برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
ناموران ایران
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 7 نفر میهمان و 1 نفر کاربر به نام:
  • آشوريا
 
     
 
شکایت پیرمردی نزد طبیب

پیرمردی نزد پزشکی رفت تا او دردهایش را درمان کند. با آه و ناله گفت : «من از مغزم احساس ناراحتی می کنم، مغزم خراب شده، همه چیز را فراموش می کنم.»

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
گلشن مراد

«گلشن مراد»، تالیف «ابوالحسن خان غفّاری کاشانی»، مشهور به «غفاری مستوفی»، نقاش و مورخ عصر زندیه است. ابوالحسن خان پسر میرزا معزّالدّین محمد و از منشیان دربار کریم خان بوده است.

 
     
 
تاریخ خط در ایران

سعید نفیسی

استاد شادروان سعید نفیسیدر روایات زردشتی از داستان های ملی ایران چنین آمده است که طهمورث پیشدادی پس از آن که بر اهریمن پیروز شد هفت گونه خط را که به کسی یاد نمی...

 
     
 
موسیقی ایرانی در زمان امویان و عباسیان

«کلمان هورات» می نویسد :

«پیش از ظهور اسلام عرب های بادیه نشین شعر و موسیقی داشته اند ولی تشکیل و بسط آن بر ما مجهول است. شاید طرز حرکت شتر هنگام راه رفتن و گذاردن پاهایش با آن همه نظم بر روی زمین، موجد آهنگ «حدی» گشته است، آهنگی...

 
     
 
 
 
 
     
 
  مسیر برگ نخست arrow رویدادها arrow بایگانی رویدادها arrow بایگانی سال 1385 arrow پورسینا با سیمرغ هم‌ ریشه است تاریخ امروز
19 دی 1387 ساعت 22:10
 
 
 
پورسینا با سیمرغ هم‌ ریشه است چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 6
بدعالی 
نگارش : بهزاد فرهانیه   
01 شهریور 1385 ساعت 10:55

پورسینا با سیمرغ هم‌ ریشه است

پورسینا با سیمرغ هم‌ ریشه است

اول شهریورماه روز بزرگداشت پورسینا (ابوعلی سینا) و روز پزشك است. پزشك و فیلسوف قرن پنجم هجری، كه بسیاری از جنبه‌های زندگی او هنوز ناشناخته مانده است.

غربیان او را Avicienne و پزشك عرب نام می‌نهند. حال چگونه «محمدبن عبدالله» تبدیل به ابوعلی سینا یا ابن سینا یا Avicienne شد، این هم سرگذشتی دارد كه تاكنون كسی به آن نپرداخته است.
دكتر «پرویز شهریاری»، پژوهشی بر نام این دانشمند انجام داده كه به بهانه روز بزرگداشت ابوعلی سینا، نظرات وی را جویا می‌شویم.

دكتر «پرویز شهریاری» ریاضیدان و دانشمند ایرانی و صاحب تالیفات و ترجمه‌های گوناگون در حوزه‌ ریاضیات و فلسفه است كه شاید كودكان دهه پنجاه هنوز نام او را به عنوان یكی از مولفان بر كتاب‌های ریاضی دوران دبستان به یاد داشته باشند.
از جمله آثار تالیفی او می‌توان به سرگذشت ریاضیات، غیاث‌الدین جمشید كاشانی ریاضیدان ایرانی، خوارزمی و انفورماتیك، فلسفه و اخلاق در ریاضیات اشاره كرد.
اندیشه ریاضی، بازی با بی‌نهایت، در پی فیثاغورث، ریاضیات در شرق، قضیه فرما تعدادی از آثار ترجمه شده این استاد گران­قدر است.

- ابن سینا چگونه مشهور به ابن سینا شد؟

- ابن سینا به معنی فرزند سیناست. اما پدر یا پدربزرگ یا جد سوم او هیچ كدام نام سینا را نداشته‌اند. برخی فرهنگ‌ها چون درمانده‌اند، تا پشت ششم او را اسم‌هایی گذاشته‌اند كه به نظر من، همه آنها هم درست نیست، و پشت هفتم را گفته‌اند «فرزند سینا» كه هیچ معنایی ندارد. اگر امروزه ما بخواهیم چند پشت خود را اسم ببریم، نمی‌توانیم. من خیال می‌كنم پورسینا یا فرزند سینا به این معناست كه او پزشك‌زاده بوده، یعنی از خانواده‌ای بوده كه همه پزشك بودند اما میان آنها او بوده كه رشد كرده و شناخته شده است.
درست همان‌طور كه كسی را كه در دریا كار می‌كند، می‌گویند: فرزند دریا، نه به معنای آن كه دریا او را به دنیا آورده باشد. ابن سینا هم باید همین‌طور باشد. باز باید در تاریخ جستجو كرد و دید كه آیا واقعا پدر یا پدران او پزشك بوده‌اند یا نه؟ اما به هر حال، این معنی با توجه به سابقه اسمی «سینا» به حقیقت نزدیك‌تر است.

- سابقه اسمی «سینا» كه به آن اشاره می‌فرمایید، چه بوده است؟‌

- «سینا» یا صورت قدیمی‌تر آن «سئینه» پزشك مشهوری در تاریخ ایران بوده است كه از همه جای دنیا برای معالجه یا معاینه نزد او می‌آمدند. او 700 سال قبل از میلاد، گمان می‌كنم در زمان مادها، در هگمتانه (همدان امروزی) زندگی می‌كرده و صاحب مكتبی بوده است. سئینه از چنان شهرتی در پزشكی برخوردار بود كه پس از مرگ نام او تبدیل به اسطوره می‌شود.
این اسطوره به شاهنامه هم سرایت كرده است. كلمه «سیمرغ» و «سیرنگ» در شاهنامه از همین اسم گرفته شده كه كارشان طبابت بوده است. پر سیمرغ را در آتش می‌انداختند و او حاضر می‌شد و طبابت می‌كرد.

- این اطلاعات در مورد سئینه چگونه به دست آمده است؟

- در همان دوران زندگی سئینه، یك سردار رومی به نام تمیستوكرس، ظاهرا برای آشنایی با اوضاع و احوال ایران با هدف لشكركشی به این سرزمین به ایران می‌آید.
او وقتی به هگمتانه می‌رسد، با سئینه و مكتب سئینه آشنا می‌شود. چنان شیفته سئینه می‌شود كه در هگمتانه می‌ماند و یك دوره درس كامل در آن مكتب می‌خواند. در آن مكتب، فلسفه و ریاضیات و اخترشناسی تدریس می‌شد و هیچ مسئله غیرواقعی در آنجا مورد بحث قرار نمی‌گرفت.‌ بعدها كه تمیستوكرس به روم برمی‌گردد، شرح زندگانی خود را می‌نویسد و ما قسمت عمده‌ای از اطلاعات و آگاهی‌های خود را در مورد سئینه از نوشته‌های تمیستوكرس داریم.

- آیا نوشته‌های تمیستوكرس در مورد سئینه به فارسی ترجمه شده است؟

- خیر. مطالبی كه در مورد سئینه نوشته شده، پراكنده است. چند سال پیش، آقای پرویز اذكایی همین مطلب پراكنده را گردآوری كرده و مقاله مفصلی در مورد سئینه در مجله «دانش و مردم» نوشت.

- لقب دیگر ابن‌سینا یا به گفته شما پورسینا، «ابوعلی» است، این لقب از كجا آمده است؟‌

- ‌ابوعلی یعنی پدر علی اما پورسینا فرزندی نداشت و اصلا ازدواج نكرده بود كه فرزندی داشته باشد. دلیل آن را نتوانستم پیدا كنم. در این مورد هم باید تحقیق كرد. در مورد پورسینا می‌توان به مدارك زیادی مراجعه كرد. خود پورسینا در زندگیش دائما آواره بوده و از بزرگی به بزرگ دیگر پناه می‌برده است. وقتی محمود غزنوی به خوارزم لشكر كشید، پورسینا فرار كرد و به اصفهان، ری و جاهای دیگر رفت. بخشی از دوران زندگیش را هم در همدان گذراند. مقبره‌اش هم در همدان است. در سراسر زندگی سرگردان بود. حتی زندان هم كشید. منظور این است كه مدارك زیادی در جاهای مختلف درباره او وجود دارد. اما متاسفانه در فرهنگ ایران كمتر به این موضوع پرداخته شده است.
پورسینا از همه نظر هنوز بسیار جا برای تحقیق و بررسی دارد.

برگرفته از تارنمای خبرگزاری میراث فرهنگی

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 1574

  دیدگاه ها : 0
 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  کشور به لشگر متکی است، لشگر به مال، مال به مالیات، مالیات به آبادانی، آبادانی به دادگری، دادگری به پاکی کارگزاران دولتی، پاکی کارگزاران به درستی وزیران، درستی وزیران به نیک بودن پادشاه  ”   -  انوشیروان دادگر
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000016 ثانیه