|
هات 6 1 دادار اَهورهمَزدا را میستاییم. اَمشاسپَندان، شهریاران نیک ِخوب کُنش را میستاییم. 2 [ ایزدان ] اَشَوَنِ گاهها، رَدانِ اَشَوَنی را میستاییم. هاوَنی اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را میستاییم. ساوَنگهی و ویسیِهی اََشَوَن، رَدان ِاَشَوَنی را میستاییم. مهرِ فراخ چراگاه، [ آن ] هزار گوشِ ده هزار چشم، [ آن ] ایزدِ نامبردار را میستاییم. رامِ بخشندهی چراگاه خوب را میستاییم. 3 رَپیثوین اَشَوَنِ، رَدِ اَشَوَنی را میستاییم. فرادَت فشو و زنتوم اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنی را میستاییم. اَردیبهشت و آذر پسرِ اهورهمزدا را میستاییم. 4 اُزَیرینِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را میستاییم. فرادَت ویر و دَخیومِ اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنی را میستاییم. رَدِ بزرگوار، شهریار شیدوَر، اَپام نَپاتِ تیز اسب را میستاییم. آبهای مَزدا اَشَوَن آفریدهی اَشَوَنی را میستاییم. 5 اَویسروثریمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را میستاییم. فرادَت ویسپَم و زرتُشتومِ پاک، رَدانِ اَشَوَنی را میستاییم. فَروَشیهای نیکِ توانایِ پاکِ اَشَوَنان را میستاییم. زنان و گروه فرزندان آنان را میستاییم. یایریَه هوشیتی را میستاییم. اَمَ یِ نیک آفریدهی بُرزمَند را میستاییم. بهرامِ اَهوره آفریده را میستاییم. اوپَرَتاتِ پیروز را میستاییم. 6 اُشَهینِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را میستاییم. بِرِجیَه و نمانیِهی اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنی را میستاییم. سُروشِ پارسایِ بُرزمَندِ پیروزِ گیتی افزای، رَدِ اَشَوَنی را میستاییم. رَشنِ راستترین را میستاییم. اَرشتادِ گیتی افزای و جهان پرور را میستاییم. 7 [ ایزدان ] اَشَوَنِ ماه، رَدانِ اَشَوَنی را میستاییم. اَندَر ماهِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را میستاییم. پُرماه و ویشپتَثَ یِ اَشَوَنِ رَدانِ اَشَوَنی را میستاییم. 8 [ ایزدان ] اَشَوَنِ گهنبارها، رَدانِ اَشَوَنی را میستاییم. مَیدیوزََرِمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را میستاییم. مَیدیوشِمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را میستاییم. پَتیَه شهیمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را میستاییم. اَیاسرِمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را میستاییم. مَیدیارِمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را میستاییم. همَسپَتمَدَمِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را میستاییم. [ ایزدان ] اَشَوَنِ سال، رَدانِ اَشَوَنی را میستاییم. 9 همهی ردانِ اَشَوَنی را میستاییم : آنان را که سی و سه رَدانِ اَشَوَنیاند به پیرامون هاوَنی؛ آنان از آنِ بهترین اَشَهاند که مزدا آموخته و زرتشت گفته است. 10 اهوره و مهر، بزرگوارانِ گزندناپذیرِ اَشَوَن را میستاییم. ستارگان و ماه و خورشید را با گیاه بَرسَم میستاییم. مهر، شهریار همهی سرزمینها را میستاییم. هُرمَزد [ روز ] رایومندَ فَرهمند را میستاییم. [ ماه ] فَروَشیهای نیکِ توانایِ پاکِ اَشَوَنان را میستاییم. 11 ای آذر اَهوره مزدا ! ترا و همهی آذران را میستاییم. بهترین آبهایِ نیکِ مزدا آفریده را میستاییم. همهی آبهایِ مزدا آفریدهی اَشَون را میستاییم. همهی گیاهان مزدا آفریدهی اَشَوَن را میستاییم. «منثره»یِ ورجاوند کارآمد را میستاییم. 12 داد دیوستیز را میستاییم. دادِ زرتشتی را میستاییم. روشن دیرین را میستاییم. دین نیک مزداپرستی را میستاییم. 13 کوه اوشیدَرِنَ ی مزدا آفریدهی بخشندهی آسایش اَشه را میستاییم. همه کوههای بخشندهی آسایشِ اَشه و بسیار بخشندهی آسایشِ مزدا آفریدهی اَشَوَن، رَدان اَشَوَنی را میستاییم. فرِ کیانی پیروزِ مزدا آفریده را میستاییم. فرِ پیروزِ ناگرفتنیِ مزدا آفریده را میستاییم. اَشَیِ نیک، آن شیدوَرِ بزرگوارِ نیرومندِ بُرزمندِ بخشنده را میستاییم. فرِ مزدا آفریده را میستاییم. پاداش مزدا آفریده را میستاییم. 14 آفرینِ نیکِ اَشَوَن را میستاییم. اَشَوَن مرد پاک را میستاییم. دامویش اوپَمَن، ایزد دلیر چیره دست را میستاییم. 15 این آبها و زمینها و گیاهان را میستاییم. این جاها و روستاها و چراگاهها و خانمانها و آبشخورها را میستاییم. اَهوره مزدا، دارندهی این روستاها را میستاییم. 16 [ ایزدان ] روز و ماه و گهنبارها و سال، بزرگترین رَدانِ اَشَوَنی را میستاییم. 17 [ زَوت و راسپی : ] خُرداد و اَمرداد را میستاییم. شیرِ خوشی دهنده را میستاییم. سروشِ پارسای برزمندِ پیروزِ گیتی افزای، رَدِ اَشَوَنی را میستاییم. 18 هَوم و پراهوم را میستاییم. پاداش و فَرَوشی زرتشت سپیتمان اَشَوَن را میستاییم. هیزم و بخور را میستاییم. ترا ای آذر اَشَوَن پسر اَهوره مزدا، ای رَدِ اَشَوَنی میستاییم. 19 فَرَوَشیهای نیکِ توانایِ پاکِ اَشَوَنان را میستاییم. 20 همهی ایزدان اَشَوَن را میستاییم. همهی ردان اَشَوَنی را میستاییم. هنگام ردیِ هاونی، هنگام ردی ساونگهی و ویسیَه و هنگام ردی همهی ردانِ بزرگ را میستاییم. 21 «یِنگهه هاتَم ...» [ راسپی : ] «یثَه اَهو ویریو ...» که زَوت مرا بگوید. [ زَوت : ] «اثارَتوش اَشات چیت هَچا ...» که پارسا مردِ دانا بگوید.
|