رضا مرادی غياث آبادیگاهشماری ایرانی، دستاورد کوششهای خستگیناپذیر دانشمندان این سرزمین در گذر هزاران سال است. گمان نمیرود که هیچ ملت و تمدنی به اندازهی ایرانیان تا این اندازه به بررسی و پژوهش در تقویمشناسی پرداخته باشند. فهرست نسخههای خطی استاد «احمد منزوی»، خود به تنهایی نشاندهندهی بیش از دو هزار نسخهی تقویمی و خطی منتشرنشده به زبان فارسی است. بیشترین کتیبههای باستانی در زمینه نجوم و گاهشماری که در میاندورود بدست آمدهاند، به دوران فرمانروایی کاسیان و هخامنشیان منسوب هستند. کوشش و پیگیری شگفتانگیز دانشمندان ایرانی، منجر به پیدایی دقیقترین گاهشماری جهان در ایران شده است. اگر نمیتوانیم چیزی برآن بیفزاییم، آن را قربانی خواستههای بازیگوشانه خود نکنیم. گاهشماری ایرانی، سند افتخار علمی ایرانیان است، نه ابزاری برای خواستهای سادهانگارانه و دلخواهانهی ما.
گرایش شکوهمند و غرورآفرین جوانان میهن به باورها و آیینهای کهن، بیتردید باید مبتنی بر پاسداشت آنها باشد و نه تباهی و آسیب به آن. بسیاری از دستکاریهای وارد شده به گاهشماری ایرانی، با هدایت کسانی که از دقت این نظام گاهشماری رنج میبرند، بدست دوستداران فرهنگ ایران انجام میشود و هریک از ما نیز تصور میکنیم که این حق و اجازه را داریم که سلیقهی دلخواه خود را در آن به کار ببریم. یکی از کوششهای همیشگی ایرانیان باستان، تنظیم تقویمی بوده است که با تقویم طبیعی و دوره رویدادهای کیهانی، حداکثر انطباق را داشته باشد. این کوشش منجر به ایجاد و بهره برداری از تقویمها و نظامهای گاهشماری بسیار متعدد و متنوعی شده بود که در نهایت با ایجاد و تنظیم تقویم اعتدالی ایرانی به حداکثر دقت ممکن برای تطبیق تقویم قراردادی با تقویم طبیعی دست یافته شد و امروزه نیز این تقویم همچنان دقیقترین تقویم تاریخ بشر شناخته میشود. 
تقویم هجری خورشیدی امروزی با تغییر مبدأ گاهشماری، ادامه همان تقویم شهریاری ایرانی است و منظور از شهریاری دلالت بر هیچ پادشاهی نمیکند، بلکه منظور «شهریار تقویمها» است. ایجاد مبدأهای ساختگی و مجعول چند هزار ساله و نامهای ساختگی (مانند آریایی، میترایی، خیامی، مادی، زرتشتی و غیره) برای گاهشماری ایرانی، بجز اینکه تحریف تاریخ یک ملت و سخنانی دروغین و بدون اسناد و مدارک است، میتواند ضررهای جبران ناپذیری به ساختار گاهشماری ایرانی وارد کند. تقویمهای متنوعی که در ایران باستان وجود داشته و هنوز نیز برخی اقوام از آن استفاده میکنند، در انتخاب مبدأ سال و تعداد روزهای هر ماه خورشیدی با یکدیگر تفاوتهایی دارند. بطور نمونه، آغاز سال نو در تقویم خوارزمی با ششم فروردینماه شهریاری، در تقویم کوهدشتی با چهاردهم فروردینماه، در تقویم سنگسری با پنجم اردیبهشتماه، در تقویم طبری (تبری) با دوم مردادماه، در تقویم دیلمی با هفدهم مردادماه، در تقویم میترایی با یکم دیماه، در تقویم پشتکوهی با ششم بهمنماه و در تقویم محلی نطنز و کاشان با یکم اسفندماه مطابق است. اما نکتهی مهم در این است که در همهی این تقویمها نام ماهها و نام روزها به یک ترتیب و به گونه کموبیش یکسانی ثبت شده است و در نتیجه، هریک از آن تقویمها برای برگزاری جشنها و آیینهای سالیانه، در مقایسه با تقویمهای دیگر، زمانهای مختلفی را بدست میدهند. بطور نمونه جشن تیرگان (سیزدهم تیرماه) با تقویم سغدی و خوارزمی در هجدهم تیرماه شهریاری، با تقویم طبری در سیزدهم آبانماه و با تقویم دَیلمی در بیستوهفتم آبانماه برگزار شده است و میشود. اما برای همهی آنان این روز مطابق با تیـر روز از تیـرمـاه است. از سوی دیگر، همانطور که گفته شد، تقویمها در ترتیب نام ماهها و روزها با یکدیگر شباهت دارند و این نامها در بین آنها متداول است. اگر امروزه استفاده از نام روزها در تقویم خورشیدی هجری (شهریاری) ایرانی متداول نیست، این معنا را ندارد که این نامها نمیتواند در این تقویم وجود داشته باشد، بلکه استفاده از آن به دلیل رسمیت نداشتن و نبود کاربرد عمومی، مهجور مانده و از آن غفلت شده است. به عبارت دیگر نام روزهای ماه را میتوان در همهی تقویمهای ایرانی بکار گرفت، همانگونه که پیشینیان ما نیز چنین کردهاند. در تقویمهای ایرانی، «هرمزدروز» نام روز نخست ماه، «بهمنروز» نام روز دوم ماه، «شـهریـورروز» نام روز سوم ماه و … است و این ویژگی منحصر به تقویم خاصی نیست. در واقع نام روزها، جانشین شمارهی روزها شده و میتوان آنرا به هر تقویمی که از آن استفاده میکنیم، تعمیم داد. با توجه به نکات بالا و نیز اینکه تقویم فعلی هجری خورشیدی ایران، ادامهی تکامل یافتهی تقویمهای باستانی ایرانی و منسوب به زرتشت و در عینحال تقویم رایج و پذیرفته شده کشور، و نیز دقیقترین تقویم شناخته شده تاریخ بشری است، هریک از جشنهای سالیانه، دقیقا برابر با شمارهی همان روز در تقویم خورشیدی هجری (شهریاری) است و برگزاری مراسم سالیانه با استفاده از تقویمهای محلی و نیز کتابچهی شبهتقویم برخی از زرتشتیان که در چند سال اخیر با دستکاری در گاهشماری ایرانی ساخته شده است، بـرای کاربردی در گسترهی ملی، به چند دلیل اشتباه است. نخست اینکه زمان برگزاری جشنهای سالیانه به روایت متون کهن، تنها با تقویم ایرانی سازگاری داشته و با تقویم دستکاری شدهی بالا هماهنگی ندارند. بطور نمونه هنگام برگزاری جشن سـده در منابع قدیم، روز دهـم بهمن برابر با آبانروز از بهمنماه و در فاصلهی چهل روزه از یلدا آمده که دقیقا مطابق با تقویم ایرانی است در حالیکه در آن تقـویم به اشتباه برابر با مـهرروز از بهمنماه شده است. دوم اینکه همهی اقوام محلی و ایرانیتباران کشورهای همسایه، با وجود تقویم محلی، مراسم ملی را طبق تقویم ایرانی نیز برگزار میکنند و عجیب است که ما مراسم ملی را به تقویمی محلی انطباق دهیم. سوم اینکه برگزاری مراسم در زمانهای گوناگون موجب آسیب به همبستگی و وفاق عمومی میشود. به یاد داشته باشیم که همهی کشورها و اقـوام دنـیا بـا وجـود تـقویمهای گوناگـون محـلی (بطور مثال چندین گونه از تقـویم میلادی در کشورهای مختلف وجود دارد)، مراسم عمومی را بـرای پـاسداشت همبستگی مـردم، تنها از یک تقـویم استخراج میکنند. چهارم اینکه با اینکار زمان مراسم سالیانه را از هنگام طبیعی آن خارج میکنیم. بطور نمونه، برگزاری اشتباه جشن شب چله یا یلدا در بیست و چهارم آذرماه که بهیچوجه با واقعهی طبیعی آن که انقلاب زمستانی و زایش خورشید باشد، ارتباطی ندارد. این شیوه در ناسازگاری کامل با خواست ایرانیان باستان و معاصر است. پنجم اینکه دستاورد درخشان پیشینیان خود را که هزاران سال برای تطبیق تقویم قراردادی با تقویم طبیعی کوشش و ممارست به خرج دادهاند را نادیده میگیریم و از جایگاه ایران به عنوان خاستگاه دقیقترین تقویم جهان، میکاهیم. کتابچهای که در حدود ده سال اخیر به نام «سالنمای دینی زرتشتیان» با اقتباس و تلفیقی ناهمگون از تقویمهای رسمی ایرانی، یزدگردی کهن و نو، اوستایی، گاهَنباری، جلالی و کُردی؛ و نیز افزودن بعضی عناصر نوظهور (مانند مبدأ گاهشماری و مبدأ شبانروز) و دخل و تصرف در نظام کبیسهگیری، بوجود آمده، پدیدهای نوساخته بوده و دارای سابقه تاریخی نیست. منتشر کنندگان این کتابچه، هیچ پاسخی هم برای کسانی که از نظام کبیسهگیری، سابقهی تاریخی، شیوهی محاسبهی مبدأ سالشماری، طول متوسط سال تعریفشدهی آن و بسیاری نکات دیگر میپرسند، ندارند و در این چند سالی که از این بدعت میگذرد، تنها پاسخ ممکن سکوت بوده است، چرا که پاسخی برای این پرسشها وجود ندارد. در اینجا اعلان میدارم که این نگارنده آمادگی دارد تا در زمینهی پرسشهای بالا با منتشرکنندگان این کتابچه به بحث و مناظره بپردازد و امیدوارست که اینان چنانچه دلایلی برای اینکار خود دارند، از این مناظره دوری نکنند. اشتباه برخی از دوستداران آیینهای ایرانی، از اعتماد به این کتابچهی موسوم به گاهشماری دینی زرتشتیان سرچشمه گرفته و تصور اینکه تغییراتی در گاهشماری ایرانی به وجود آمده است، پنداری نادرست و ناشی از آگاهی کمتر از نظامهای استخراج تقویم و سالشماری بوده است. در سالهای اخیر هیچگونه «تغییری» در گاهشماری اعتدالی ایرانی بوجود نیامده و هنوز دانش بشری امکان ایجاد تغییر یا اصلاحی در ساختار بسیار دقیق و منطقی آنرا بدست نیاورده است. البته تقویم اصیل زرتشتیان هنوز هم در روستاهای زرتشتینشین اطراف یزد و کرمان رایج است و جا دارد که برای حفظ آن کوشش فراوانی انجام شود. در این تقویم، اکنون روز نوروز و آغاز سال در اول ماه مرداد قرار دارد. این تقویم که بازماندهی تقویم یزدگردی است، دارای 12 ماه 30 روزه و 5 روز اضافه در پایان آبانماه (و گاه اسفندماه) است و نظام کبیسهگیری آن یک ماه در هر 120 سال (و گاه 116 سال) میباشد. یعنی روز نوروز و در نتیجه همهی ایام سال تا یک ماه از جای حقیقی آن جابجا میشوند. در گونهی دیگری از این تقویم (یزدگردی پَـرسی)، نظام کبیسهگیری وجود ندارد و روز نوروز و دیگر روزها و مناسبتهای سالیانه در تمام ایام سال جابجا میشوند. البته شناخت و شناساندن همهی دستاوردهای کهن ایرانیان و از جمله تقویمهای محلی، و حتی انتشار آنها، کاری شایسته و برای پاسداشت آیین نیاکان و تحلیلهایی در تاریخ و به ویژه در تاریخ، علم ضروری است، اما بکارگیری آنها در روزگار فعلی و با وجود تقویمی بسیار دقیقتر، موجب پریشانی و آشفتگی در قراردادهای آیینی ایرانیان میشود. فراموش نکنیم که تقویم نیز همچون ساعت و همهی دیگر ابزارهای اندازهگیری و سنجش، یک «قرارداد» است و همانگونه که استفاده از ساعتی با سازوکار اندازهگیری متفاوت از معمول میتواند نظم و سامان جامعه را مختل سازد، تقویم نیز به همانگونه یک قرارداد اجتماعی است و آشفتگی در آن، آشفتگی جامعه را پدید میآورد. 
دستکاری در تقویم ایرانی و مناسبتهای آن منحصر به نمونههای یاد شدهی بالا نیست. برای نمونهای دیگر میتوان گفت که اشخاصی مناسبتهای تاریخی منتشرشده در جدولهای کرونولوژی اروپایی را به سادگی و با تقویم جیبی خود به روز و ماه ایرانی تبدیل میکند. اینان، بگونهای نادرست و سادهانگارانه و با استفاده از یک تقویم رومیزی تقویم میلادی را به تقویم ایرانی تبدیل کرده و به این نکته بدیهی توجه نداشتهاند که نظامهای گاهشماری ایرانی و میلادی، هرکدام از مبنای طول سال و قاعدهی کبیسهگیری خاصی برخوردارند که موجب نبود برابری دائمی در روزهای آنها میشود. به ویژه که تقویم میلادی، خود از دو گونهی متفاوت گریگوری و یولیانی (پیش و پس از سال 1582) با قواعدی متفاوت تشکیل شده است و هرچه به عقب بازگردیم، فاصلهی روزهای فعلی این تقویمها نسبت به تقویم ایرانی از یکدیگر بیشتر میشوند. به عبارت دیگر، این فاصله همواره ثابت نمیماند و تابع الگوریتمی خاص در ازدیاد فواصل است. تطبیق تقویمها به یکدیگر، عملی با قواعد و فرمولهایی خاص و پیچیده است. از سوی دیگر در ثبت زمان مناسبتهای ایرانی، میبایست یکراست به سراغ منابع و تقویمهای ایرانی رفت و معمولا نیازی به تطبیق تقویم میلادی به ایرانی نیست. این گروه اخیر، گاه چنین اشتباههای فاحش و مهمی را حتی در سالنامههایی منتشر میکنند و با آوردن نامهای ایرانی برای آن تقویم و انبوهی از تصویرهای زیبای باستانی، استفاده کنندگان آنرا دچار پریشانی و گمراهی میکنند. برخی دیگر نیز بر این سخنان کهنه و اثباتنشده پای میفشارند که اعتدال بهاری، نوروز و آیینهای آن از اقوام بینالنهرین اقتباس شده، گاهشماری ایرانی از گاهشماری مصری الهام بر گرفته شده، روزهای هفته در ایران از اقوام سامی تقلید شده، تقویم قمری از آن عربان است و بسیاری دیگر. در پایان توجه خوانندگان را به گفتاری که همواره از شادروان استاد احمد بیرشک میشنیدم، جلب میکنم که تقویم ایرانی، حیثیت و آبروی علمی ما در جهان است، مباد که به خود حق بدهیم تا به دلخواهی و نا آگاهی در آن نوآوری کنیم و به اعتبارش صدمه بزنیم : «پاسداشت یادمانهای ایرانی، تنها منحصر به کوششهای گرانقدر برای آثار ملموس باستانی نیست. پاسداشت گاهشماری ایرانی و خودداری از تغییر و دستکاریهای دلخواهانه در آن، به مانند هر یادمان کهن دیگر، وظیفهی بزرگ همهی ماست.»باشد تا با شناخت و دریافتن جایگاه بلند تقویم شهریاری / خورشیدی هجری ایران، در پاسداشت و گسترش یکی از بزرگترین دستاوردهای نیاکان خود که هنوز رقیبی در جهان ندارد، کوشا باشیم، به آن مهر بورزیم و بدان افتخار کنیم. |
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :
- نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
- نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.
|
بازدیدها : 3058
1. پیامی از حسین, فرستاده شده در تاریخ 09-مهر-1386 ساعت 22 درود بر شما که به فکر تاریخ و فرهنگ ایران هستید امیدوارم روزی تقویم پارسی را بر دیوارها ببینیم. | |