ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 2 نفر میهمان و 1 نفر کاربر به نام:
  • آشوريا
 
     
 
شکایت پیرمردی نزد طبیب

پیرمردی نزد پزشکی رفت تا او دردهایش را درمان کند. با آه و ناله گفت : «من از مغزم احساس ناراحتی می کنم، مغزم خراب شده، همه چیز را فراموش می کنم.»

 
     
 
گلشن مراد

«گلشن مراد»، تالیف «ابوالحسن خان غفّاری کاشانی»، مشهور به «غفاری مستوفی»، نقاش و مورخ عصر زندیه است. ابوالحسن خان پسر میرزا معزّالدّین محمد و از منشیان دربار کریم خان بوده است.

 
     
 
تاریخ خط در ایران

سعید نفیسی

استاد شادروان سعید نفیسیدر روایات زردشتی از داستان های ملی ایران چنین آمده است که طهمورث پیشدادی پس از آن که بر اهریمن پیروز شد هفت گونه خط را که به کسی یاد نمی...

 
     
 
موسیقی ایرانی در زمان امویان و عباسیان

«کلمان هورات» می نویسد :

«پیش از ظهور اسلام عرب های بادیه نشین شعر و موسیقی داشته اند ولی تشکیل و بسط آن بر ما مجهول است. شاید طرز حرکت شتر هنگام راه رفتن و گذاردن پاهایش با آن همه نظم بر روی زمین، موجد آهنگ «حدی» گشته است، آهنگی...

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow ضرب المثل های ایرانی arrow فهرست الفبایی arrow ق - قاف arrow قمپز در کردن تاریخ امروز
19 دی 1387 ساعت 22:29
 
 
 
قمپز در کردن چاپ فرستادن صفحه با نامه

آدمی ذاتا خوش دارد که از خود تعریف کند و به بعضی از اعمال و رفتار خود جنبه­ی شاهکار وپهلوانی بدهد و گمان می­برد اگرحرف­های گنده بزند وکارهای مهمی را بر خلاف حقیقت به خود نسبت دهد حقیقت مطلب همیشه مکتوم می­ماند و رازش از پرده بیرون نمی­افتد

در حالی که چنین نیست و قیافه­ی حقیقی این گونه افراد مغرور و خودخواه به زودی نمودار می­گردد.
این­جاست که حاضران مجلس وشنوندگان به یکدیگر چشمک می­زنند و می­گویند : «یارو قمپز در می­کند» یعنی حرف­هایش توخالی است، پایه و اساسی ندارد. بشنو وباور مکن.
خلاصه قمپز در کردن به گفته­ی علامه دهخدا به معنی : «دعاوی دروغین کردن، بالیدن نابجا و فخر و مباهات بی­مورد کردن» است.
اگرچه قُمپوز لغت ترکی­ای است و در لغتنامه­ی دهخدا به معنی آلتی موسیقی از ذوات الاوتار است اما بر اثر تحقیقات ومطالعات کافی، قمپوز توپی بود کوهستانی و سرپر به نام «قمپوز کوهی» که دولت امپراطوری عثمانی در جنگ­های با ایران مورد استفاده قرار می­داد. این توپ اثر تخریبی نداشت زیرا گلوله در آن به کار نمی­رفت بلکه مقدار زیادی باروت در آن می­ریختند و پارچه­های کهنه و مستعمل را با سُنبه در آن به فشار جای می­دادند و می­کوبیدند تا کاملا سفت و محکم شود. سپس این توپ­ها را در مناطق کوهستانی که موجب انعکاس و تقویت صدا می­شد به طرف دشمن آتش می­کردند. صدایی آن­چنان مهیب و هولناک داشت که تمام کوهستان را به لرزه در می­آورد و تا مدتی صحنه­ی جنگ را تحت الشعاع قرار می­داد ولی کاری صورت نمی­داد زیرا گلوله­ای نداشت.
در جنگ­های اولیه­ بین ایران و عثمانی صدای عجیب و مهیب آن در روحیه­ی سربازان ایرانیان اثر می­گذاشت و از پیشروی آنان تا حدودی جلوگیری می­کرد ولی بعدها که ایرانیان به ماهیت و توخالی بودن آن پی­بردند هرگاه صدای گوش­خراشش را می­شنیدند به یکدیگر می­گفتند :«نترسید قمپوز درمی­کنند» یعنی تو خالی است وگلوله ندارد.
کلمه­ی قمپوز مانند بسیاری از کلمات تحریف و تصحیف شده رفته رفته به صورت قمپز تغییر شکل داده ضرب المثل شده است.

 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  بدان گه شود تاج خسرو بلند ... که دانا بود نزد او ارجمند  ”   -  فردوسی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000016 ثانیه