برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
نام کاربری
گذرواژه
نگاهداشت گذرواژه
دریافت دوباره ی گذرواژه
نام نویسی
باشندگان در تارنما: 5 نفر میهمان
 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

مطالعاتی درباره ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان

نویسنده : فیروز منصوری

نشر : هزار

 
     
 
سرگذشت زبان فارسی

جلال خالقی مطلق

از آن جا که در نجد (سرزمین بلند. آ. ا.) پهناور ایران، هر یک از تیره های...

 
     
 
دستگاه های موسیقی ایرانی

دستگاه های خسروانی یا دستان های نوای خوش ایران، که فارابی از آن ها با نام «طرائق» یا «رواسین»[1] یاد می کند، گوشه ها، راه ها و ردیف های فراوان داشته و به گمان درست هر گوشه را آهنگسازی در زمانی و به مناسبتی ساخته و...

 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow داستان های ایرانی arrow داستان های گلستان arrow هیچ كس نزند بر درخت بی‌بر سنگ تاریخ امروز
14 آذر 1387 ساعت 00:27
 
 
 
هیچ كس نزند بر درخت بی‌بر سنگ چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 5
بدعالی 
19 اردیبهشت 1385 ساعت 14:56

با چند نفر از دوستان همدل، خلق و خوی مشترك داشتیم و بیشتر اوقات با هم نشست و برخاست می‌كردیم.
یكی از بزرگان شهر، اخلاق و رفتار دوستان ما را بسیار می‌پسندید و گروه ما را بسیار دوست داشت.
از همین رو، برای تك تك این دوستان، حقوق ماهیانه تعیین كرده بود و با اشتیاق همه را حمایت می‌كرد.
روزی یكی از همین دوستان، رفتار ناشایستی كرد و موجب ناخرسندی و بدگمانی آن مرد بزرگ شد و حقوق ماهیانه همه را قطع كرد...

تصمیم گرفتم، پیش او بروم و هر گونه‌ای كه باشد او را راضی كنم تا  دوباره لطف خود را از سر گیرد و مشكل یاران را حل كند. به دربار او رفتم اما دربانان جلوگیری كردند و مرا از رفتن به نزد او باز داشتند. خود را معرفی كردم و بعد از آن كه نزدیكان او مرا شناختند، عذرخواهی كردند و مرا با احترام و عزت به درون دربار دعوت و جایگاهی بلند برایم معین كردند. فروتنی كردم و در همان جایگاه پایین نشستم و گفتم:

تا در صف بندگان نشینم بگذار كه بنده كمینم

آن مرد بزرگ با لطف فراوان خود مرا نواخت و گفت:

بارت بكشم كه نازنینی گر بر سر و چشم من نشینی

نشستیم و از هر دری سخن گفتیم تا این كه به موضوع مشكلات و گرفتاری‌های دوستان رسیدیم.
به او گفتم: مگر از سوی دوستان ما چه خطای بزرگی صورت پذیرفته كه سایه لطف خود را از سر آنان باز گرفتی و محبت خود را از آنان دریغ می‌داری؟
خداوند بزرگ را ببین چگونه جرم پی‌ در پی بندگان را می‌بیند و هرگز روزی آن‌ها را قطع نمی‌كند!
سخنان گرم من در دل او اثر كرد، آن‌ها را پسندید و دوباره كمك‌های ماهیانه خود را به دوستان از سر گرفت.
خالصانه از او سپاس‌گزاری كردم و گفتم:

چو كعبه قبله حاجت شد از دیار بعید

روند خلق به دیـدارش از بسی فرسنگ

تـو را تـحـمـل امثـال مـا بـبـایـد كـرد

كه هیچ‌‌كس نزند بر درخت بی‌بر سنگ

  
گزیده شده و بازنويسی از گلستان سعدی
واپسین به روز رسانی ( 12 آبان 1385 ساعت 12:10 )
 

 
 
     
 
     
 
 
“  خــــرد بر پـایـه ی دیـدن و پـژوهیـدن استــوار اسـت ، نه بر پنـداربـافی و پـیش داوری و شـنـیدن  ”   -  اشو زرتشت
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000016 ثانیه