|
هات 2 1 [زَوات و راسپی : ] «زَور» خواستارم ستايش را. «بَرسَم » خواستار ستايش را. بَرسَم خواستارم ستايش را. زَور خواستارم ستايش را. زَور و بَرسَم خواستارم ستايش را. بَرسَم و زَور خواستارم ستايش را. با این زَور و اين بَرسَم خواستار ستايشم. با آن بَرسَم و اين زَور خواستار ستايشم. با زَور و اين بَرسَم خواستار ستايشم. [زوت : ] با اين بَرسَم و زَور و کشتی [بَرسَم ] به آيين اشه گسترده ، خواستار ستايشم. 2 با اين زَور و بَرسَم ، خواستار ستايش اهوره مزدای اَشَوَن ، رد اَشَوَنی ام ، خواستار ستايش امشاسپندان ، شهر ياران نيک خوب کنشم. 3 با اين زَور و بَرسَم ، خواستار ستايش [ايزدان ] گاهها ، ردان اَشَوَنیام ؛ خواستار ستايش هاونی اَشَوَن ، رد اَشَوَنیام ؛ خواستار ستايش ساونگهی و ويسيهی اَشَوَن ، ردان اَشَوَنیام. با اين زَور و بَرسَم ، خواستار ستايش مهر فراخ چراگاه [آن ] هزار گوش ده هزار چشم ، [ آن ] ايزد نامبردار؛ خواستار ستايش «رام» بخشندۀ چراگاه خوبم. 4 با اين زَور و بَرسَم خواستار ستايش رپيثوين اَشَوَن ، رد اَشَوَنیام ؛ خواستار ستايش فُرادَت فشو و زنتوم اَشَوَن ، ردان اَشَوَنیام. با اين زَور و بَرسَم ، خواستار ستايش ارديبهشت و آذر پسر اهوره مزدايم. 5 با اين زَور و بَرسَم ، خواستار ستايش ازيرين اَشَوَن ، رد اَشَوَنیام ؛ خواستار ستايش فُرادَت ويرو دخيوم اَشَوَن ، اَشَوَنیام. با اين زَور و بَرسَم خواستار ستايش رد برگوار ، شهريار شيدور ، اپام نپات تيز اسبم ؛ خواستار ستايش آبهای مزدا آفريدۀ اَشَوَنم. 6 با اين زَور و بَرسَم ، خواستار ستايش اويسرثريم اَشَوَن ، رد اَشَوَنیام ؛ خواستار ستايش فُرادَت ويسپم و زرتشتوم اَشَوَن، ردان اَشَوَنیام. با اين زَور و بَرسَم ، خواستار ستايش فروشی های نيک توانای پاک اَشَوَنانم ؛ خواستار ستايش زنان و گروه فرزندان آنانم ؛ خواستار ستايش يايريه هوشيتیام؛ خواستار ستايشامی نیک آفريدۀ برزمندم ؛ خواستار ستايش بهرام اهوره آفريدهام ؛ خواستار ستايش اوپرتات پيروزم.
7 با اين زَور و بَرسَم ، خواستار ستايش برجيه و نمانيهی اَشَوَن ، ردان اَشَوَنیام. با اين زَور و بَرسَم ، خواستار ستايش سروش پارسای برزمند پيروز گيتی افزای ، رد اَشَوَنیام ؛ خواستار ستايش رشن راست ترينم ؛ خواستار ستايش اَرشتادِ گيتی افزای و جهان پرورم. 8 با اين زَور و بَرسَم ، خواستار ستايش [ ايزدان ] اَشَوَن ماه ، ردان اَشَوَنیام ؛ خواستار ستايش اندرماه اَشَوَن ، رد اَشَوَنیام ؛ خواستار ستايش پُرماه و ويشَپتَثَیِ اَشَوَن، ردان اَشَوَنیام. 9 با اين زَور و بَرسَم ، خواستار ستايش [ايزدان ] اَشَوَن گهنبارها ، ردان اَشَوَنیام ؛ خواستار ستايش مَيديوزَرِم اَشَوَن ، رد اَشَوَنیام. با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش ميديوشم اَشَوَن ، رد اَشَوَنیام. با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش پتيه شهيم اَشَوَن ، رد اَشَوَنیام. با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش ايا سرم اَشَوَن ، رد اَشَوَنیام. با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش ميديارم اَشَوَن ، رد اَشَوَنیام. با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش هَمَسپَتمَدَم اَشَوَن ، رد اَشَوَنیام. با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش [ايزدان ] اَشَوَن سال ، ردان اَشَوَنیام. 10 با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش همه ردان اَشَوَنم ؛ آنان که سی و سه ردان اَشَوَنیاند به پيرامون هاونی. آنان از آن بهترين اشهاند که مزدا آموخته و زرتشت گفته است. 11 با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش اهوره و مهر ، بزرگواران گزند ناپذير اَشَوَنم ؛ خواستار ستايش ستارگان و ماه و خورشيدم. با اين گياه بَرسَم ، خواستار ستايش مهر ، شهريار همه سرزمينهايم. با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش هُرمَزد [روز ] را يومند فرهمندم. با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش [ ماهِ ] فروشیهای نيک توانای پاک اَشَوَنانم. 12 ای آذر اهوره مزدا! با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش تو و همه آذرانم. با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش بهترين آبهای مزدا آفريده اَشَوَنم ؛ خواستار ستايش همه آبهای مزدا آفريده اَشَوَنم ؛ خواستار ستايش همه گياهان مزدا آفريده اَشَوَنم. 13 با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش «مَنثَره »ی ورجاوند کار آمدم ؛ خواستار ستايش داد ديو ستيزم ؛ خواستار ستايش داد زرتشتيم ؛ خواستار ستايش روش ديرينم ؛ خواستار ستايش دين نيک مزدا پرستیام. 14 با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش کوه اشيدرنی مزدا آفريده بخشنده آسايش اشهام ؛ خواستار ستايش همه کوههای بخشنده آسايش اشه و بسيار بخشنده آسايش اشهی مزدا آفريده پاک ، ردان اَشَوَنیام ؛ خواستار ستايش فر کيانی نيرومند مزدا آفريدهام ؛ خواستار ستايش فرنا گرفتنی مزدا آفريدهام. با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش اشی نيک ، آن شيدور بزرگوار نيرومند برزمند بخشندهام ؛ خواستار ستايش فرمزدا آفريدهام ؛ خواستار ستايش پاداش مزدا آفريدهام. 15 با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش آفرين نيک اَشَوَنم ؛ خواستار ستايش اَشَوَن مرد پاکم؛ خواستار ستايش دامويش اوپَمَنَ ايزد دلير چيره دستم. 16 با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش اين آبها و زمينها و گياهانم ؛ خواستار ستايش اين جاها و روستاها و چراگاهها و خانمانها و آبشخورهايم ؛ خواستار ستايش اهوره مزدا ، دارنده اين روستاهايم. 17 با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش همه بزرگترين ردانم : [ ايزدان ] روز و گاهها و ماه گهنبارها و سال. با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش فروشیهای نيک توانای پاک اَشَوَنانم. با اين زَور بَرسَم ، خواستار ستايش همه ايزدان اَشَوَنم ؛ خواستار ستايش همه ردان اَشَوَنیام : هنگام ردی هاونی ، هنگام ردی ساونگهی ، هنگام ردی همه ردان اَشَوَن. |