پنجشنبه (برجیس شید)
بیست و هفتم (آسمان روز)
اسفند 1388
 
 
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 32 نفر میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
بازاندیشی زبان فارسی - بخش نخست

داریوش آشوری

امروزه هر نویسنده و مترجم جدی فارسی زبان، در هر زمینه ای که سرگرم کار باشد، از ادبیات گرفته تا علم و فلسفه، این ضرورت را حس می کند که دربارۀ زبان بیندیشد و در گزینش واژه ها سبک و پسند آگاهانه ای داشته باشد و بویژه در حوزۀ دانش ها به چاره...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow ضرب المثل های ایرانی arrow جور مرا بکش تاریخ امروز
27 اسفند 1388
 
 
 
جور مرا بکش چاپ فرستادن صفحه با نامه

عبارت بالا هم چون «اشکی بریز» از مصطلحات می­گساری و می­گساران است که چون می­گساری بیش از آن توانایی باده نوشی نداشته باشد از دیگری خواهش می­کند که جور اورا بکشد، یعنی تمام یا باقیمانده­ی محتوای پیاله را که میزبان یا ساقی یا جام گردان مجلس به او تعارف کرده است بنوشد تا قطره­ای در آن نماند.

این عبارت که دیرزمانی صرفا در مجالس باده نوشی و می­گساری مورد استفاده و اصطلاح بوده است رفته رفته در رابطه با خوردنی­ها و نوشیدنی­های غیرالکلی به کار گرفته شده در این­گونه موارد هم چون پای تعارف و اصرار به میان آید و نخواهند دست رد بر سینه­ی میزبان و متقاضی بگذارد از دیگران می­خواهند که جورشان را بکشند و از آن خوراک یا نوشیدنی بخورند و نوش جان کنند.
جور واژه­ای است عربی که از آن معانی ظلم و ستم و جفا و اعمال خلاف انصاف و وجدان از قبیل جور کردن و جور کشیدن و جورآمدن وجور بردن و جور پذیر یعنی مظلوم و جور پیشه و جز این­ها افاده می­شود. در اصطلاح عرفانی هم، جور به معنی بازداشتن به کار آمده که سالک را از سیر در عروج باز می­دارد. ولی عبارت جور کسی را کشیدن دو معنی دارد :
معنی عام و معنی خاص.

معنی عام در تداول عامه به جای کسی دیگر تحمل و تقبل امری صعب و ناگوارکردن است. اما درمعنی خاص که مورد بحث این مقاله است جور نام یکی از خطوط جام جم است که خط لب جام و پیاله باشد.
توضیح آن که : جام شراب­خواری در قدیم که آن را جام جم و جام جمشید هم می­نامیدند هفت خط معین و مدرج داشت که نشانه­های میزان باده گساری بود و باده نوش تا خطی شراب می­ریخت یا می­خواست که توانایی نوشیدن آن را داشته باشد چه در ازامنه­ی قدیمه اگر باده نوش حتی یک قطره از شراب جامش را باقی می­گذاشت خلاف ادب و نزاکت تلقی گردیده شراب­خوار مورد ملامت و تحقیر و تخفیف قرار می­گرفت.
اینکه باده گساران به هنگام باده گساری و پس از آنکه به حد اشباع رسیده­اند به یکدیگرتعارف می­کنند که جور مرا بکش واژه­ی جور مقتبس از همین هفت خط جام جم است یعنی باقی را تو بنوش تا در جام چیزی باقی نماند.

 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  ایرانیان بسیار بر نفس خود غلبه دارند و همیشه سعی می کنند هرگونه بدی و زشتی را از خود دور سازند  ”
 امیان Ammian
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه