آدینه (ناهیدشید)
بیست و هشتم (زامیاد روز)
اسفند 1388
 
 
برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن های ایرانی
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
نام نامه ی ایرانیان
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
تبلیغات در آریابوم
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 8 نفر میهمان
 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow اوستا arrow یسنه - یسنا arrow یسنا - هـات 52 تاریخ امروز
28 اسفند 1388
 
 
 
یسنا - هـات 52 چاپ فرستادن صفحه با نامه

هات 52

[ زوت و راسپی : ]
«یثه اهو ویریو ...»
[ زوت : ]
آن­چه را نیک است و آن­چه را نیک­تر است خواستارم برای سراسر آفرینش اشه که بوده­است و هست و خواهد بود.
اَشَی، بخشنده­ی پیروزی دیرپای، به خواست خویش یاری رساند و آرزو را برآورد.

2
[ اشی ] از همه­ی درمان­هایی که در آب­ها و گیاهان و چارپایان است، برخوردار است؛ اوست که ستیزه­های دیوان و مردمان [ دُروند ] را - که به زیان این خانه و خانه­ی خدای ورزند - درهم تواند شکست.

3
دهش نیک و پاداش نیک، نیکی پیشین و پسین که پیروزی دیرپای بخشد؛ آن­چنان­که ما از بزرگ­ترین و بهترین و زیباترین پاداش بهره­مند شویم.

4
امشاسپندان را ستایش و نیایش می­گزاریم و خشنود می­کنیم و آفرین می­خوانیم تا این خانمان را بنوازند؛ سراسر آفرینش اشه را بنوازند و سراسر آفرینش دُروج را براندازند.
ای اشه !
مزدا را - که نیک خواه آفریدگان است - درود می­گوییم.

5
ای اَهوره­مزدا !
بشود که به کام و خواست [ خویش ]، به آفریدگان خود - به آب­ها، به گیاهان، به همه­ی نیکان اَشَه نژاد - شهریاری کنی !
بشود که اَشَه را توانایی و دروج را ناتوانی بخشی !

6
کامروا باد اَشَه !
ناکام باد دروج !
سپری شده، برانداخته، زَدوده، بَرده و ناکام باد دروج در آفرینش سپَند مینو !

7
اینک من - زَرتُشت - سران خانمان­ها و روستاها و شهرها و کشورها را برانگیزم که به دین اهورایی زرتشتی بیندیشند و سخن گویند و رفتار کنند.

8
[ زوت راسپی : ]
فراخی و آسایش آرزومندم سراسر آفرینش اَشَه را.
تنگی و دشواری آرزومندم سراسر آفرینش دروج را.
«اَشَم وُهو ...»
شادمانی هَوم ِاَشَه­پرور را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین خوانی.
[ زَوت : ]
«یَثَه اَهو وَیریو ...» که زوت مرا بگوید.
[ راسپی : ]
«یَثَه اَهو وَیریو ...» که زوت مرا بگوید.
[ زَوت : ]
«آثارَنوش اَشات چیت هَچا ...» که پارسا مرد دانا بگوید.

 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  بهار عمر ملاقات دوستان است ... چه حظ برد خضر از عمر جاودان تنها؟  ”
 صائب تبریزی
 
     
 
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه