برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
باشندگان در تارنما: 5 نفر میهمان
 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow اوستا arrow یسنا - هـات 60 تاریخ امروز
14 آذر 1387 ساعت 00:18
 
 
 
یسنا - هـات 60 چاپ فرستادن صفحه با نامه

هات60

1
[زوت و راسپی:]

« پس براستی، بهترین نیکی­ها بهره­ی آن کس خواهد شد که در زندگی استومند مینُوی، ما را به راه راست ِبهروزی - [ راه ِ] جهان اَشَه که جایگاه اهوره است - رهنمونی کند.
ای مزدا !
دلدادگان تو در پرتو نیک آگاهی و پاکی به تو خواهند پیوست.» (1)

2
بشود که خشنودی و پارسایی و درود و دَهِش و پذیرش، بدین خانمان ارزانی شود !
بشود که اینک اَشَه و توانایی و پاداش و فَر و خوشی و پیشوایی دیر پای ِاین دین اهورایی ِزرتشت، بدین جا فرود آید !

3
اینک،
مبادا که پیوند گله و رمه از این جا بگسلد !
مبادا که پیوند اشه از ما بگسلد !
مبادا که پیوند اَشَوَن مرد از ما بگسلد !
مبادا که پیوند دین اهورایی از ما بگسلد !

4
بشود که فَرَوَشی­های ِپاک نیک اَشَوَنان، همراه درمان اَشَی  - [ که ] به پهنای زمین و درازای رودها و بُلندای ِخورشید [ است ] - بدین خانمان فرود آیند تا بهروزی [ به این خانه ] فرا رسد و بر فَر و فروغ آن بیفزاید و بتواند در برابر بدخواه پایداری کند !

5
بشود که در این خانه، فرمانبرداری بر نافرمانی، آشتی بر ناسازگاری، رادی بر نارادی، فروتنی بر بَرتَنی، گفتار ِراست بر گفتار ِناراست و اَشَه بر دروَج [ چیره شود ]...

6
بدان سان که اَمشاسپَندان بتوانند تا هنگام پاداش جاودان، در این­جا فرمانبرداری و پارسایی و ستایش­ها و نیایش­های نیک و دهش خوب و دهش دلخواه و دهش دوستانه را دریابند.

7
مبادا که این خانه، هرگز از خوشی ِفَر و هستی و فرزندان برازنده وهمراهی دیر پای اَشَی ِنیک - آن که اَشَوَنان را به خوشی رهنمون است - تهی ماند.

8
[زوت:]

ای اهوره مزدا !
بشود که به کام و خواست ] خویش [، به آفریدگان خود - به آب­ها، به گیاهان، به همه­ی نیکان اَشَه نژاد - شهریاری کنی !
بشود که اشه را توانایی و دروج را ناتوانی بخشی !

9
کامروا باد اشه !
ناکام باد دروج !
سپری شده، برانداخته، زَدوده، بَرده و ناکام باد دروج در آفرینش سپَند مینو !

10
اینک من - زَرتُشت - سران خانمان­ها و روستاها و شهرها و کشورها را برانگیزم که به دین ِاهورایی ِزَرتُشتی بیندشند و سخن گویند و رفتار کنند.

11
تا آن که منش ما شاد شود [ و ] روان ما کامیاب [ و ] تن [ ما ] خورسند باشد که به بهشت رسیم.
همچنین پس از آشکار شدن [ کردارها ] به بارگاه اهورایی [ گراییم ]، ای مزدا !


12
ای اَشَه­ی ِبهتر! ای اشه­ی زیباتر !
بشود که به دیدار تو رسیم.
بشود که به تو نزدیک شویم.
بشود که هماره همنشین تو باشیم.
« اشم وُهو ... »

13
« یَثَه اَهووَیریو ... »
« اشم وهو ... »
« اَهونَ وَیریَه ... » را می­ستاییم.
اردیبهشت، زیباترین امشاسپند را می­ستاییم.
« یِنگهِه هاتَم ... »


1. = گاه. یسـ. 43، بند 3

 

 
 
     
 
     
 
 
“  با مرد نادان راز خود مگوی  ”   -  موبد آدرباد ماراسپند
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000018 ثانیه