برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 2 نفر میهمان
 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow داستان های ایرانی arrow داستان های مثنوی arrow وزیر حیله گر و اختلاف انداز تاریخ امروز
14 آذر 1387 ساعت 01:29
 
 
 
وزیر حیله گر و اختلاف انداز چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 1
بدعالی 
نگارش : مریم جهرمی   
23 دی 1385 ساعت 23:46

شاه یهودی، که کمر به قتل نصرانیان بسته بود، وزیری داشت بسیار نیرنگباز. او به شاه پیشنهاد کرد و گفت: «نصرانیان دین خود را می­پوشانند و در نتیجه از تیغ تو جان سالم بدر می­برند. من در ظاهر خود را نصرانی معرفی می­کنم و درمیان آن­ها می­روم و کم­کم پیشوای آن­ها می­شوم و یکایک آن­ها را شناسایی می­کنم سپس اختلاف در میان آن­ها ایجاد می­کنم و خودشان را به جان خودشان می­افکنم و به این ترتیب، تیغ تو را نسبت به آن­ها بران­تر کرده و آن­ها را از درون می­پوسانم.

آن زمان وقتی که بر آن­ها حمله کردی قطعا و سریعا آن­ها را تار و مار خواهی کرد، مشروط بر این­که انگشتان و بینی و گوش مرا بشکافی و مرا به دار آویزان کنی، تا همه­ی مسیحیان تصور کنند که من به جرم مسیحی بودن این­گونه شکنجه شده­ام. سپس مرا از شهر خود بیرون کن و ...»
شاه، پیشنهاد وزیر را اجرا کرد و وزیر با این­گونه تزویر به میان مسیحیان رفت و مسیحیان نیز او را به عنوان مجاهد صبوری که در راه دین مسیح صدمه بسیار دیده است، پناه دادند و به گردش اجتماع کردند و از هرسو به سوی او آمدند و او شش سال این­گونه در میان آن­ها ماند.
او دارای موقعیت بسیار عظیمی شد و کم­کم از نفوذ خود و از زور و زر تزویر خود سو استفاده کرده و بذر اختلاف را در دل­ها کاشت؛ به این ترتیب که آن­ها را گروه گروه کرد و برای هر گروهی امیری گذارد.
او در خفا به هر امیری حکم جانشینی خود را داد و بعد آن­ها با پیروانشان در برابر هم جبهه گیری نمودند.

خون روان شد همچو سیل از چپ و راست          کوه کوه اندر هوا زین ، گرد خاست

آری این است نتیجه­ی اختلاف و تفرقه که دشمن به کار برد و مسیحیان را تار و مار ساخت :

منبسط بودیم و یک جوهر همه          بی سر و بی پا بدیم ، آن سر همه
یک گهر بودیم همچون آفتاب            بی گره بودیم و صافی همچو آب
چون به صورت آمد آن نور سره         شد عدد چون سایه های کنگره
کنگره ویران کنید از منجنیق             تا رود فرق از میان این فریق

تا این­که درباره­ی نتایج شوم اختلاف گوید :

تخم های فتنه ها کو کشته بود            آفت سرهای ایشان گشته بود
جان بی­معنی دراین تن بی­خلاف      هست همچون تیغ چوبین در غلاف
تا غلاف اندر بود با قیمت است       چون برون شد سوختن را آلت است

واپسین به روز رسانی ( 19 تیر 1387 ساعت 17:11 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  اهورامزدا با دست های توانایش جلوی آزار بد خواهان را سخت می گیرد  ”   -  اشو زرتشت
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000017 ثانیه