برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
باشندگان در تارنما: 3 نفر میهمان
 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow اوستا arrow یشت ها arrow خرداد یشت تاریخ امروز
15 آذر 1387 ساعت 01:43
 
 
 
خرداد یشت چاپ فرستادن صفحه با نامه

خرداد یشت

1
اَهوره­مَزدا به سِـپیتمان زَرتــُشـت گفت :
من یاری و رستگاری و رامش و بهروزی خـُرداد را برای مردمان اَشـَوَن بیافریدم ... (1)
کسی که در میان اَمشاسپَندان، او را بستاید، بدان مانـَد که امشاسپندان بهمن و اَردیبهشت و شهریور و سپَندارمذ و خـُرداد و اَمُرداد را ستوده باشد.

2
کسی که هزار بار هزار، ده هزار بار ده هزار، سد هزار بار سد هزار در ستیز با دیوان، نام­های امشاسپندان - [ به ویژه ] خرداد - را یاد کند، «نـَسو»، «هـَشی»، «بـَشی»، «سَئِنی» و «بوجی» از او دور شود.

3
نخست من به آواز بلند، اَشَوَن مرد را می­گویم :
اگر کسی بدین­سان در میان ایزدان مینوی، به رَشن ِراست­ترین و به امشاسپندان روی نیاز آورد، همه­ی آنان را - که دارای چنین نام­هایی دلیرانه­اند - اشون مرد را از نسو، هشی، بشی، سئنی، بوجی، سپاه ِفراخ سنگر و افراشته درفش ِدشمن، مردم ستمکار ِدُروَند، تیغ ِدرخشان، جادو، پری، و تباه روزگاری رهایی بخشند.

4
چگونه راه ِاشون مرد ِ از راه ِدُروند مرد بازشناخته شود ؟
آن­گاه اهوره­مزدا گفت :
اگر کسی «مَنثــَره» را از بر بخواند یا از یاد خویش بگذراند یا باژ گیرد یا به آواز بلند بخواند و شیاری به گـِرد خویش بکشد، خویشتن را در آسودگی نگاه تواند داشت. (2)

5
هریک [ از شما ] - تو (3) و دُروج - را که آشکار باشید، هریک [ از شما ] را در هر کاری که باشید، هریک از شما را که پنهان [ باشید ]، هریک [ از شما ] را - تو و دروج را - من از خانمان­های ایرانی بیرون رانم.
تو و دروج را من به بند درکشم.
تو و دروج را من براندازم.
تو و دروج را من به زیر پا افگنم. (4)

6
سه شیار بکشد؛ [ سه ]. من اشون مرد را می­گویم.
شش  شیار بکشد؛ شش. من اشون مرد را می­گویم.
نـُه  شیار بکشد؛ نُه. من اشون مرد را می­گویم.

7
نام­های امشاسپندان، «دُروج»های به «نـَسو» پیوسته و تخمه و نژاد «کـَرَپ»ها را نابود کند.
زَوت - زرتشت - به خواست و کام خویش - چنان که همیشه خواست و کام اوست - آنان را به دوزخ هولناک [ براند ].

8
هنگامی که آفتاب هنوز فرو ننشسته است و پس از فرو نشستن آفتاب، او (5) با رزم افزاری کـُشنده، به خشنودی ایزدان مینـُوی و شناختِ درستِ آنان، «نسو» را فرو کوبد و به سوی اَپاختر [ براند ] و آن تباهکار را به کام نیستی درافکند.

9
ای زرتشت !
تو نباید این «منثره» را بیاموزی جز به پدر یا پسر یا برادر تنی یا آتـُربان وابسته به پایگاه­های سه گانه : کسی که به نیکی نامبردار، نیک دین، پرهیزگار و اشون است؛ کسی که دلیرانه در همه­جا به گسترش دین کوشد.

10
او را - امشاسپند خرداد را - برای فـَرّ و فروغش با نماز [ی به بانگِ ] بلند و با زَور می­ستاییم.
ما امشاسپند خرداد را با هَوم ِآمیخته با شیر، با بَرسَم با زبان خرد، و «منثره» با اندیشه و گفتار و کردار [ نیک ]، با زَور و با سخن ِرسا می­ستاییم.
«یــِنگهـِه هاتــَم ...»

11
«یَثــَه اَهو وَیریو ...»
درود می­فرستم به خردادِ راد، به یایریَه هوشیتی، به فرشتگان ِسال و به ردان ِاشه.
«اَشِم وُهو ...»
«اَهمای رَئشچَه ...» (6)


1. در این­جا، چندین واژه از متن تباه شده است و معنی درستی از آن­ها برنمی­آید.
2. شیار کشیدن در این­جا یادآور شیاری است که در آیین «برشنوم» بر گرد «برشنوم گاه» می­کشند. (نگاه کنید به وندیداد - فرگرد 9، بند 10 و 11)
3. دُروَند
4. مضمون این بند، همان «منثره» است که در بند پیش، سخن از آن رفت.
5. زرتشت
6. یسنا - هات 68، بند 11

 

 
 
     
 
     
 
 
“  اندر بلای سخت پدید آید / فضل و بزرگمردی و سالاری  ”   -  رودکی سمرقندی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000018 ثانیه