برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
باشندگان در تارنما: 8 نفر میهمان
 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow اوستا arrow یسنا - هـات 8 تاریخ امروز
14 آذر 1387 ساعت 00:45
 
 
 
یسنا - هـات 8 چاپ فرستادن صفحه با نامه

هات 8

1
[زَوات و راسپی :]
«اَشَم وُهو...»
به آیین اَشَه می­دهم خورش ِمیَزد، خُرداد و اَمرداد، شیرِخوشی دهنده، هَوم و پَراهَوم و هیزم و بُخور؛ آفرین خوانی به اَهوره مَزدا را.
«اَهونَ وَیریَه...»
سخن درست، آفرین ِنیک ِاَشَون، دامویش اوپَمَن ِچیره­دست، هَوم و «مَنثَره» و زَرتُشت ِاَشَون، به آیین اَشَه به سوی ما آیند.

2
[راسپی:]
شما ای مردمان ! بخورید این میَزد را. ای کسانی که با اَشَونی و درستکاری، آن را به خویشتن ارزانی داشتید !

3
[زَوت :]
ای اَمشاسپندان ! ای دین ِمزداپرستی ! ای ایزدان نیک ! ای ایزدبانوان نیک ! ای آب­ها ! ای گیاهان ! ای زَورها !
کسی را که در میان مزداپرستان، خود را مزداپرست و پیرو بهترین اَشَه شمارد؛ اما جهان اَشَه را به جادویی ویران کند، به ما نشان دهید.

4
کسی که در میان مزداپرستان ِبُرنا، سخنی را که از او خواسته­اند، از بَر نگوید، پاداَفرِه­ی [گناهِ] جادویی بر او روا گردد.
«اَشَم وُهو...»
«یَثَه اَهو وَیریو...»

5
ای اَهوره­مزدا !
بشود که به کام و خواست [خویش]، به آفریدگان خود - به آب­ها، به گیاهان، به همه­ی نیکان اَشَه نژاد - شهریاری کنی !
بشود که اَشَه را توانایی و دروج را ناتوانی بخشی !

6
کامروا باد اَشَه !
ناکام باد دروج !
سپری شده، برانداخته، زَدوده، بَرده و ناکام باد دروج در آفرینش سپَند مینو !

7
اینک من - زَرتُشت - سران خانمان­ها و روستاها و شهرها و کشورها را برانگیزم که به دین اهورایی زرتشتی بیندیشند و سخن گویند و رفتار کنند.

8
[راسپی:]
فراخی و آسایش آرزومندم سراسر آفرینش اَشَه را.
تنگی و دشواری آرزومندم سراسر آفرینش دروج را.
«اَشَم وُهو...»
شادمانی هَوم ِاَشَه­پرور را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین خوانی.
[زَوت :]
«یَثَه اَهو وَیریو...» که زوت مرا بگوید.
[راسپی:]
«یَثَه اَهو وَیریو...» که زوت مرا بگوید.
[زَوت :]
«آثارَنوش اَشات چیت هَچا...» که پارسا مرد دانا بگوید.

 

 
 
     
 
     
 
 
“  در تمام مدت زمامداری در سیاست خود یک هدف داشتم و آن این بود که ملت ایران بر مقدرات خود مسلط شود  ”   -  دکتر محمد مصدق
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000016 ثانیه