برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
ناموران ایران
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 3 نفر میهمان
 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow اوستا arrow یسنا - هـات 1 تاریخ امروز
19 دی 1387 ساعت 23:01
 
 
 
یسنا - هـات 1 چاپ فرستادن صفحه با نامه

هات 1

1
 [ زَوت و راسپی : ]

نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم دادار اَهورا مَزدایٍ رايومَندِ فَرِه‌مَند ، بزرگترين و زيباترين و استوارترين و خردمندترين و بُرزمَندترين و «سپندترين»(1)  را.
[ آن ] نيک منشِ بسيار رامش بخشنده، آن «سِپَندترين» که ما را بيافريد. آن که ما را پيکر هستی بخشيد. آن که ما را بپروارنيد.

2
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم بهمن و اَرديبهشت و شهريور و سپَندارمَذ و خُرداد و اَمرداد و گِوُش تَشَنَ و گوشوروَن و آذرِ اهورامزدا ـ تُخشاترين اَمشاسپَندان ـ را.

3
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم [ ايزدان ] گاهها، رَدانِ اَشَه را. هاوَنیِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم ساوَنگهی و ويسيَه‌یِ اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم مهرِ فراخ چراگاه، [ آن ] هزار گوشِ ده هزار چشم، [ آن ] ايزدِ نامبردار را و رامِ چراگاه خوب را.

4
[زَوت :]
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم «رَ پيثوينِ» اَشَوَن، رَدِ اَشَونی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم «فرادَت فشو» و «زَنتومِ» اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم اَرديبهشت و آذرِ اَهوره مزدا را.

5
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم «اُزَيرينِ» اَشَوَن، رَد اَشَونی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم «فرادَت وير» و «دَخيوم ِ» اَشَوَن ردان اَشَوَنی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم رَدِ بزرگوار «نپات اپام » و آبهای مزدا آفريده را.


6
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم «اَويسروثريم» اَشَوَن ، رَدِ اَشَوَنی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم «فرادَت ويسپَم» و «زَرتُشتوم» اَشَوَن ، ردان اَشَوَنی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجا می‌آورم فروشی‌های اشونان را، زنان و گروه فرزندان آنان را، «يايريَه هوشيتی» را، «اَمَ»‌یِ نيک آفيردۀ برزمند را، «بهرام» اهوره آفريده و «اوپَرتاتِ» پيروز را.

7
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم «اشهين» اَشَوَن ، رَدِ اَشَوَنی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم «بِرِجيَه» و «نمانيَه»‌ی اَشَوَن ، ردان اَشَوَنی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم «سروش» پارسای پاداش بخش پيروز گيتی افزای را و «رشن» راست‌ترين و «اَرشتادِ» گيتی افزای و جهان پرور را.

8
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم [ ايزدان ] ماه و «اَندَرماهِ» ردان اَشَوَنی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم «پرماه» و «ويشَپتثَ»‌یِ اَشَوَن ، ردان اَشَوَنی را.

9
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم [ ايزدان ] ماه و «گهنبار»ها، ردان اَشَوَنی را و «مَيديوزَرِم» اَشَوَن ، رد اَشَوَنی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم «مَيديوشِمِ» اَشَوَن ، رد اَشَوَنی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم «پَتيَه شهيمِ» اَشَوَن ، رد اَشَوَنی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم «اَياسَرِمِ» اَشَوَن ، رد اَشَوَنی را و «مَيديارِمِ» اشون، رد اَشَوَنی را و «همسپتمدم» اَشَوَن ، رد اَشَوَنی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم [ ايزدان ] سال، ردان اَشَوَنی را.

10
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم همۀ اين ردان را که سی و سه رَدانِ اَشَوَنی‌اند به پيرامن هاونی. آنان از آن بهترين اشه‌اند که مزدا آموخته و زرتشت گفته است.

11
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم اهوره و مهر، بزرگواران گزند ناپذير اشون را، ستارگان آفريده سپند مينو را، ستارۀ «تِشتَرِ» رايومند فره مند را، «ماه» در بردارندۀ تخمۀ گاو را، خورشيد تيز اسب ـ چشم اهوره مزدا ـ را، مهر، شهريار همۀ سرزمينها را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم «هرمزد [روز] » را يومند فره‌مند را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم [ماه ] فروشی‌های (2) اشونان را.

12
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم ترا ای آذر، پسر اهوره مزدا و همۀ آذران را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم آبهای نيک و همۀ آبها و همۀ گياهان مزدا آفريده را.

13
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم «مَنثَره»‌ی ورجاوند کارآمد را، داد يوستيز را، داد زرتشتی را ، روشن ديرين را ، دين نيک مزداپرستی را.

14
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم کوه اوشيدرن‌ی مزدا آفريدۀ بخشندۀ آسايش اشه را ، همۀ کوههای بخشندۀ آسايش اشه و بسيار بخشنده آسايش مزدا آفريده را ، فر کيانی مزدا آفريده را ، فرنا گرفتنی مزدا آفريده را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم اشی نيک را ، چيستای نيک را ، «اِرِثِ»‌ی نيک را ، «رَسَستاتِ» نيک را، «فر» را و پاداش مزدا آفريده را.

15
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم آفرين نيک اَشَوَن را و اَشَوَن مرد پاک و دامويش او پمن ، ايزد چيره دست دلير را.

16
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم اين جاها و روستاها و چراگاهها و خانمانها و آبشخورها و آبها و زمينها و گياهان و اين زمين و آن آسمان و باد پاک را ، ستاره و ماه و خورشيد و «اَنيرانِ» جاودانه و همۀ آفريدگان سپند مينو را و اَشَوَن مردان و اَشَوَن زنان را که ردان اَشَوَنی‌اند.

17
به هاونگاه نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم رد بزرگوار اَشَوَنی را ، ردان روز و گاهها و ماه و گهنبارها و سال را که ردان اَشَوَنی‌‌اند.

18
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم فَرَوَشی‌های نيرومندِ پيروزِ اَشَوَنان را ، فروشی‌های نخستين آموزگاران کيش را، فروشی‌های نياکان را و فروشی خويش را.

19
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم همۀ ردان اَشَوَنی را.
نويد [ ستايش ] می‌دهم.
ستايش بجای می‌آورم همۀ نيکی بخشندگان را: ايزدان اَشَوَن مينوی و جهانی را که به آيين بهترين اشه ، برازندۀ ستايش و سزاوار نيايشند.

20
ای هاوَنی اَشَوَن رد اَشَوَنی.
ای ساوَنگَهی اَشَوَن ، رد اَشَوَنی
ای رَپيثوين اَشَوَن ، رد اَشَوَنی.
ای اُزَيرينِ اشونی رد اَشَوَنی.
ای اُشَهينِ اَشَوَن ، رد اَشَوَنی

21
اگر ترا آزردم اگر در منش ، اگر در گويش ، اگر در کنش ، اگر به خواست خويش ، اگر نه به خواست خويش ترا آزردم ، اينک ترا می‌ستايم.
اگر از تو روی گردان شدم ، [ديگر باره ] ترا به ستايش و نيايش نويد می‌دهم.

22
شما همه ، ای بزرگترين ردان اَشَوَنی ، ای ردان اَشَوَنی !
اگر شما را آزردم ، اگر در منش ، اگر در گويش ، اگر در کنش ، اگر به خواست خويش ، اگر نه به خواست خویش شما را آزردم ، اینک شما را می‌ستایم.
اگر از شما روی گردان شدم ، [ديگر باره ] شما را به ستايش و نيايش نويد می‌دهم.

23
[زوت و راسپی : ]

من خَستويم که مزدا پرست ، زرتشتی ، ديوستيز و اهورايی کيشم.
هاوَنی اَشَوَن ، رد اَشَوَنی را ستايش و نيايش و خشنودی و آفرين.
ساونگهی و ويسيه‌ی اَشَوَن ، ردان اَشَوَنی را ستايش و نيايش و خشنودی و آفرين.
رَدانِ روز و گاهها و ماه و گَهَنبارها و سال را ستايش و نيايش و خشنودی و آفرين.


1. سنجـ . گاه . یسـ . 45، بند 5 و زیر.

2. اشاره دارد به فروردین ماه.


 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  هنگامی كه بالا میروی و تعالی میجویی ، هنگامی كه به خدا تقرب میجویی ، به همه چیز اشراف پیدا میكنی  ”   -  برزگر
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000017 ثانیه