آدینه (ناهیدشید)
دوازدهم (ماه روز)
شهریور 1389
 
 
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 97 نفر میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
بازاندیشی زبان فارسی - بخش سوم

داریوش آشوری

زبان فلسفه و علم

زبان فارسی در زمینۀ شعر شایستگی خود را به کمال نشان داده است و چه بسا یکی از تواناترین زبانهای جهان در این زمینه باشد. نرمیها و ظرافتها و تواناییهای آن در ترکیب سازیها و حتا آن جنبه هایی از زبان که برای...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow ضرب المثل های ایرانی arrow بوقش را زدند تاریخ امروز
12 شهریور 1389
 
 
 
بوقش را زدند چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 0
بدعالی 

عبارت بالا که غالبا از باب طنز وتعریض و کنایه گفته می­شود مراد از این است که فلانی روی در نقاب کشید و از دار دنیا رفت.

این مثل بیشتر در مورد مردگانی به کار می­رود که با وجود ثروت سرشار و زندگی مرفه منشا آثار خیر نبوده به زعم و گمان آن­که عمر جاودان دارند همه­چیز را صرفا برای خود و فرزندانشان می­خواسته­اند.
ضمنا این عبارت مثلی ناظر بر افرادی نیز خواهد بود که از مشاغل حساس برکنار شده کوس قدرت وتوانایی آنان فروکش کرده باشد.
اگر مرد یا زن بیماری به­هنگام شب از دار دنیا می­رفت با آهنگ مخصوصی که می­توان آن را به آهنگ عزا تعبیر کرد بوق می­زدند تا سکنه آن آبادی آگاه شوند و صبحگاهان در تشییع جنازه متوفی شرکت کنند.
دیر زمانی پس از انجام این مراسم اگر احیانا افراد بی­خبر از جریان مرگ آن شخص، از حال و احوالش می­پرسیدند مخاطب از باب طنز یا کنایه جواب می­داد بوقش را زدند یعنی ازاین دنیا رفت و روی در نقاب خاک کشید. این عبارت رفته رفته به صورت ضرب المثل درآمد و اکنون نه تنها در مورد اموات و مردگان به کار می­رود بلکه درباره افرادی که از مشاغل حساس برکنار شده باشند نیز مورد استشهاد و تمثیل قرار می­گیرد ، فی­المثل می­گویند فلانی بوقش را زدند یعنی دیگر کاره­ای نیست و از گردونه خارج شده است.

 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  به سرای سپنج مهمان را .. دل نهادن همیشگی نه رواست ... با کسان بودن ات چه سود کند ؟ .. که به گور اندرون شدن تنهاست  ”
 رودکی سمرقندی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه