آدینه (ناهیدشید)
دوازدهم (ماه روز)
شهریور 1389
 
 
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 89 نفر میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
بازاندیشی زبان فارسی - بخش سوم

داریوش آشوری

زبان فلسفه و علم

زبان فارسی در زمینۀ شعر شایستگی خود را به کمال نشان داده است و چه بسا یکی از تواناترین زبانهای جهان در این زمینه باشد. نرمیها و ظرافتها و تواناییهای آن در ترکیب سازیها و حتا آن جنبه هایی از زبان که برای...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow ضرب المثل های ایرانی arrow پهلوان پنبه تاریخ امروز
12 شهریور 1389
 
 
 
پهلوان پنبه چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 5
بدعالی 

پهلوان پنبه به کسی گفته می­شود که به قول علامه دهخدا : «درشت اندام و قوی هیکل ولی بی­زور و قوت باشد. ظاهری دلیر ولی باطنی جبون دارد، به ظاهر پردل و در باطن ترسو باشد.»

در اصطلاح آذربایجانی­ها این­گونه افراد را «یالانچی پهلوان» می­گویند که ادعایشان از مرحله­ی حرف به عمل نمی­آید.

القاب و عناوین پهلوانان به شرح زیر بوده است :

پهلوان اول کشور : این پهلوان باید تمام پهلوانان کشور را مغلوب کرده، آخرین کشتی را در حضور پادشاه می­گرفت.

پهلوان باشی : سرپرست پهلوانان را پهلوان باشی می­گفته­اند زیرا در عصر صفویه و قاجاریه به پهلوانانی که بر اثر کهولت و پیری از میدان خارج می­شدند سرپرستی پهلوانان وابسته به دربار یا بعضی نواحی را می­داده­اند.

پهلوان صاحب تاج : کسی که غیر از مقام پهلوانی و استادی و نیروی بدنی به نیکنامی معروف بوده مضافا به کسوت و طریقت اهل فقر درآمده باشد ضمن انجام مراسمی به دست پیر و مرشد و مراد خویش به استعمال تاج فقر مفتخر می­گردید.

بدافت : کشتی گیرانی که در دست حریف سرسختی نشان داده و او را به زحمت می­انداخته­اند، بدافت می­شدند.

بدلکار : از فنون کشتی یکی بدلکاری است یعنی هر فن که حریف به کار ببرد او بدل کند وحریف را به زحمت بیندازد.

پهلوان زورگر : زورگران معمولا از تنومندترین ورزشکاران باستانی بوده­اند که چون بدنشان با آلات سنگین ورزشی به ورزیدگی و رسایی کامل می­رسید به نمایش زورگری در نزد رجال درجه اول و حکام و خوانین و یا در محل­های عمومی می­پرداختند و از این رهگذر ارتزاق می­کردند.

پهلوان کنفت کن : به کسی می­گفتند که در کشتی مقام و منزلتی نداشت ولی هنگام درگیری و زورآزمایی با پهلوانان نامی سرسختی نشان می­داد و با نیرنگ و زیرکی مقاومت می­کرد و گهگاه با حرکاتی ناشایست موجب لکه دار شدن حیثیت حریف می­گشت.

پهلوان پنبه : این پهلوان که موضوع مورد بحث ماست ورزشکاری بود درشت اندام و قوی هیکل ولی بی­هنر و جبون و ترسو که نه میدان رفته و کشتی گرفته بود و نه جسارت و شجاعتی از خود نشان می­داد اما تا بخواهی ادعای پهلوانی می­کرد و در عالم حرف و پرچانگی پشت حریفان نامدار را به خاک می­مالید !

 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  دخت خویش را به زیرک و دانا مرد ده، چه مرد زیرک و دانا همانند زمین نیک است که تخم بر آن افکنند و از آن بسیار گندم اندر آید  ”
 آذرباد مارسپندان
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه