|
یسنا 43 43/1 اهورامزدای همه توانا چنین برنهاده است که خوشبختی از آن اوست که به یگران خوشبختی بخشد . من برای پیشرفت و نگاه داشتن آیین راستی، خواهان استواری و توانایی هستم. ای پارسایی، آن پرتوی را که پاداش زندگی نیک منشانه است، به من ارزانی دار. 43/2 و همچنین، بهترین پاداشها از آن کسی است که خواستار روشنایی است، و به دیگران روشنایی ببخشد. ای اهورامزدا، با خرد پاک خود، و در پرتو آیین راستی، دانش برخاسته از اندیشهی نیک را به من ببخشای، تا از زندگی دراز شادمانه برخوردار گردم. 43/3 پس براستی، بهترین نیکیها به کسی خواهد رسید، که در زندگی مادی و مینویی، راه راست خوشبختی که ما را به بارگاه اهورا میرساند، به ما بیاموزاند. ای مزدا، سرانجام، در پرتو دانش نیک و پاکی و پارسایی، دلدادگان تو، به تو میپیوندند. 43/4 ای مزدا، هنگامی تو را پاک و توانا شناختم که دریافتم، تو با نیروی خود خواست ما را برآورده میسازی، و دُروندان و راستان را به کیفر و پاداش میرسانی، و با فروغت، که از راستی نیرومند است و به دلها گرمی میبخشد، ما را از توان اندیشهی نیک برخوردار میگردانی. 43/5 ای اهورامزدا، آنگاه تو را پاک شناختم، که تو را در سرآغاز زندگی دیدم، و دریافتم، که تو برای بدان و نیکی برای نیکان، آیینی که در پرتو هنر و خرد تو، تا انجام آفرینش و پایان زندگی به جای خواهد ماند. 43/6 ای مزدا، آن زمان که خرد پاک تو فراز آید، توانایی مینویی و اندیشهی نیک، با کنش خود جهان را به سوی راستی پیش میراند. و پارسایی، آیین خرد تو را، که کسی آن را نتواند فریفت، به رادان میآموزاند. 43/7 ای اهوارامزدا، آنگاه تو را پاک شناختم که اندیشهی نیک بر من فراز آمد و پرسید : که هستی و از کیستی ؟ و در برابر پرسشها و دودلیها روزانه، دربارهی جهان خودت، چه راهی را میشناسی و مینمایانی ؟ 43/8 نخست به او گفتم : منم زرتشت، و تا آنجا که در توان دارم، دشمن سرسخت دُروندان و پناه نیرومند راستانم. ای مزدا، میخواهم، تا آن زمان که ستایشگر و درودگوی تو هستم، پیوسته از نیروی بیکران تو برخوردار گردم. 43/9 ای اهورامزدا، آنگاه تو را پاک شناختم که اندیشهی نیک بر من فراز آمد پرسید : به که نماز میآوری ؟ گفتم : به فروغ مزدا نماز میآورم، و تا مرا تاب و توان هست دل به راستی میبندم. 43/10 ای مزدا، پس مرا به سوی راستی دلخواه من راه بنمای، تا با پیروی از پارسایی آن را دریابم. و از ما بپرس و ما را بیازمای، که پرسش و آزمون توست، که راهبران را نیرومندی و برتری بخشد. 43/11 ای مزدا، هنگامی تو را پاک شناختم که اندیشهی نیک بر من فراز آمد، و من، از سخنان تو آموختم و دریافتم که، گسترش آیین تو در میان مردمان دشوار است . اما من، آنچه را که به نزد تو بهترین است، به انجام میرسانم. 43/12 آنگاه، به من سخنی گفتی که چونان نشنوده بودم، گفتی : به سوی راستی روم، تا دانا گردم، بکوشم تا سروش در دلم آوا دهد، و در پرتو روشنایی آن دریابم که به هر دو گروه نیکان و بدان، پاداش و کیفر بایسته داده خواهد شد. 43/13 ای مزدا، آنگاه تو را پاک شناختم که اندیشهی نیک بر من فراز آمد، و بدو گفتم : برای رسیدن به آماجم، مرا زندگی دارزی آرزوست، آن زندگی دلخواه، که تنها تو میبخشی، و در توان شهریاری توست. 43/14 ای مزدا، همانگونه که مرد دلیر و توانا، به دوست خود شادمانی بخشد، تو نیز با شهریاری خود، و در پرتو راستی، به پیروان من شادمانی ارزانی دار. من به پا خواهم خاست، و همراه با همهی آنهایی که سرایندهی سخن اندیشه انگیز تو هستند، پشتیبان آموزشهای تو خواهم بود. 43/15 ای اهورامزدا، آنگاه تو را پاک شناختم که، اندیشهی نیک بر من فراز آمد و مرا آموخت که، بهترین راه بالندگی مینویی، اندیشیدن در آرامش است، و راهیر هرگز نباید در پی خشنودی دُروندان باشد، زیرا آنان پیوسته با راستان راه دشمنی میپویند. 43/16 ای اهورا، پس زرتشت برای خویشتن پاکترین اندیشهها را بر میگزیند. باشد که در پرتو راستی، زندگی مادی ما نیرو گیرد، پارسایی و توانایی مینویی زندگی ما را تابان گرداند، و اندیشهی نیک کارهای ما را به پاداش نیکو برساند. |