برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
باشندگان در تارنما: 3 نفر میهمان
 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow اوستا arrow یسنا - هـات 59 تاریخ امروز
14 آذر 1387 ساعت 01:16
 
 
 
یسنا - هـات 59 چاپ فرستادن صفحه با نامه


هات 59

1
اَهوره­مَزدای اَشَوَن، رَد ِاَشَوَنی را می­ستاییم.
اَمشاسپَندان، شهریاران ِنیک ِخوب کُنش را می­ستاییم.

2
[ ایزدان ِ] اَشَوَن ِگاه­ها، رَدان ِ اَشَونی را می­ستاییم.
هاوَنی اَشَوَن، رَد ِ اَشَوَنی را می­ستاییم.
ساوَنگهی و ویسیَه­ی اَشَوَن، رَدان ِ اَشَوَنی را می­ستاییم.
مهر ِفراخ چراگاه، [ آن ] هزار گوش ِده هزار چشم، [ آن ] ایزد ِ نامبردار را می­ستاییم.
رام ِ بخشنده­ی پراگاه خوب را می­ستاییم.

3
رَ پیثوین اَشَوَن، رَد ِاَشَوَنی را می­ستاییم.
فرادَت فشو و زَنتوم اَشَوَن، رَدان ِاَشَوَنی را می­ستاییم.
اَردیبهشت و آذر پسر ِاهوره مزدا را می­ستاییم.

4
اُزیرین ِ اَشَوَن، رَد ِاَشَوَنی را می­ستاییم.
فرادَت ویر و دَخیوِم اَشَوَن، رَدان ِاَشَوَنی را می­ستاییم.
رَد ِ بزرگوار، شهریار شیدوَر، اَپام نَپات ِ تیز اسب را می­ستاییم.
آب­های مَزدا اَشَوَن آفریده­ی اَشَوَنی را می­ستاییم.

5
اَویسروثیم ِاَشَوَن، رَد ِاَشَوَنی را می­ستاییم.
فرادَت ویسپَم و زَرتُشتوم ِپاک، رَدان ِاَشَوَنی را می­ستاییم.
فَرَوَشی­های ِنیک ِتوانای پاک ِاَشَوَنان را می­ستاییم.
زنان و گروه فرزندان آنان را می­ستاییم.
یایریَه هوشیتی را می­ستاییم.
اَمَ­ ی نیک آفریده­ی بُرزمَند را می­ستاییم.
بهرام ِاَهوره آفریده را می­ستاییم.
اوپَرَتات ِپیروز را می­ستاییم.

6
اُشهین ِاَشَوَن، رَد ِ اَشَوَنی را می­ستاییم.
بِرِجیَه و نمانیَه­ی اشون، ردان اشونی را می­ستاییم.
سُروش ِپارسای بُرزمند ِپیروز ِگیتی افزای، رد اشونی را می­ستاییم.
رَشن ِراست­ترین را می­ستاییم.
اَرشتاد ِگیتی افزای و جهان­پَروَر را می­ستاییم.

7
[ ایزدان ِ] اشون ماه ردان اشونی را می­ستاییم.
اندَرماه ِاشون، رد اشونی را می­ستاییم.
پُرماه و ویشپَتَثَ ی اشون ردان اشونی را می­ستاییم.

8
[ ایزدان ِ] اشون گَهَنبارها، ردان اشونی را می­ستاییم.
مَیدیوزِرِم ِاشون، رد اشونی را می­ستاییم.
مَیدیوشِم ِاشون، رد اشونی را می­ستاییم.
پَتیَه شهیم ِ اشون، رد اشونی را می­ستاییم.
اَیاسرِم ِاشون، رد اشونی را می­ستاییم.
مَیدیارِم ِاشون، رد اشونی را می­ستاییم.
همَسپَتمَدَم ِاشون، رد اشونی را می­ستاییم.
[ ایزدان ] اشون سال، رد اشونی را می­ستاییم.

9
همه­ی ردان اشونی را می­ستاییم : آنان را که سی­وسه ردان اشونی­اند به پیرامون هاوَنی؛ آنان از آن بهترین اشه­اند که مزدا آموخته و زرتشت گفته است.

10
اهوره و مهر، بزرگواران گزند ناپذیر اشون را می­ستاییم.
ستارگان و ماه و خورشید را با گیاه بَرسَم می­ستاییم.
مهر، شهریار همه­ی سرزمین­ها را می­ستاییم.
هَُرمَزد [ روز ِ] رایومَند فره­مند را می­ستاییم.
[ ماه ] فَرَوَشی­های نیک توانای پاک اشونان را می­ستاییم.

11
ای آذر ِاهوره­مزدا !
ترا و همه­ی آذران را می­ستاییم.
بهترین آب­های نیک مزدا آفریده را می­ستاییم.
همه­ی آب­های مزدا آفریده­ی اشون را می­ستاییم.
همه­ی گیاهان مزدا آفریده­ی اشون را می­ستاییم.
« مَنثرَه»ی ورجاوند کار آمد را می­ستاییم.

12
داد ِدیوستیز را می­ستاییم.
داد زرتشتی را می­ستاییم.
روشن دیرین را می­ستاییم.
دین نیک مزدا پرستی را می­ستاییم.

13
کوه اوشیدَرِنَ ی مزدا آفریده­ی بخشنده­ی آسایش اَشَه را می­ستاییم.
همه­ی کوه­های بخشنده­ی آسایش اشه و بسیار بخشنده­ی آسایش مزدا آفریده­ی اشون، ردان اشونی را می­ستاییم.
فَر ِکیانی ِپیروز ِمزدا آفریده را می­ستاییم.
اشی ِنیک، آن شیدوَر بزرگوار نیرومند برزومند بخشنده را می­ستاییم.
فَر ِمزدا آفریده را می­ستاییم.
پاداش مزدا آفریده را می­ستاییم.

14
آفرین ِنیک ِاشون را می­ستاییم.
اشون ِمرد ِپاک را می­ستاییم.
دامویش اوپَمَنَ، ایزد دلیر چیره دست را می­ستاییم.

15
این آب­ها و زمین­ها و گیاهان را می­ستاییم.
این جاها و روستاها و چراگاه­ها و خانمان­ها و آبشخورها را می­ستاییم.
اهوره­مزدا، دارنده­ی این روستاها را می­ستاییم.

16
[ ایزدان ِ] روز و ماه و گهنبارها و سال، بزرگترین ردان اشونی را می­ستاییم.

17
[ زَوت و راسپی : ]
خُرداد و امرداد را می­ستاییم.
شیر ِخوشی دهنده را می­ستاییم.
سروش ِپارسای ِبُرزمند ِپیروز ِگیتی افزای، رَد ِاشونی را می­ستاییم.

18
فَرَوَشی­های نیکِ توانای ِپاک ِاشونان را می­ستاییم، می­خوانم و می­سرایم.
فَرَوَشی­های خانواده، روستا، شهر، کشور و زرتشتوم را می­ستاییم.

19
اینک در میان همه­ی این فَرَوَشی­ها نخستین، فروشی ِاهوره­مزدا را می­ستاییم که مِهترین و بهترین و زیباترین و استوارترین و خردمندترین و برزمندترین و سپندترین است.

20
فروشی­های ِنیک ِتوانای ِپاک ِاشونان را می­ستاییم.
[ فروشی­های ] امشاسپندان را می­ستاییم؛ آن تیزبینان ِبزرگوار ِبسیار زورمند ِدلیر ِاهورایی را که ورجاوند ِجاودانه­اند.

21
اینک «جان» و «دین» و «بوی» و «روان» و «فروشی» نخستین آموزگاران و نخستین آموزندگان کیش، مردان و زنان اشونی را که انگیزه­ی پیروزی اشه بوده­اند، می­ستاییم.
«گوشوروَن ِ» نیک کُنش را می­ستاییم.

22
[ فروشی­های ] آنان را که انگیزه­ی پیروزی اشه بوده­اند و فروشی گیومرت ِاشون را می­ستاییم.
این پاداش و فروشی ِزرتشت سپیتمان اشون را می­ستاییم.
فروشی ِکِی گُشتاسپ اشون را می­ستاییم.
فروشی ِایسَت و استرَی ِاشون - پسر زرتشت - را می­ستاییم.

23
اینک «جان» و «دین» و «بوی» و «روان» و «فروشی» نیاکان، مردان و زنان را که انگیزه­ی پیروزی اشه بوده­اند، می­ستاییم.
فروشی­های همه­ی اشونانی را که بوده­اند و هستند و آن مردانی را که [ هنوز ] زاده نشده­اند (سوشیانت­های نو کننده­ی گیتی) می­ستاییم.

24
اینک روان­های درگذشتگان را می­ستاییم.
فروشی­های اشونان را می­ستاییم.
همه­ی نیکان درگذشته­ی این خاندان را از آموزگار و آموزنده - [ خواه ] اشون مردان، [ خواه ] اشون زنان - می­ستاییم.

25
فروشی­های همه­ی آموزگاران اشون را می­ستاییم.
فروشی­های همه­ی آموزندگان اشون را می­ستاییم.
فروشی­های همه­ی اشون مردان را می­ستاییم.
فروشی­های همه­ی اشون زنان را می­ستاییم.

26
فروشی­های همه­ی فرزندان اشونی را که از اشونی پدید آمده­اند، می­ستاییم.
فروشی­های اشونانی را که در کشورند می­ستاییم.
فروشی­های اشونی را که در بیرون از کشورند، می­ستاییم.

27
فروشی­های اشون مردان را می­ستاییم.
فروشی­های اشون زنان را می­ستاییم.
همه­ی فروشی­های نیک ِتوانای پاک ِاشونان را از [ فروشی ] گیومرت تا سوشیانت پیروز می­ستاییم.

28
بهرام اهوره آفریده را می­ستاییم.
سوشیانت پیروز را می­ستاییم.
[ زوت و راسپی: ]
این برسم به آیین اَشَه گسترده و زور و کُشتی [ برسم ] را می­ستاییم.
روان خویش را می­ستاییم.
فروشی خویش را می­ستاییم.

29
همه­ی ایزدان اَشَوَن را می­ستاییم.
همه­ی ردان اشونی را می­ستاییم : هنگام ردی هاوَنی، هنگام ردی ساوَنگهی و ویسیَه، هنگام ردی همه­ی ردان بزرگ.
"یَنگهِه هاتَم...."

30
[ راسپی: ]
خوب [ و ] آن­چه بهتر از خوب است تراباد؛ ترا [ و ] زوت را !
بشود که پاداش زوت - آن [ زوت ] در اندیشه­ی نیک سرآمد، در گفتار نیک سرآمد، در کردارنیک سرآمد- ترا ارزانی شود !

31
[ زوت: ]
بشود که آن­چه بهتر از خوب است، به سوی شما آید !
مبادا آن­چه بدتر از بد است، به سوی شما آید !
مبادا که آن­چه بدتر از بد است، به سوی من آید !

32
[ زوت و راسپی: ]
«یَثَه اهوویریو...»
«اَشِم وُهو...»

33
«اهونَ وَیریه...» را می­ستاییم.
اردیبهشت، زیباترین امشاسپند را می­ستاییم.
«فشوشو منثرَه »ی «هائخت نسک» را می­ستاییم.
سراسر بخش «ستوت یِسنیَه» را می­ستاییم.
«ستوت یسنیه» را می­ستاییم که نخستین داد جهان است.

34
[ زوت: ]
«یَثَه اهوویریو...» که زوت مرا بگوید.
[ راسپی: ]
«یَثَه اهوویریو...» که زوت مرا بگوید.
[ زوت: ]
«اَثارَتوش اشات چیت هَچا...» که پارسا مرد دانا بگوید.

 

 
 
     
 
     
 
 
“  چو بیداد کردی توقع مدار ... که نامت به نیکی رود در دیار  ”   -  سعدی بزرگوار
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000017 ثانیه