نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 2 نفر میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
داستان دزد و صاحب خانه

شخصی دزدی در خانه دید، خواست او را بگیرد، دزد گریخت، دو سه میدان به دنبال او دوید و نزدیک بود بگیردَش که دزدی دیگر فریاد برآورد : «آی دزد، آی دزد !!» صاحب خانه از ترس اینکه دزدی دیگر به خانه ی او آمده و ممکن است به زن و بچه ی او صدمه ای بزند دست از آن دزد برداشت و سراسیمه...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
به کدام بخش رای می دهید ؟
 
 
     
 
  مسیر برگ نخست arrow ضرب المثل های ایرانی arrow شاه می بخشد، شیخ علی خان نمی بخشد تاریخ امروز
15 آذر 1387 ساعت 02:40
 
 
 
شاه می بخشد، شیخ علی خان نمی بخشد چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 3
بدعالی 

گاهی اتفاق می­افتد که از مقام بالاتر دستوری صادر می­شود ولی بخش مربوطه صدور چنان دستوری را مقرون صلاح و مصلحت ندانسته از اجرای آن خودداری می­کند.

در چنین موقع حواله گیرنده با طنز و کنایه می­گوید : «عجب دنیایی است. شاه می­بخشد شیخ علی خان نمی­بخشد.»

باید دید این «شیخ علی خان» کیست و فرمان شاه را به چه جهت نکول می­کرد ؟

شیخ علی خان شب­ها با لباس مبدل به محلات و اماکن عمومی شهر می­رفت تا از اوضاع مملکت با خبر شود. به مستمندان و ایتام مخصوصا طلاب علوم بذل و بخشش زیاد می­کرد. ابنیه خیریه و کاروانسراهای متعددی به فرمان این وزیر با تدبیر در گوشه و کنار ایران ساخته شده است که همه را امروزه به غلط «شاه عباسی» می­گویند.

شیخ علی خان با وجود قهر و سخط «شاه سلیمان» شخصیت خود را حفظ می­کرد و تسلیم هوسبازی­هایش نمی­شد چنان که هر قدر شاه سلیمان به او اصرار می­کرد که شراب بنوشد امتناع می­کرد. حتی یکبار در مقابل تهدید شاه پیغام داد : «شاه بر جان من حق دارد اما بر دینم من حقی ندارد.»

یکی از عادات شاه سلیمان این بود که در مجالس عیش و طرب شبانه هنگامی که سرش از باده­ی ناب گرم می­شد دیگ کرم و بخشش وی به جوش می­آمد و به نام رقاصه­ها مغنیان مجلس مبلغ هنگفتی حواله صادر می­کرد که صبح بروند از شیخ علی خان بگیرند.
چون شب به سر می­رسید و بامدادان حواله­ها صادره را از نزد شیخ علی خان می­بردند همه را یکسره و بدون پروا نکول می­کرد و به بهانه­ی آن­که چنین اعتباری در خزانه موجود نیست، متقاضیان را دست از پا درازتر برمی­گردانید.
در واقع شاه می­بخشید، شیخ علی خان نمی­بخشید و از پرداخت مبلغ خودداری می­کرد. در سفرنامه­ی «انگلبرت» هم آمده : «او با قدرت کامله­ای که داشت حتی می­توانست وقتی که شاه می­بخشد او نبخشد.»

 

 
 
     
 
     
 
 
“  ز چیز کسان دور کنید دست ... بی آزار باشید و یزدان پرست  ”   -  فردوسی بزرگ
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000018 ثانیه