌مان می‌خواهد کمی با کتی عزیزمان خصوصی صحبت کنیم.»

- «خانم ونیسبل : چرا این لحظه را برای تلفن‌زدن انتخاب کرده‌ است ؟»

به جای «چرا حالا دارد تلفن می‌کند ؟» یا چیزی شبیه این.

در تمام داستان گفته می‌شود : «پسر عمو سباستین» در حالی که روابط داستان که گشوده می‌شود، مشخص می‌گردد که «پسر دایی سباستین» است، نکته‌ای که مترجم به راحتی می‌توانست آن را برطرف سازد. گرچه این مورد، که تنها ناشی از بی‌توجهی است، در برابر انبوه ساختارهای غیرفارسی جملات کتاب، کوچک است. جملات به کار رفته در این کتاب حتی اگر غلط نباشد، ثقیل است و از زبان گفتار و طبعا از سبک تنسی ویلیامز بسیار فاصله دارد.

واپسین بروز رسانی ( 20 خرداد 1386 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  به عمل کار برآید به سخن دانی نیست  ”   -  سعدی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه