|
هات 22 1 «اَشِم وهو ...» اینک برسم و زَور نهادهایم دادار اَهوره مزدای رایومند فرهمند و امشاسپندان را. این هَوم به آیین اشه نهاده را خواستار ستایشم. این شیر روان به آیین اشه نهاده را خواستار ستایشم. این گیاه «هَذا نَئپتا»ی به آیین اشه نهاده را خواستار ستایشم. 2 با آبهای نیک، این زور آمیخته به هوم، آمیخته به شیر، آمیخته به «هَذا نَئپتا»ی به آیین اشه نهاده را خواستار ستایشم. با آبهای نیک، آب هوم را خواستار ستایشم. هاون سنگین را خواستار ستایشم. هاون آهنین را خواستار ستایشم. 3 این گیاه برسم و پیوستگی به خشنودی رد، یادگیری و کاربندی دین نیک مزدا پرستی، سرودن «گاهان» و پیوستگی به خشنودی رد اَشَوَن، رد اشونی و این هیزم و بخور را خواستار ستایشم. ترا - ای آذر اهوره مزدا ! - و همهی مزدا آفریدگان نیک اشه نژاد را خواستار ستایشم. 4 خشنودی اهوره مزدا، امشاسپندان، سروش پارسا و آذر ِاهوره مزدا، آن رد بزرگوار اشونی را. 5 خواستار ستایش [ ایزدان ] گاهها، رَدانِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش هاوَنی اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش ساوَنگهی و ویسَیهی اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش مهر فراخ چراگاه، [ آن ] هزار گوشِ دههزار چشم، [ آن ] ایزدِ نامبردار و رام ِبخشندهی چراگاه خوبم. 6 خواستار ستایش رَپیثوینِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش فْرادَت فْشو و زَنتوم اَشَوَن، رَدان ِاَشَوَنیام. خواستار ستایش اَردیبهشت و آذر اَهورهمَزدایم. 7 خواستار ستایش اُزَیرِین ِاَشَوَن، رَدِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش فْرادَت ویر و دَخیومِ اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش رَدِ بزرگوار نَپات اَپام و آبهای مَزدا آفریدهام. 8 خواستار ستایش اَویسروثریمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش فْرادَت ویسپَم و زَرتُشتوم اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش فَروَشیهای اَشَوَنان و زنان و گروه فرزندان آنان و یا یْریَه هوشیتی و اَمَی ِنیک آفریدهی بُرزمَند و بهرام ِاَهوره آفریده و اوپَرَتاتِ پیروزم. 9 خواستار ستایش اُشَِهینِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش بِرِجْیَه و نْمانْیِهیِ اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش سُروشِ پارسایِِ پاداش بخشِ پیروزِ گیتی افزای و رَشْنِ راستترین و اَرشْتادِ گیتی افزای و جهان پرورم. 10 خواستار ستایش [ ایزدان ] ماه، رَدانِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش اَندَرماهِِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش پُرماه، و ویشپْتَثَیِ اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنیام. 11 خواستار ستایش [ ایزدان ] گَهَنبارها، رَدانِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش مَیدیوزَرِمِِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش مَیدْیوشِمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش پتْیَه شْهیمِِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش اَیاسْرِمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش مَیدْیارِمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش هَمَسْپَتْمَدَمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنیام. خواستار ستایش [ ایزدان ] سال، رَدانِ اَشَوَنیام. 12 خواستار ستایش همهی این رَدانم که سی و سه رَدانِ اَشَوَنیاند به پیرامون هاوَنی. آنان از آن بهترین اَشَهاند که مَزدا آموخته و زَرتُشت گفته است. 13 خواستار ستایش اَهوره و مهر، بزرگوارانِ گزند ناپذیرِ آشَوَن و ستارگان آفریدهی سپَند مینو و ستارهی تِشَترِ رایومَندِ فَرِهمند و ماهِ در بردارندهی تخمهی گاو و خورشیدِ تیز اسب - چشمِ اَهورهمزدا - و مهر، شَهریار همهی سرزمینهایم. خواستار ستایش هُرمَزد [ روز ] رایومَندِ فََرِهمندم. خواستار ستایش [ ماه ] فَرَوَشیهای اَشَوَنانم. 14 ای آذر پسرِ اَهورهمَزدا ! خواستار ستایش تو و همهی آذرانم. خواستار ستایش آبهای نیک و همهی آبهای مَزدا آفریده و همهی گیاهان مَزدا آفریدهام. 15 خواستار ستایش «مَنثَره»یِ وَرجاوَندِ کارآمدم. خواستار ستایش دادِ دیو ستیز، دادِ زَرتُشتی، روشنِ دیرین و دینِ نیکِ مَزدا پرستیام. 16 خواستار ستایش کوه اوشیدَرِنَیِ مَزدا آفریده و بخشندهی آسایشِ اَشَه و همهی کوههای بخشندهی آسایش اَشَه و بسیار بخشندهی آسایشِ اَشَهیِ مَزدا آفریده، و فَرِکیانی مَزدا آفریده و فَرِ ناگرفتنی مزدا آفریدهام. خواستار ستایش اَشیِ نیک، چیستایِ نیک، اِرِثِیِ نیک، رَسَستاتِ نیک و فَر [ و ] پاداش مَزدا آفریدهام. 17 خواستار ستایش آفرینِ نیکِ اَشَوَن و اَشَوَن مردِ پاک و دامویش اوپَمَنَ، ایزدِ دلیرِ چیره دستم. 18 خواستار ستایش این جاها و روستاها و چراگاهها و خانمانها و آبشخورها و آبها و زمینها و گیاهان و این زمین و آن آسمان و باد اَشَوَن و ستاره و ماه و خورشید و اَنیرانِ جاودان و همهی آفریدگان سپَند مینو، مردان و زنان اَشَوَنم که ردانِ اَشَوَنیاند. 19 به هاوَنگاه، خواستار ستایش رَدِ بزرگوار اَشَوَنیام. خواستار ستایش رَدانِ روز و گاهها و ماه و گَهَنبارها و سالَم که رَدانِ اَشَوَنیاند. 20 [ زَوت و راسپی : ] «اَشِم وهو ...» اینک برسم و زَور نهادهایم دادار اَهوره مزدای رایومند فرهمند و امشاسپندان را. این هَوم به آیین اشه نهاده را خواستار ستایشم. این شیر روان به آیین اشه نهاده را خواستار ستایشم. این گیاه «هَذا نَئپتا»ی به آیین اشه نهاده را خواستار ستایشم. 21 با آبهای نیک، این زور آمیخته به هوم، آمیخته به شیر، آمیخته به «هَذا نَئپتا»ی به آیین اشه نهاده را خواستار ستایشم. با آبهای نیک، آب هوم را خواستار ستایشم. هاون سنگین را خواستار ستایشم. هاون آهنین را خواستار ستایشم. 22 این گیاه برسم و پیوستگی به خشنودی رد، یادگیری و کاربندی دین نیک مزدا پرستی، سرودن «گاهان» و پیوستگی به خشنودی رد اَشَوَن، رد اشونی و این هیزم و بخور را خواستار ستایشم. ترا - ای آذر اهوره مزدا ! - و همهی مزدا آفریدگان نیک اشه نژاد را خواستار ستایشم. 23 اهورهمزدای رایومند فرهمند، امشاسپندان، مهر فراخ چراگاه و رام بخشندهی چراگاه خوب ... 24 «خورشید» جاودانهی رایومند تیز اسب، «اَندَروای» زبر دست، دیدبان دیگر آفریدگان، آنچه از تو – ای اندروای – که از سپند مینو است، راستترین دانش مزدا آفریدهی اشون دین نیک مزدا پرستی ... 25 «مَنثرَه»ی وارجاوند کارآمد، داد دیو ستیز، داد زرتشتی، روش دیرین، دین نیک مزدا پرستی، باور داشتن به «منثره»، هوش دریافت دین مزدا پرستی، آگاهی از «منثره»، دانش سرشتی مزدا آفریده، دانش آموزشی مزدا داده ... 26 آذر اهورهمزدا ای آذر اهورهمزدا ! تو و همهی آتشها، کوه «اوشیدَرِنَ»ی مزدا آفریده و بخشندهی آسایش اشه ... 27 همهی ایزدان اشون مینوی و جهانی، فرَوَشیهای نیرومند پیروز اشونان، فروشیهای نخستین آموزگاران کیش، فروشیهای نیاکان ... خشنودی شما را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین.
|