برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 3 نفر میهمان
 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow داستان های ایرانی arrow داستان های مثنوی arrow هدیه ی عرب تاریخ امروز
14 آذر 1387 ساعت 00:57
 
 
 
هدیه ی عرب چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 5
بدعالی 
نگارش : مریم جهرمی   
23 بهمن 1385 ساعت 01:53

در روزگار پیشین در سرزمین عربستان مرد و زنی چادرنشین در بیابان زندگی می­کردند. زمامدار آن سرزمین اهل کرم و سخاوت بسیار بود.
این زن و شوهر در فقر و فلاکت بسر می­بردند و زندگی را به سختی می­گذراندند تا این­که شبی زن به شوهرش گفت :

کاین همه فقر و جفا ها می­کشیم             جمله عالم در خوش و ما ناخوشیم
نانمان نی، نان خورشمان درد و رشگ        کوزه مان نی، آبمان از دیده اشک

گفتگوی این زن و شوهر ادامه یافت. زن همچنان از فقر و گرسنگی شکوه می­کرد و مرد از صبر و تحمل و توکل سخن به میان می­آورد.
ولی زن از گفتار شوهر قانع نمی­شد و مکرر اشکال تراشی می­کرد و بی­تابی می­نمود. مرد او را نصیحت می­کرد و می­گفت : «من و تو همسر و همباز یکدیگر هستیم و باید مانند یک روح در دو بدن باشیم، اگر یکی از کفش تنگ باشد هر دو بی­فایده است و ...»
ولی زن از فقر و شرمساری سخن می­گفت و از سختی­ها و دشواری­ها حرف می­زد. مرد او را به قناعت و تحمل دعوت می­کرد و به او می­گفت : «فقری که همراه قناعت و رضا باشد وسیله­ای برای توجه بیشتر به خداست و ...»
سرانجام در این گفتگو زن تحت تاثیر نصایح شوهر قرار گرفته و تحول معنوی پیدا کرد و زندگی تلخ و سرد خود را به زندگی شیرین و گرم خانوادگی مبدل ساخت و طریق مهربانی با شوهر را برگزید.
تا این­که روزی زن به شوهر خود چنین پیشنهاد کرد : «میدانی که خلیفه بسیار بخشنده است، برخیز و هدیه­ای نزد او ببر تا با بخشش او زندگی ما تامین گردد.»
مرد در پاسخ گفت : «ما که چیزی نداریم تا به عنوان هدیه نزد خلیفه ببریم»
زن گفت : «برخیز و سبوی آب بارانی را که جمع کرده­ایم بردار و به عنوان هدیه به حضور خلیفه ببر»

مرد گفت : آری سبو را سر ببند          هین که این هدیه است ما را سودمند
در نمد در دوز تو این کوزه را                تا گشاید شه به هدیه روزه را
کاین چنین اندر همه آفاق نیست            جز رحیق و مایه ی اذواق نیست

مرد آن کوزه را گرفت و نزد خلیفه رفت و آن را اهدا نمود و جریان را توسط دربانان به گوش خلیفه رساند.
خلیفه فرمان داد تا سبوی او را پر از طلا کنند و هدیه دهنده را سوار کشتی نمایند تا با کمال آسودگی به منزل خود باز گردد.
فرمان خلیفه اجرا شد و به این ترتیب او به مراد رسید.
از این قصه این را بدان که دانش ما همانند آب آن سبو است و عظمت و علم خداوند همانند آب دجله­ وسیع است که از حرکت باز نمی­ایستد. اگر آن عرب چادر نشین می­دانست که آب سبویش در برابر آب دجله بسیار اندک است آن سبو را بر سنگ می­کوبید، به هر حال او با فروتنی هدیه­ی ناچیز خود را نزد خلیفه برد و به آن همه شادی دست یافت :

کل عالم را سبو دان ای پسر             کان بود از علم و خوبی تا بسر
قطره ای از دجله خوبی او است          کان نمی گنجد ز پری زیر پوست
آن سبوی آب، دانش­های ماست          و آن خلیفه دجله ی علم خداست

واپسین به روز رسانی ( 19 تیر 1387 ساعت 17:02 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  شبا خیز باش تا کار روا باشی . راستگو باش تا استوار باشی  ”   -  آذرباد مارسپندان
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000018 ثانیه