سه شنبه (بهرام شید)
بیستم (ورهرام روز)
بهمن 1388
 
 
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 12 نفر میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
طبع زبان فارسی

داریوش آشوری

هر زبانی امکانات و تواناییهای خاصی دارد که از سویی بر بنیانهای ساختمانی زبان تکیه دارد و از سوی دیگر بر چگونگی کاربرد تاریخی زبان. و این «چگونگی کاربرد» نکتۀ مهمی است، زیرا چگونگی کاربرد یک زبان در زمینه های گوناگون یا کم - و - بیشی ِکاربرد...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow ضرب المثل های ایرانی arrow جعفرخان از فرنگ برگشته تاریخ امروز
20 بهمن 1388
 
 
 
جعفرخان از فرنگ برگشته چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 0
بدعالی 

عبارت مثلی بالا به افراد کم مایه­ای اطلاق می­شود که گمان می­کنند چیزی می­دانند و در مقام فضل فروشی چند واژه­ی خارجی را چاشنی کلام کنند.

بعضی از جوانان کم­سواد چند صباح که به خارج از کشور سفر کرده باشند با مغلق گویی و استعمال کلمه­ی بیگانه و تلفیق رطب ویابس هم­عرض و آبروی خویش می­برند و هم سامعه شنونده را آزار می­دهند.
به این دسته افراد از باب طنز وتعریض گفته می­شود:
جعفرخان از فرنگ برگشته یا به عبارت دیگر: جعفرخان از فرنگ آمده، یعنی خودستایی می­کند در حالی­که چیزی بارش نیست.

«حسن مقدم» فرزند «محمد تقی احتساب الملک» (خورشیدی 1277 - 1304) در نگارش داستان­های کوتاه و مناظره­های نمایشی و مزاح و نیشخند در فولکور ایران و گردآوری امثال و حکم و افسانه­ها زحمت زیادی کشیده و آثار خود را به زبان­های فارسی و فرانسه می­نوشت.
حسن مقدم نویسنده­ای توانا و شیرین قلم بود و با مقالات و نوشته­های خود به زبان فرانسه در محافل ادبی جهان شهرت و معروفیت پیدا کرده بود و با بزرگان و دانشمندانی چون «آندره ژید» و «مازاریک» سیاستمدار و نخستین رییس جمهور چکسلواکی و «رومن رولان» و «هانری ماسه» و «ماسینیون» دوستی و مکاتبه داشت.
حسن مقدم نیز که تازه از اروپا به ایران بازگشته بود در کنفرانس­هایی درباره­ی تئاتر و تاریخ تئاتر، سخنرانی­هایی ایراد کرد و پس از چندی نمایشنامه­ی معروف خود به­نام «جعفرخان از فرنگ آمده» را نوشت و خود نیز در نمایش آن که شب هشتم فروردین 1301 خورشیدی در سالن گراند هتل تهران داده شده بود، بازی کرد.
این نمایشنامه­ی کمدی یک پرده­ای است که در آن از طرز رفتار و گفتار جوانان از فرنگ برگشته و همچنین از خرافات و تعصبات بیجای ایرانیان محافظه کار انتقاد شده است.

 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  نیم کاسه خونی در بدن داریم وامدار مام میهن. هر لحظه امانت باز پس خواهد پیش­کش می­کنیم و آسوده می­شویم از بار سنگین امانت داری  ”
 ابراهیم پورداوود
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه