|
هات 19
[زَوت:] 1 زَرتشت از اَهوره مَزدا پرسید: ای اهورهمزدا! ای سپندترین مینو!ای دادارِ جهان استومن! ای اَشَوَن! کدام بود آن سخنی که مرا در دل افگندی،ای اهوره مزدا... 2 پیش از آفرینش آسمان،پیش از آب،پیش از جانور،پیش از گیاه،پیش از آذر اهوره مزدا،پیش از اشون مرد،پیش از تبهکاران و دیوان و مردمان [دُروند]،پیش از سراسر زندگی این جهانی و پیش از همه مزدا آفریدگان نیک اشه نژاد؟ (1) 3 آنگاه اَهوره مزدا گفت: ای سپیتمان زرتشت! آن سخن،«اَهونَ وَیریه...» بود که ترا در دل افگندم... 4 پیش از آفرینش آسمان،پیش از آب،پیش از جانور،پیش از گیاه،پیش از آذر اهوره مزدا،پیش از اشون مرد،پیش از تبهکاران و دیوان و مردمان [دُروند]،پیش از سراسر زندگی این جهانی و پیش از همه مزدا آفریدگان نیک اشه نژاد؟ 5 ای سپیتمان زرتشت! این «اَهونَ وَیریَه...»ی من هر گاه بی هیچ درنگ و لغزشی سروده شود،برابر صد « گاه» برگزیده دیگر است که بی هیچ درنگ و لغزشی سروده شده باشد و هر گاه با درنگ و لغزش سروده شود،برابر ده « گاه» برگزیده دیگر است. 6 ای سپیتمان زرتشت! کسی که در زندگی این جهانی،برای من «اَهوَن وَیریَه...» را از بر بخواند یا به یاد بسپارد و باژ گیرد یا باژکنان بسراید یا آن را به هنگام سرودن بستاند،من-اهوره مزدا- روانش را از فراز چینود پل سه بار به بهشت-به بهترین زندگانی،به بهترین اَشَه ،به بهترین روشنایی-برسانم. 7 ای سپیتمان زرتشت! کسی که در زندگی این جهانی،برای من «اَهونَ وَیریه...» را باژ گیرد و پاره ای از آن را-نیم یا سه یا چهار یک یا پنج یک آن را نخواند،من- اهوره مزدا-روانش را از بهشت دور کنم.من او را به اندازه درازا و پهنای این زمین،از بهشت دور کنم و این زمین را به همان اندازه که دراز است،پهناست. 8 من در آغاز،واژگانی را که «اَهو» و « رَتو» در میان آنهاست،فروخواندم؛ پیش از آفرینش آسمان برین،پیش از آب،پیش از زمین،یش از گیاه،پیش از آفرینش گاو چهارپا،پیش از زایش مرد اَشون دو پا،پیش از آفرینش پیکر خورشید برین و پس از آفرینش امشاسپندان. 9 از میان آن دو مینوی نخستین،سپند مینو سراسر آفرینش اشه را که بوده است و هست وخواهد بود،با گفتار « شیَوثنَنَم اَنگهوُش مَزدایی» برای من بر خواند. 10 و این سخن، در میان سخنان،کارآمدترین سخنی است که گفته شده و بر زبان آورده شده و خوانده شده است.این سخن را چندان توانایی است که اگر همه [مردمان] جهان استومند،آن رابیاموزند و به یاد بسپارند،خود را از مرگ رهایی توانند داد. 11 این سخن ما گفته شده است تا هر یک از آفریدگان [جهان]، آن را در پرتو بهترین اشه یاد گیرد و بدان بیندیشد. 12 « یَثَه »: چنین گوید که زرتشت را « اهو» و « رتو» شناختند. « اَثا» : چنین گوید که او – اهوره مزدا-نیز در نخستین اندیشه،نزد آفریدگان جهان چنین است. « یَثَه»:آموزش می دهد که او از همه بزرگتر است. «اَثا»: چنین گوید که آفرینش، اوراست. 13 « وَنگهوُش »: سومین آموزش دین را باز می گوید که زندگی خوب،از آن مزداست. « دَزدامَنَنگهو» :چنین گوید که او آموزگار منش نیک است. « شیَوُثنَنَم »: «اَهو» را نشان می دهد. 14 از واژه «مزدا» بر می آید که او آفرینش راست؛ همان گونه که آفریشن اوراست. از واژه « خشَترم اَهوره یی » چنین بر می آید که:ای مزدا! شهریاری مینوُی از آن تست. واژه های « دریگو بیو واستارم» گویای آن کسی است که در پرستاری از درویشان،دوست سپیتمان زرتشت است. « یَثَه اَهووَیریو...» پنج آموزش دین را در بر می گیرد. « یَثَه اَهووَیریو...» سراسر «مَنثَره » و سخن اهوره مزداست. 15 اهوره مزدای بهتر،«اَهونَ وَیریَه ...» را بسرود.[آن خدای] بهتر، همه [آفرینش نیک] را بیافرید. اهریمن به تنگ آمد.اهوره مزدا از دور بدان بد سرشت چنین گفت: نه منش،نه آموزش،نه خرد،نه باور،نه گفتار،نه کردار،نه «دین» و نه روان ما دو [ مینو ] با هم سازگارند. 16 این گفتار مزدا سه بخش دارد و به چهار پیشه و پنج ردان می نگرد و با دهش و بخشش،سرانجام می گیرد. - کدامند [سه] بخش این گفتار؟ - اندیشه نیک ،گفتار نیک،کردار نیک. 17 - کدامند [چهار] پیشه؟ - آتُربان ،ارتشتار،برزیگر ستور پرور و [دست ورز] سازنده. خویشکاری همه [اینان] در راست اندیشی،راست گفتاری وراست کرداری با اَشَون مرد پیرو رد دین پژوه،برابر است: « با کُنش خویش جهان را به سوی اَشَه پیش می برند.» (2) 18 - کدامند پنج ردان؟ - خانه خدا،دهخدا،شهربان،شهریار و پنجمین آنان زرتشت (در سرزمینهای دیگر،جز ری زرتشتی). در ری زرتشتی تنها جهار [تن] ردانند. - کدامند ردان این سرزمین ها؟ - خانه خدا،دهخدا،شهربان،شهریار و پنجمین آنان زرتشت. 19 - اندیشه نیک چیست؟ - نخستین منش نیک. - گفتار نیک چیست؟ - سخن ورجاوند. - کردار نیک چیست؟ - سرود ستایش و برتر شماری آفریدگان پاک. 20 مزدا گفت؟ - به که گفت؟ - به اَشَوَن مینُوی و جهانی. - چه گفت در سخنی که او در دل افگند؟ - بهترین شهریار. - به چه کسی؟ - به اشون و بهتری که در شهریاری،خود کامه نباشد. 21 « اَهوَن وَیریه....» را می ستاییم. «اَهوَن وَیریه....» را می ستاییم،چه بلند بر خوانده،چه آهسته باژ گرفته، چه سروده،چه ستوده. «ینگهه هاتَم ...»
پانوشت: 1. تعبیر اوستایی « اَشَه چیثرَه »را برخی از گزارشگران به «در اشه اصیل» و بعضی به «دارنده خصلت اشه» برگردانده اند. 2. گاه.یس .43،بند6
|