|
یسنا 46 46/1 به کدام زمین روی آورم ؟ و به کجا روم ؟ مرا از خویشاوندان و یارانم دور میدارند، از همکاران نیز مرا خشنودی نیست، و نه از شهریاران کشور که هواخواه دروغند. ای اهورامزدا، چگونه میتوانم تو را خشنود گردانم ؟ 46/2 ای اهورامزدا، من میدانم چرا ناتوانم، نوای من اندک و کسان من کماند. من به تو میزُبایم، مرا نیک بنگر، من از تو خواهان آن مهری هستم که، دلدار به دلداده میبخشد. در پرتو راستی، مرا از نیروی اندیشهی نیک بیاگاهان. 46/3 ای اهورامزدا، کی سپیدهدم آن روز فراخواهد رسید که راستی برای نگاهداری جهان بدرخشد ؟ کی سوشیانسها، با آموزشهای فزاینده و بخردانه میآیند ؟ و اندیشهی نیک چه کسی را یاری میکند ؟ ای اهورا، من تنها آموزش و آیین تو را برمیگزینم. 46/4 دُروندی که با کردار دشمنانه و زیانبار خود به زشتی زبانزد است، پشتیبانان راستی را از پیشبرد زندگی مردمان در شهر و در کشور بازمیدارد. ای مزدا، کسی که به جان با دُروند بستیزد، مردم و جهان آفرینش را به راه خرد و یابش نیک پیش میبرد. 46/5 ای اهورامزدا، اگر دانا و توانایی که پیرو راستی است و بدرستی زندگی میکند، بر پایهی آیین ایزدی و یا از راه مهر، دُروندی را که از او یاری میجوید به گرمی بپذیرد، با خرد خود میتواند او را از گمراهی و تباهی و گزند برهاند و به خودشناسی برساند. 46/6 اما اگر آن توانا، به کسی که برای یاری به سوی او آمده است، یاری نکند، از خود به دام دُروند فریبکار خواهد افتاد، زیرا، برپایهی آیین دین که اهورامزدا از آغاز برنهاده است، کسی که برای دُروند بهترین را بخواهد، خود دُروند است، و آنکه راستان را ارجمند بدارد، از راستان است. 46/7 ای مزدا، هنگامی که دروند آمادهی آزار من است، جز فروغ تو و اندیشهی به تو، چه کسی پناه من خواهد بود ؟ ای اهورا، از این دو فروزهی روشنایی و دانایی است که آیین راستی به کار بسته میشود، پس نهاده و یابش مرا از این آیین آگاه ساز. 46/8 ای مزدا، از کردارهای کسی که در پی آزار جهانیان است، گزندی به من نخواهد رسید، و آن کردارهای دشمنانه، به خود او بازخواهد گشت، و او را از زندگی نیک باز خواهد داشت، و زندگیاش را به بدی خواهد کشانید. 46/9 کیست، آن رادی که نخست مرا بیاموزد که تو بیش از همه سزاوار ستایشی، تو سرود راستی و داور پاک کردارهایی. و ما پیوسته خواستاریم که با اندیشهی نیک، از آیین راستی و از آنچه تو در آن باره گفتهای، آگاه گردیم. 46/10 ای اهورامزدا، من بدرستی گویم، هرکس، چه مرد و چه زن، آنچه را تو در زندگی بهتر میشماری، به جای آورد، در پرتو اندیشهی نیک، از پاداش راستی و توانایی مینویی برخوردار گردد. من این کسان را، به ستایش تو راه مینمایم، و از گذرگاه داوری میگذرانم. 46/11 کاویها و کرپنها، با نیروهای به هم پیوستهی خود، با کردارهای زشت، زندگی مرا تباه میکنند. اما روان و یابش اینان، هنگام رسیدن به گذرگاه داوری، بر آنان خواهد خروشید، و برای همیشه به سرای دروغ خواهند شد. 46/12 هنگامیکه فرزندان و نوادگان فریان تورانی، به راستی رو کنند، و با پارسایی، در پیشرفت و آبادانی جهان بکوشند، آنگاه اهورامزدا در پرتو اندیشهی نیک، آنان را به هم میپیوندد، و خوشی و رستگاری را، بر آنها آشکار میکند. 46/13 هرکس که زرتشت اسپینتمان را، در انجام کارهایش یاری میکند و خشنود میسازد، به درست کرداری زبانزد میگردد. اهورامزدا به چنین کسی زندگی نیک میبخشد، و در پرتو اندیشهی نیک، گیتی او را میافزاید، و هرکسی او را، دوست نیک راستی میشناسد. 46/14 ای زرتشت، کیست دوست راست کردار تو ؟ و کیست، آنکه به راستی، خواهان نیک نامی و بلند آوازی انجمن مغان است ؟ این کس براستی کی گشتاسب دلیر است. ای اهورامزدا، من مردمان را با سخنان برخواسته از اندیشهی نیک فرا میخوانم، تا به بارگاه تو راه یابند. 46/15 ای فرزندان هیچدسپ اسپنتمان، به شما میگویم، بشنوید آنچه را که برای شما بهتر است، تا با آن دانا را از نادان بازشناسید، و با کردار خود، راستی را که از آیین بنیادین اهوراست، از آن خود سازید. 46/16 ای فرشوستر هِوُگوَ، با یاران گرویدهی خود، که ما هردو برای آنها، خواهان فروغ و خوشبختی پایدار هستیم، به آنجا رو، جایی که راستی با پارسایی پیوسته است، در آنجا، اندیشهی نیک و توانایی، فرمان میرانند، و شکوه اهورامزدا نمایان است. 46/17 ای جاماسب هِوُگوَ، ای خردمند، من اینک، با سخنانی وافته به تو میآموزم، نه با سخنانی ناوافته، تا آن را به دل فراگیری و پرستندهی آن باشی. هرکه دانا را از نادان بازشناسد، اهورامزدا، در پرتو راستی، نگاهبان پرتوان او گردد. 46/18 کسی که به من بپیوندد، من برای او بهترین هستم، در پرتو اندیشهی نیک، بهترینها را به او نوید میدهم. و اما آنکه با من در ستیز است، من نیز با او در ستیزم. ای مزدا، من با راستی، خواست تورا برآورده میسازم، راهی که خرد و اندیشهی من، آن را برگزیند. 46/19 کسی که براستی، خواست زرتشت را، که ساختن جهان تازه است، برآورده میسازد، از پاداش زندگی جاودانه برخوردار میگردد، در این جهان زایندهی بارور، به همهی آرزوهای دلش، دست مییابد. ای مزدا، همهی اینها را تو به من آموخته و آشکار ساختهای. |