برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
باشندگان در تارنما: 2 نفر میهمان
 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow اوستا arrow اردیبهشت یشت تاریخ امروز
15 آذر 1387 ساعت 02:17
 
 
 
اردیبهشت یشت چاپ فرستادن صفحه با نامه

اردیبهشت یشت

خشنودی اردیبهشت، زیباترین امشاسپند، [ نماز ِ] اَیریَمَن ایشیَه­ی نیرومند ِمزدا آفریده و سَوکَ­ی نیک فراخ دیدگاه ِمزدا آفریده­ی اشون را.
«یَثـَه اهووَیَریو ...» که زَوِت مرا بگوید.
«یَثـَه اهووَیَریو ...» که پارسا مرد دانا بگوید.

1
اهوره­مزدا به سپیتمان زرتشت گفت :
ای سپیتمان زرتشت ! ای ستاینده و زَوت و دادخواه و اندرزگوی و نیایشگر و مهربان و سرودخوان !
هنگامی که من و اردیبهشت، گیهان ِروشن و درخشان و خانه­های خورشیدسان را آفریدیم ...(1) بویژه ستایش و نیایش ما امشاسپندان را ...

2
زرتشت گفت :
ای اهوره­مزدا ! ای مژده­رسان گفتار راست !
اینک سپیتمان زرتشت - ستاینده و زوت و دادخواه و اندرزگوی و نیایشگر و مهربان و سرودخوان - را بفرمای :
چگونه بود [ آن سخن ]،‌ هنگامی که تو و اردیبهشت، گیهان روشن و درخشان و خانه­های خورشیدسان را آفریدید ... (1) به­ویژه ستایش و نیایش شما امشاسپندان را ؟

3
من اردیبهشت را همی­خوانم.
هنگامی­که من اردیبهشت را بخوانم، ‌آرامگاه نیک دیگر امشاسپندان نیز - که مزدا آن­را با اندیشه­ی نیک نگاهداری می­کند؛ که مزدا آن را با گفتار نیک نگاهداری می­کند؛ که مزدا آن را با کردار نیک نگاهداری می­کند - گشوده شود.
آن آرامگاه نیک در گـَرزمان اهوره است.

4
گَرزمان، ‌مردان اشون راست.
هیچ­یک از دُروَندان، دیدار اهوره­مزدا را بدان راهی نیابد.

5
[ نماز ] ایریمن ایشیه که «انگرَمَینیو» و همه­ی جادوان و پریان را برمی­اندازد، ‌بزرگ­ترین منثره­ی ورجاوند است؛ بهترین منثره­ی ورجاوند است؛ زیباترین منثره­ی ورجاوند است.
در میان منثره­های ورجاوند نیرومند است. نیرومندترین منثره­ی ورجاوند است.
در میان منثره­های ورجاوند استوار است. استوارترین منثره­ی ورجاوند است.
در میان منثره­های ورجاوند پیروز است. پیروزترین منثره­ی ورجاوند است.
در میان منثره­های ورجاوند درمان­بخش است. درمان­بخش­ترین منثره­ی ورجاوند است.

6
کسی [ از پزشکان ] به یاری «اشه» درمان کند. کسی [ از پزشکان ] به یاری دانش درمان کند. کسی [ از پزشکان ] با کارد درمان کند. کسی [ از پزشکان ] با گیاهان درمان کند. کسی [ از پزشکان ] با منثره درمان کند.
درمان­بخش­ترین پزشکان کسی است که با منثره­ی ورجاوند درمان کند.(2)
آن که [ بیماری­های ] اندرونه­ی اشون مرد را درمان کند، درمان­بخش­ترین پزشکان است.

7
ای ناخوشی­ها بگریزید !
ای مرگ بگریز !
ای دیوان بگریزید !
ای پتیارگان بگریزید !
ای اَشموغ ِ کینه­ور، از اشه بگریز !
ای مرد ستمکار بگریز !

8
ای اژدها نژادان بگریزید !
ای گرگ نژادان بگریزید !
ای [ بد نهادان و گزندرسانان ] دوپا بگریزید !
ای «ترومَیتی» بگریز !
ای «پَیری مَیتی» بگریز !
ای تب بگریزید !
ای دروغ­زن بگریز !
ای آشوب و ناآرامی بگریز !
ای مرد ِبدچشم بگریز !

9
ای دروغ­گوترین دروغ­گویان بگریز !
ای زن ِروسپی جادو بگریز !
ای زن ِ بدکاره­ی «کـَخوارِذ َ» بگریز !
ای باد ِ اپاختر (3) بگریز !
ای بادِ اپاختر نابود شو!
هر آن­که از نژاد این اژدهاست،‌ نابود شود !

10
آن­که هزار بار هزاران تن ده­هزار بار ده­هزار تن از این دیوان را بکشد؛ ناخوشی­ها را براندازد؛ مرگ را براندازد؛ دیوان را براندازد؛ پتیارگان را براندازد؛ اشموغ ِدشمن اشه را براندازد؛ مردم ستمکار را براندازد.

11
اژدها نژادان را براندازد، ‌گرگ­نژادان را براندازد؛ [ بدنهادان و گزند رسانان ] دوپا را براندازد؛ ترومَیتی را براندازد؛ پَیری مَیتی را براندازد؛ تب را براندازد؛ دروغ­زن را براندازد؛ ‌آشوب و ناآرامی را براندازد؛ بد چشم را براندازد.

12
دروندترین دروندان را براندازد؛ زن روسپی جادو را براندازد؛ زن بدکاره­ی کخوارذ را براندازد؛ باد اپاختر را براندازد؛ باد اپاختر را نابود کند. آن­را که [ از بدنهادان و گزندرسانان ] دوپاست، نابود کند.

13
اگر کسی هزار بار هزاران تن ده­هزار بار ده­هزار تن از دیوان را بکشد، فریفتارترین دیوان - اهریمن تبهکار - از فراز آسمان سرنگون گردد و فروافتد.

14
اهریمن تبهکار گفت :
وای بر من از [ دست ] اردیبهشت.
ناخوش­ترین ناخوشی­ها را براندازد.
با ناخوش­ترین ناخوشی­ها بستیزد.
تباه­ترین تباهی­ها را براندازد.
با تباه­ترین تباهی­ها بستیزد.
دیوترین دیوان را براندازد.
با دیوترین دیوان بستیزد.
پتیاره­ترین پتیارگان را براندازد.
با پتیاره­ترین پتیارگان بستیزد.
اشموغ ِدشمن اشه را براندازد.
با اشموغ ِدشمن اشه بستیزد.
ستمکارترین مردمان را براندازد.
با ستمکارترین مردمان بستیزد.

15
اژدها نژادترین اژدهانژادان را براندازد.
با اژدها نژادترین اژدهانژادان بستیزد.
گرگ نژادترین گرگ نژادان را براندازد.
با گرگ نژادترین گرگ نژادان بستیزد.
[ بد نهادترین و گزند رسان­ترین ِ] دوپایان را براندازد.
با [ بد نهادترین و گزند رسان­ترین ِ] دوپایان بستیزد.
ترومَیتی را براندازد.
با ترومَیتی بستیزد.
پَیری مَیتی را براندازد.
با پَیری مَیتی بستیزد.
سخت­ترین تب­ها را براندازد.
با سخت­ترین تب­ها بستیزد.
دروغ­زن­ترین دروغ­زنان را براندازد.
با دروغ­زن­ترین دروغ­زنان بستیزد.
ستیهنده­ترین ستیهندگان را براندازد.
با ستیهنده­ترین ستیهندگان بستیزد.
بدچشم­ترین بدچشمان را براندازد.
با بدچشم­ترین بدچشمان بستیزد.

16
دُروندترین دُروندان را براندازد.
با دُروندترین دُروندان بستیزد.
زن روسپی جادو را براندازد.
با زن روسپی جادو بستیزد.
زن بدکاره­ی کخوارذ را براندازد.
با زن بدکاره­ی کخوارذ بستیزد.
باد اپاختر را براندازد.
با باد اپاختر بستیزد.

17
دروج باید بکاهد ! دروج باید نابود شود !
دروج باید سپری گردد و یکسره نابود شود !
تو [ - دروج - ] باید در اپاختر ناپدید شوی !
تو نباید جهان استومند اشه را نابود کنی !

18
اردیبهشت، زیباترین امشاسپند را برای فر و فروغش  با نماز [ی به بانگ ِ] بلند و با زور می­ستاییم.
اردیبهشت، زیباترین امشاسپند را با هوم آمیخته به شیر، با برسم، با زبان خرد و «منثره»، با اندیشه و گفتار و کردار [ نیک ] و زور و سخن رسا می­ستاییم.
«یــِنگهــِه هاتــَم ...»

19
«یثه اهوویریو ...»
درود می­فرستیم به زیباترین امشاسپندان، اردیبهشت؛ به [ نماز ] ایریمن ایشیه­ی مزدا آفریده و به سوک­ی نیک فراخ دیدگاه مزدا آفریده­ی اشون.
«اَشِم وُهو ...»
«اهمایی رَئشچَه ...» (4)


 1. در متن به جای نقطه­ها چندین واژه آشفته شده و معنی روشن از آن­ها بدست نمی­آید.
2. وندیداد - فرگرد 7 - بند 44.
3. در اساطیر ایران اپاختر (= شمال) جای اهریمن و دیوان و دروجان است.
4. یسنا هات 68 - بند 11

پانوشت ها :
 

 
 
     
 
     
 
 
“  واقعیت این است که تا پیدایش صنعت چاپ، کمتر ملتی به اندازه ی ما کتاب نوشته است. کتاب های خطی ما کتابخانه های داخلی و خارجی را انباشته اند  ”   -  پرویز رجبی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000021 ثانیه