برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 3 نفر میهمان
 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow داستان های ایرانی arrow داستان های گلستان arrow پادشاه و اسیر تاریخ امروز
15 آذر 1387 ساعت 01:10
 
 
 
پادشاه و اسیر چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 7
بدعالی 
نگارش : بهزاد فرهانیه   
29 فروردین 1386 ساعت 02:56

باب اول در سیرت پادشاهان

حکايت 1

پادشاهی را شنیدم که به کشتن اسیری اشارت کرد، بیچاره در آن حالت نومیدی به زبانی که داشت ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن که گفته­اند هرکه دست از جان بشوید هرچه در دل دارد بگوید.

وقت ضرورت چو نماند گريز      دست بگيرد سر شمشير تيز

مَلــَک پرسيد : «اين اسير چه می­گويد ؟»
يکی از وزيران نيک محضر گفت : ای خداوند همی­گويد : «والکاظمين الغيظ و العافين عن الناس»
ملک را رحمت آمد و از سر خون او درگذشت.
وزير ديگر که ضد او بود گفت : «ابنای جنس ما را نشايد در حضرت پادشاهان جز راستی سخن گفتن. اين ملک را دشنام داد و ناسزا گفت.»
ملک روی ازين سخن درهم آمد و گفت : «آن دروغ پسنديده­تر آمد مرا زين راست که تو گفتی که روی آن در مصلحتی بود و بنای اين بر خبثی.»
چنانکه خردمندان گفته­اند : «دروغ مصلحت آميز به ز راست فتنه انگيز»

هر که شاه آن کند که او گويد        حيف باشد که جز نکو گويد

و بر پيشانی ايوان کاخ فريدون شاه، نبشته بود :

جهان ای برادر نماند به کس        دل اندر جهان آفرين بند و بس
مکن تکيه بر ملک دنيا و پشت   که بسيار کس چون تو پرورد و کشت
چو آهنگ رفتن کند جان پاک    چه بر تخت مردن چه بر روی خاک

واپسین به روز رسانی ( 29 فروردین 1386 ساعت 02:58 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  جامعه ی ما، زمانی احساس می کند که باید یک نفر را به اوج برساند و پس از مدتی او را به زمین بزند. به این دلیل ما در ایران شهروند یا دانشمند متوسط نداریم. شهروندان ما یا خائن هستند یا بزرگند.  ”   -  پرویز رجبی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000018 ثانیه