|
هات 25 1 «اَشِم وهو ...» اینک برسم و زَور نهادهایم دادار اَهوره مزدای رایومند فرهمند و امشاسپندان را. این هَوم به آیین اشه نهاده را خواستار ستایشم. این شیر روان به آیین اشه نهاده را خواستار ستایشم. این گیاه «هَذا نَئپتا»ی به آیین اشه نهاده را خواستار ستایشم. 2 با آبهای نیک، این زور آمیخته به هوم، آمیخته به شیر، آمیخته به «هَذا نَئپتا»ی به آیین اشه نهاده را خواستار ستایشم. با آبهای نیک، آب هوم را خواستار ستایشم. هاون سنگین را خواستار ستایشم. هاون آهنین را خواستار ستایشم. 3 این گیاه برسم و پیوستگی به خشنودی رد، یادگیری و کاربندی دین نیک مزدا پرستی، سرودن «گاهان» و پیوستگی به خشنودی رد اَشَوَن، رد اشونی و این هیزم و بخور را خواستار ستایشم. ترا - ای آذر اهوره مزدا ! - و همهی مزدا آفریدگان نیک اشه نژاد را خواستار ستایشم. 4 اهورهمزدای رایومند فرهمند، امشاسپندان، مهر فراخ چراگاه و رام بخشندهی چراگاه خوب ... 5 «خورشید» جاودانهی رایومند تیز اسب، «اَندَروای» زبر دست، دیدبان دیگر آفریدگان، آنچه از تو – ای اندروای – که از سپند مینو است، راستترین دانش مزدا آفریدهی اشون دین نیک مزدا پرستی ... 6 «مَنثرَه»ی وارجاوند کارآمد، داد دیو ستیز، داد زرتشتی، روش دیرین، دین نیک مزدا پرستی، باور داشتن به «منثره»، هوش دریافت دین مزدا پرستی، آگاهی از «منثره»، دانش سرشتی مزدا آفریده، دانش آموزشی مزدا داده ... 7 آذر اهورهمزدا ای آذر اهورهمزدا ! تو و همهی آتشها، کوه «اوشیدَرِنَ»ی مزدا آفریده و بخشندهی آسایش اشه ... 8 همهی ایزدان اَشَوَن مینوی را میستاییم. همهی ایزدان اَشَوَن جهانی را میستاییم. |