برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 5 نفر میهمان
 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow داستان های ایرانی arrow داستان های مثنوی arrow ناله ی ستون حنانه تاریخ امروز
14 آذر 1387 ساعت 00:22
 
 
 
ناله ی ستون حنانه چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 5
بدعالی 
نگارش : مریم جهرمی   
15 بهمن 1385 ساعت 15:44
 

در مسجد مدینه، مدتی رسول خدا روی چوبی (که از تنه­ی درخت خرما بود) و ستون حنانه نام گرفت می­نشست و به وعظ و نصیحت مردم می­پرداخت. بعد که منبری درست شد از آن پس رسول خدا بر منبر می­نشست.

ستون حنانه از هجران پیامبر شروع به ناله و زاری کرد به طوری که همه­ی مسلمین آن را شنیدند و در حیرت و تعجب فرو رفتند :

گفت پیغمبر چه خواهی ای ستون           گفت جانم از فراقت گشت خون
از فراق تو مرا چون سوخت جان            چون ننالم بی تو ای جان جهان
مسندت  من بودم  از من  تاختی             بر  سر  منبر  تو مسند ساختی

سرانجام آن ستون (باقیمانده­ی درخت) از پیامبر خواست که به ابدیت بپیوندد و بر مسند بقا تکیه زند. پیامبر مژده اجابت دعایش را به او داد. او از نوید پیامبر آرام گردید. پیامبر آن ستون را در زمین دفن کرد تا در قیامت همچون آدمیان محشور گردد و به خاطر پیوند گرم معنویش با پیامبر در باغستان بهشت نخلی سرافراز گردد و با خرمای دلچسبش شادی آفرین بهشتیان شود :

گفت آن خواهم که دائم شد بقاش           بشنو ای غافل ، کم از چوبی مباش

واپسین به روز رسانی ( 19 تیر 1387 ساعت 17:04 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  زرتشت نخستین متفکری است که کیش خود را بر پایه ی اخلاق قرار داده  ”   -  مولتون
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000016 ثانیه