برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
باشندگان در تارنما: 7 نفر میهمان
 
     
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow اوستا arrow یسنا - هـات 19 تاریخ امروز
01 آذر 1387 ساعت 17:43
 
 
 
یسنا - هـات 19 چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 0
بدعالی 

هات 19

[زَوت:]

1
زَرتشت از اَهوره مَزدا پرسید:
ای اهورهمزدا! ای سپندترین مینو!ای دادارِ جهان استومن! ای اَشَوَن!
کدام بود آن سخنی که مرا در دل افگندی،ای اهوره مزدا...
 
2
پیش از آفرینش آسمان،پیش از آب،پیش از جانور،پیش از گیاه،پیش از آذر
اهوره مزدا،پیش از اشون مرد،پیش از تبهکاران و دیوان و مردمان [دُروند]،پیش از
سراسر زندگی این جهانی و پیش از همه مزدا آفریدگان نیک اشه نژاد؟ (1)

3
آنگاه اَهوره مزدا گفت:
ای سپیتمان زرتشت!
آن سخن،«اَهونَ وَیریه...» بود که ترا در دل افگندم...

4
پیش از آفرینش آسمان،پیش از آب،پیش از جانور،پیش از گیاه،پیش از آذر
اهوره مزدا،پیش از اشون مرد،پیش از تبهکاران و دیوان و مردمان [دُروند]،پیش از
سراسر زندگی این جهانی و پیش از همه مزدا آفریدگان نیک اشه نژاد؟

5
ای سپیتمان زرتشت!
این «اَهونَ وَیریَه...»ی من هر گاه بی هیچ درنگ و لغزشی سروده شود،برابر صد « گاه» برگزیده دیگر است که بی هیچ درنگ و لغزشی سروده شده باشد و هر گاه با درنگ و لغزش سروده شود،برابر ده « گاه» برگزیده دیگر است.

6
ای سپیتمان زرتشت!
کسی که در زندگی این جهانی،برای من «اَهوَن وَیریَه...» را از بر بخواند یا به یاد بسپارد و باژ گیرد یا باژکنان بسراید یا آن را به هنگام سرودن بستاند،من-اهوره مزدا- روانش را از فراز چینود پل سه بار به بهشت-به بهترین زندگانی،به بهترین اَشَه ،به بهترین روشنایی-برسانم.

7
ای سپیتمان زرتشت!
کسی که در زندگی این جهانی،برای من «اَهونَ وَیریه...» را باژ گیرد و پاره ای از آن را-نیم یا سه یا چهار یک یا پنج یک آن را نخواند،من- اهوره مزدا-روانش را از بهشت دور کنم.من او را به اندازه درازا و پهنای این زمین،از بهشت دور کنم و این زمین را به همان اندازه که دراز است،پهناست.

8
من در آغاز،واژگانی را که «اَهو» و « رَتو» در میان آنهاست،فروخواندم؛ پیش از آفرینش آسمان برین،پیش از آب،پیش از زمین،یش از گیاه،پیش از آفرینش گاو چهارپا،پیش از زایش مرد اَشون دو پا،پیش از آفرینش پیکر خورشید برین و پس از آفرینش امشاسپندان.

                                                    
9
از میان آن دو مینوی نخستین،سپند مینو سراسر آفرینش اشه را که بوده است و هست وخواهد بود،با گفتار « شیَوثنَنَم اَنگهوُش مَزدایی» برای من بر خواند.

10
و این سخن، در میان سخنان،کارآمدترین سخنی است که گفته شده و بر زبان آورده شده و خوانده شده است.این سخن را چندان توانایی است که اگر همه [مردمان] جهان استومند،آن رابیاموزند و به یاد بسپارند،خود را از مرگ رهایی توانند داد.

11
این سخن ما گفته شده است تا هر یک از آفریدگان [جهان]، آن را در پرتو بهترین اشه یاد گیرد و بدان بیندیشد.

12
« یَثَه »: چنین گوید که زرتشت را « اهو» و « رتو» شناختند.
« اَثا» : چنین گوید که او – اهوره مزدا-نیز در نخستین اندیشه،نزد آفریدگان جهان چنین است.
« یَثَه»:آموزش می دهد که او از همه بزرگتر است.
«اَثا»: چنین گوید که آفرینش، اوراست.

13
« وَنگهوُش »: سومین آموزش دین را باز می گوید که زندگی خوب،از آن مزداست.
« دَزدامَنَنگهو» :چنین گوید که او آموزگار منش نیک است.
« شیَوُثنَنَم »: «اَهو» را نشان می دهد.

14
از واژه «مزدا» بر می آید که او آفرینش راست؛ همان گونه که آفریشن اوراست.
از واژه « خشَترم اَهوره یی » چنین بر می آید که:ای مزدا! شهریاری مینوُی از آن تست.
واژه های « دریگو بیو واستارم» گویای آن کسی است که در پرستاری از درویشان،دوست سپیتمان زرتشت است.
« یَثَه اَهووَیریو...» پنج آموزش دین را در بر می گیرد.
« یَثَه اَهووَیریو...» سراسر «مَنثَره » و سخن اهوره مزداست.

15
اهوره مزدای بهتر،«اَهونَ وَیریَه ...» را بسرود.[آن خدای] بهتر، همه [آفرینش نیک] را بیافرید.
اهریمن به تنگ آمد.اهوره مزدا از دور بدان بد سرشت چنین گفت:
نه منش،نه آموزش،نه خرد،نه باور،نه گفتار،نه کردار،نه «دین» و نه روان ما دو [ مینو ] با هم سازگارند.

16
این گفتار مزدا سه بخش دارد و به چهار پیشه و پنج ردان می نگرد و با دهش و بخشش،سرانجام می گیرد.
- کدامند [سه] بخش این گفتار؟

- اندیشه نیک ،گفتار نیک،کردار نیک.

17
- کدامند [چهار] پیشه؟
- آتُربان ،ارتشتار،برزیگر ستور پرور و [دست ورز] سازنده.
خویشکاری همه [اینان] در راست اندیشی،راست گفتاری وراست کرداری با اَشَون مرد پیرو رد دین پژوه،برابر است:
« با کُنش خویش جهان را به سوی اَشَه پیش می برند.» (2)

18
- کدامند پنج ردان؟
- خانه خدا،دهخدا،شهربان،شهریار و پنجمین آنان زرتشت (در سرزمینهای دیگر،جز ری زرتشتی).
در ری زرتشتی تنها جهار [تن] ردانند.
- کدامند ردان این سرزمین ها؟
- خانه خدا،دهخدا،شهربان،شهریار و پنجمین آنان زرتشت.

19
- اندیشه نیک چیست؟
- نخستین منش نیک.
- گفتار نیک چیست؟
- سخن ورجاوند.
- کردار نیک چیست؟
- سرود ستایش و برتر شماری آفریدگان پاک.

20
مزدا گفت؟
- به که گفت؟
-  به اَشَوَن مینُوی و جهانی.
- چه گفت در سخنی که او در دل افگند؟
- بهترین شهریار.
- به چه کسی؟
- به اشون و بهتری که در شهریاری،خود کامه نباشد.

21
« اَهوَن وَیریه....» را می ستاییم.
«اَهوَن وَیریه....» را می ستاییم،چه بلند بر خوانده،چه آهسته باژ گرفته، چه سروده،چه ستوده.
«ینگهه هاتَم ...»


پانوشت:

1. تعبیر اوستایی « اَشَه چیثرَه »را برخی از گزارشگران به «در اشه اصیل» و بعضی به «دارنده خصلت اشه» برگردانده اند.
2. گاه.یس .43،بند6

 

 
 
     
 
     
 
 
“  توجه به یک دانشمند در واقع توجه به دستاورد های اوست  ”   -  پرویز رجبی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000018 ثانیه