نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 2 نفر میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
داستان دزد و صاحب خانه

شخصی دزدی در خانه دید، خواست او را بگیرد، دزد گریخت، دو سه میدان به دنبال او دوید و نزدیک بود بگیردَش که دزدی دیگر فریاد برآورد : «آی دزد، آی دزد !!» صاحب خانه از ترس اینکه دزدی دیگر به خانه ی او آمده و ممکن است به زن و بچه ی او صدمه ای بزند دست از آن دزد برداشت و سراسیمه...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
به کدام بخش رای می دهید ؟
 
 
     
 
  مسیر برگ نخست arrow زبان و ادبیات arrow هدف سره گویی و سره نویسی تاریخ امروز
15 آذر 1387 ساعت 01:03
 
 
 
هدف سره گویی و سره نویسی چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 6
بدعالی 
16 فروردین 1386 ساعت 01:22

میرجلال­الدین کزازی

از هدف­های سره­گویی و سره­نویسی این است که از زیان­هایی که واژگان بیگانه به ساختار آوایی و گوش­نواز زبان و هم­چنین رسایی، پختگی و استواری آن وارد می­کنند، جلوگیری کنیم.

این که زبان پارسی نمی­­باید «وام­واژه­ها» را راه دهد، دیدگاهی دانش­ورانه و بر پایه­ی­ برهان­های زبان شناختی است. زبان پارسی بسیار پیشرفته است. زبانی است بسیار پویا. از دید زبان شناسی تاریخی، پیش­رفته­ترین زبان کنونی است. این از آن­جاست که زبان، آینه­ی فرهنگ است. فرهنگی که پویاست، زبانی هم سنگ و هم ساز با خویش را پدید می­آورد. فرهنگ ایرانی چون فرهنگی پویا و پیشتاز است، زبان پارسی هماهنگ با آن بسیار دگرگون شده و پیش­رفت کرده است. زبان پارسی امروز، ساختاری دارد که با بسیاری از دیگر زبان­های جهان، هم روزگار نیست. به سخن دیگر، آن زبان­ها از دید کاربرد­های سرشتین و بنیادین، در روزگاران و ساختارهایی مانده­اند که دیری است، زبان پارسی از آن­ها گذشته است. دیگر زبان­های جهان با پارسی دری یا همان پارسی نو، هم روزگار نیستند. برای نمونه با پارسی میانه سنجیدنی­اند، حتی با پارسی­باستان.

اگر زبان پارسی که بسیار پیش­رفته است، از زبان­ها که در سنجش با آن، هنوز کهن مانده­اند، واژه بستاند، برخود زیان زده است. این واژه­ها با ساختار، هنجار­ها و رفتار­های زبان پارسی سازگار نیستند. از این روی آن­ها، گزند می­رسانند و برمی­آشوبند. بدان ماند که شما پاره­ای از پلاس یا بوریای ستبر درشت را بر پرنیانی نغز و رخشان بپیوندید و بدوزید. پیداست که این دو با یکدیگر، سخت ناسازند.

نخستین و آشکارترین زیان و گزندی که زبان­های بیگانه به زبان پارسی می­زنند آن است که به رفتار آهنگین ­وخنیایی و هموار و گوش نواز این زبان لطمه می­زند. واژه­های ایرانی هنگامی که از روزگاران باستان میانه به روزگار نو رسیده­اند، واژه­های پارسی شده­اند (پارسی دری)، از دید ساختار آوایی، سوده و ساده و نرم و هموار گردیده­اند. برای نمونه، یک واژه درشتناک گران اوستایی مانند «خورنه»(khoarnah) در پارسی شده است «فر»(far). از دید آوایی به فرجام خود رسیده­ است؛ یعنی واژه­ای مانند «فر» بیش از این سوده و کوتاه نمی­تواند بشود.

اما واژه­هایی را که از زبان­های دیگر می­ستانیم، می­توانند واژه­های درشت و گران و ناهموار باشند که آن ساختار دلاویز آوایی را از میان می­برد. اما خواست سره­نویسان بازگشت به زبان زمان روزگار فردوسی نیست؛ اگر نوشته­ها و سروده­های پارسی گرایانه امروز، به زبان فردوسی می­ماند، از آن روی نیست که آن نویسنده یا سراینده، آن زبان را به کار می­گیرد یا می­خواهد به شیوه­­ی فردوسی بسراید. از آن­جاست که زبان پارسی بدان سان که استاد توس یا سعدی به کار گرفته است، از دیدی دیگر، نزدیک­ترین زبان، به زبان سرشتین پارسی است. هنگامی که ما می­کوشیم به این زبان برسیم، خواه ناخواه، آن چه به دست می­آوریم، نزدیک فردوسی خواهد بود.

بی­نیازی زبان پارسی از واژه­های بیگانه

زبان فارسی، زبانی است توانمند و بی­نیاز، اگر گاهی به «وام واژه­ها» نیاز دارد، این نیاز در همان مرز و اندازه­ای است که هر زبان می­تواند داشته باشد. و حتی بسیار کمتر از بسیاری از دیگر زبان­ها، نیازمند «وام­واژه­ها»ست.

این توانمندی در زبان پارسی برمی­گردد به سامانه و دستگاه واژه­سازی در این زبان که بسیار نیرومند و کارآمد و آفرینش گرانه است و حتی بی­کرانه است و می­توانیم بی­شماره در پارسی، واژه بسازیم. زبان پارسی مانند بسیاری از زبان­های جهان، کالبدینه نیست؛ بدین­سان که پیمانه­ها و ریخت­های از پیش نهاده­ای برای واژه­سازی در این زبان نمی­بینیم. زبان پارسی بسیار نرمش­پذیر است و به موم می­ماند [از این رو]، خود را با توان زبانی کاربر خویش دمساز می­گرداند.

هرچه مایه و توان و دانش شما در زبان پارسی بیش­تر باشد، این زبان را آسان­تر و «مایه­ورتر» می­توانید به کار بگیرید. برای همین است که این زبان در جهان، سخن سرود شعر شده است. برای آن که سخنور می­تواند آن چه را در درون او می­گذرد، به یاری این زبان روشن­تر و رساتر بازگوید. او زبان پارسی را بیش از هر زبان دیگر می­تواند از آن خود کند و می­تواند زبانی ویژه و شیوه شناختی در پارسی خود بیابد.

برای نمونه، یکی از واژه­های بسیار آشنا در زبان پارسی، واژه­ی «دست» است. با این واژه می­توان ده­ها واژه ساخت. گذشته از آن واژه­ها که دیگران پیش از این، از این واژه­ ساخته­اند. بسنده است که این واژه­ را با واژه­ی دیگر بپیوندید تا واژه­ای نو، به دست آید :
فرادست، فرودست، زبردست، بالادست، پایین­دست، دستاویز، دستبند، دستگیره و ...
حتی می­توانیم فرهنگی خرد از واژگانی را که تا کنون با این واژه ساخته شده است فراهم  بیاوریم.

از این روی، این زبان در سرشت و ساختار، زبانی ت­ُن­ُک مایه نیست که از برآوردن نیاز­های روز ناتوان باشد و بخواهد از «وام واژه­ها» بهره برد. ناتوانی، کمبود و بی­توشی، از زبان پارسی نیست از کسانی است که این زبان را به کار می­گیرند.

از این روی می­توان از واژگان بیگانه پرهیز کرد. برای واژگانی که به هر انگیزه­ای در این زبان راه جسته است، برابر­های پارسی بیابیم؛ اندک اندک این واژه­ها را هم از زبان برانیم؛ و آن واژگان دیگر را، به جای آن­ها بنشانیم. ما اگر گاهی اندک نیاز داشتیم که واژه­ای را از زبان دیگر بستانیم، برآنم که می­توانیم چنین کرد.


بخشی از یکی از سخنرانی­های دکتر میرجلال­الدین کزازی


برگرفته از تارنمای فر ایران

واپسین به روز رسانی ( 16 اردیبهشت 1386 ساعت 23:34 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  واقعیت این است که تا پیدایش صنعت چاپ، کمتر ملتی به اندازه ی ما کتاب نوشته است. کتاب های خطی ما کتابخانه های داخلی و خارجی را انباشته اند  ”   -  پرویز رجبی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000018 ثانیه