|
نگارش : بهزاد فرهانیه
|
|
15 آبان 1385 ساعت 05:41 |
|
هزارههاى پرشكوه
 (نقدى بر آثار ناصر پورپیرار) داریوش احمدی ناشر: موسسهی فرهنگی انتشاراتی گرگان
بخشى از پیشگفتار كتاب: در آغاز، این اربابان ایدئولژى ماركسیسم - لنینیسم در شوروى سابق بودند كه از اوایل قرن بیستم تا میانههاى آن، در تلاش براى افزایش و گسترش منافع و مرزهاى خویش، در فراسوى خاك خود، به ترویج ایدئولژىهاى قومپرستانه و قومسازانه روی آوردند تا بدین وسیله، با تجزیهی ملتهاى واحد به انبوهی از قومهاى منفرد و جداگانه، كه خلقهاى به اصطلاح آزاد خوانده میشدند، و آوردن این تودههاى اقمارى به زیر یوغ شوروى و كمونیسم، كه گویى آزادى و رهایى را براى آنان به ارمغان آورده بود، اردوى خویش را بزرگتر و گستردهتر سازند و منابع انسانى و اقتصادى نامحدود و رایگانى را براى استوارى پایههاى خود و نیز ستیزههاى پیدا و پنهان خویش با بلوك غرب، فراهم آوردند. اما اینك در قرن بیست و یكم، نو- استعمارگران جهان غرب، در تلاش براى ایجاد «دموكراسىهاى موزاییكى»، یعنى پدید آوردن كشورهایى خُرد، ناتوان، به ظاهر دموكراتیک، و كاملاً وابسته به غرب، از طریق فروپاشاندن كشورهاى بزرگ و توانمندِ چند - فرهنگى، به گونهاى دیگر، به احیا و تحریك و تقویت جریانات قومپرست و تجزیهطلب (مانند پانتركیسم و پانعربیسم) روى آوردهاند. در همین چارچوب، افراد و گروهکهاى قومپرست داخلى، كه رسانههاى گوناگونى را در اختیار دارند، با تضعیف، بل كه تخریب هویت ایرانى از طریق تحریف و مخدوشسازی تاریخ و تاریخسازان پرافتخار ایران، و جعل و خلقِ مفهوم قومیت براى فرهنگهاى محلى ایران و رویارو ساختن آنان با یکدیگر، و با داشتن گفتمانى نژادپرستانه، تخیلگرایانه، و پرخاشجویانه، یکسره و پیوسته در تلاش و تكاپو برای فروپاشاندن وحدت و یکپارچگى ملى و تمامیت ارضى ایران و ایجاد حكومتهایى به اصطلاح خودمختار و یا الحاق آنها به برخى كشورهاى همسایهاند. در طول چند سال اخیر، ظهور نویسندگانى كه پیوسته و هدفمند، با استفاده از ادبیاتى كه در آن نژادپرستى و میهنستیزى رشد فزایندهاى دارد، به انكار و تخریب ریشههاى تمدن و فرهنگ و هویت كهن و اصیل ایرانى روى آوردهاند، ابعاد عظیم توطئهى بیگانگان جهت لطمه زدن به كشور و ملت ایران، و ضرورت مقابلهى بنیادین با چنین تحركات مخربی را بیش از پیش آشكار و نمایان مىسازد. از سال 1379 بدین سو، نویسندهاى به نام ناصر پورپیرار، با انتشار مجموعه كتابهایى با نام كلى «تأملى در بنیان تاریخ ایران» و از سال 1382 با راه اندازى وبلاگى بر روى شبكهى اینترنت، گفتمان كمابیش جدید و بىسابقهاى را طرح و ترویج نمود كه هدف و نتیجهى آن، تحریف و تخریب تاریخ و تمدن ایران، تحسین و تجلیل قوم عرب، و رویارو ساختن ملیت و مذهب بوده است. وى با بهرهگیرى از ادبیات و لحنى یکسره پرخاشگرانه، موهن و خودپرستانه، و با كاربرد داستانپردازى، اوهامبافى و دروغسازى، در نگارش آثار خود، به انكار كامل فرهنگ و تمدن پربار ایران باستان و تهى انگاشتن آن از هرگونه دستآورد و افتخارى، و تخریب چهرهى شخصیتهاى تاریخى و علمى ایران پرداخته و باور جهانى موجود دربارهى پیشینههاى غنى فرهنگى و تمدنى ایران را توهمى القا شده از سوى یهودیان و حاصل توطئههاى سازمان یافته و دیرینهى صاحبان كلیسا و كنیسه قلمداد كرده است. كتاب حاضر، با اتكا به اصول و شیوههاى علمى، به سادگى و وضوح نشان داده است نظریاتى كه ناصر پورپیرار دربارهى تاریخ و تمدن و فرهنگ ایران پراكنده ساخته، در حدى وصفناپذیر و شگفتانگیز، نامستدل و نامستند، متناقض، بىبنیان و خودساخته، آكنده از تخیلات و توهمات شخصى، و مبتنى بر اندیشهها و پیشفرضهاى قومپرستانه است. این كتاب آشكار خواهد ساخت، همهى هزارههایى كه تاریخ ایران پشت سر نهاده است، یكسره و پیوسته، پرشكوه، درخشان، و افتخارآفرین بوده و هر گونه تلاش و تكاپویى برای مخدوشسازی این هزارههاى شكوهمند، باطل و محكوم به شكست است. «هزارههاى پرشكوه»، در كنار برآوردن این هدف، كوشیده است تا با ارائهى جدیدترین دانستهها و رهیافتهاى تاریخى، باستانشناسى و زبانشناسى، كه در داخل ایران چندان دستیاب نیست، دستمایهها و مواد و منابع بایسته و بسنده را براى پژوهشگران و علاقهمندانِ حقیقتجویى تاریخ و فرهنگ ایران، فراهم آورد. |
|
واپسین به روز رسانی ( 15 آبان 1385 ساعت 05:44 )
|