|
هات 23 1 [ زَوت : ] خواستار ستایشم فَرَوَشیهای آنان را که پیش از این در این خانمانها، روستاها، شهرها و کشورها بودند. آنان که آسمان را نگاهداری کردند؛ آب را نگاهداری کردند؛ زمین را نگاهداری کردند؛ جانور را نگاهداری کردند؛ کودک را در زهدان مادر باردار نگاهداری کردند تا نمیرد. 2 خواستار ستایشم فروشیهای اهورهمزدا امشاسپندان را؛ فروشیهای همهی ایزدان اَشَونِ مینوی را. خواستار ستایشم فروشیهای گیومرت، زرتشت سِپیتمان، کیِ گـُشتاسپ، ایسَت واسترَ - پسر زرتشت - و فروشیهای پاک همهی نخستین آموزگاران کیش را. 3 خواستار ستایشم فروشیهای هریک از اشونان هر زمانی را که بر این زمین مرده است. فروشیهای اشونان را - چه زن، چه نوجوان، چه دوشیزه - که در کار و کوشش به سر بردند و از این خانه درگذشتند و اینک به امید ستایش نیک و پاداشند. 4 خواستار ستایشم فروشیهای نیرومند پیروز اشونان را. خواستار ستایشم فروشیهای نخستین آموزگاران کیش، فروشیهای نیاکان و فروشی روان خویش را. خواستار ستایشم همهی رَدانِ اشونی، همهی نیکی دهندگان - ایزدان مینُوی و جهانی - را که به آیین بهترین اَشَه، برازندهی ستایش و سزاوار نیایشند. 5 من خَستویم که مزدا پرست، زرتشتی، دیوستیز و اهورایی کیشم. هاوَنی اشون، رَدِ اشونی را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین ! ساونگْهی ویسیَهیِ اشون، ردان اشونی را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین ! ردان روز و گاهها و ماه و گَهَنبارها و سال را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین ! [ زَوت : ] « یَثَه اَهووَیرْیو ...» که زوت مرا بگوید. [ راسپی : ] «یَثَه اَهووَیرْیو ...» که زوت مرا بگوید. [ زَوت : ] «اَثارَتوش اشَاتْ چیت هَچا ...» که پاسار مرد دانا بگوید.
|