|
هات60 1 [زوت و راسپی:] « پس براستی، بهترین نیکیها بهرهی آن کس خواهد شد که در زندگی استومند مینُوی، ما را به راه راست ِبهروزی - [ راه ِ] جهان اَشَه که جایگاه اهوره است - رهنمونی کند. ای مزدا ! دلدادگان تو در پرتو نیک آگاهی و پاکی به تو خواهند پیوست.» (1) 2 بشود که خشنودی و پارسایی و درود و دَهِش و پذیرش، بدین خانمان ارزانی شود ! بشود که اینک اَشَه و توانایی و پاداش و فَر و خوشی و پیشوایی دیر پای ِاین دین اهورایی ِزرتشت، بدین جا فرود آید ! 3 اینک، مبادا که پیوند گله و رمه از این جا بگسلد ! مبادا که پیوند اشه از ما بگسلد ! مبادا که پیوند اَشَوَن مرد از ما بگسلد ! مبادا که پیوند دین اهورایی از ما بگسلد ! 4 بشود که فَرَوَشیهای ِپاک نیک اَشَوَنان، همراه درمان اَشَی - [ که ] به پهنای زمین و درازای رودها و بُلندای ِخورشید [ است ] - بدین خانمان فرود آیند تا بهروزی [ به این خانه ] فرا رسد و بر فَر و فروغ آن بیفزاید و بتواند در برابر بدخواه پایداری کند ! 5 بشود که در این خانه، فرمانبرداری بر نافرمانی، آشتی بر ناسازگاری، رادی بر نارادی، فروتنی بر بَرتَنی، گفتار ِراست بر گفتار ِناراست و اَشَه بر دروَج [ چیره شود ]... 6 بدان سان که اَمشاسپَندان بتوانند تا هنگام پاداش جاودان، در اینجا فرمانبرداری و پارسایی و ستایشها و نیایشهای نیک و دهش خوب و دهش دلخواه و دهش دوستانه را دریابند. 7 مبادا که این خانه، هرگز از خوشی ِفَر و هستی و فرزندان برازنده وهمراهی دیر پای اَشَی ِنیک - آن که اَشَوَنان را به خوشی رهنمون است - تهی ماند. 8 [زوت:] ای اهوره مزدا ! بشود که به کام و خواست ] خویش [، به آفریدگان خود - به آبها، به گیاهان، به همهی نیکان اَشَه نژاد - شهریاری کنی ! بشود که اشه را توانایی و دروج را ناتوانی بخشی ! 9 کامروا باد اشه ! ناکام باد دروج ! سپری شده، برانداخته، زَدوده، بَرده و ناکام باد دروج در آفرینش سپَند مینو ! 10 اینک من - زَرتُشت - سران خانمانها و روستاها و شهرها و کشورها را برانگیزم که به دین ِاهورایی ِزَرتُشتی بیندشند و سخن گویند و رفتار کنند. 11 تا آن که منش ما شاد شود [ و ] روان ما کامیاب [ و ] تن [ ما ] خورسند باشد که به بهشت رسیم. همچنین پس از آشکار شدن [ کردارها ] به بارگاه اهورایی [ گراییم ]، ای مزدا ! 12 ای اَشَهی ِبهتر! ای اشهی زیباتر ! بشود که به دیدار تو رسیم. بشود که به تو نزدیک شویم. بشود که هماره همنشین تو باشیم. « اشم وُهو ... »
13 « یَثَه اَهووَیریو ... » « اشم وهو ... » « اَهونَ وَیریَه ... » را میستاییم. اردیبهشت، زیباترین امشاسپند را میستاییم. « یِنگهِه هاتَم ... »
1. = گاه. یسـ. 43، بند 3 |