|
هات 1
1 [ زَوت و راسپی : ] نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم دادار اَهورا مَزدایٍ رايومَندِ فَرِهمَند ، بزرگترين و زيباترين و استوارترين و خردمندترين و بُرزمَندترين و «سپندترين»(1) را. [ آن ] نيک منشِ بسيار رامش بخشنده، آن «سِپَندترين» که ما را بيافريد. آن که ما را پيکر هستی بخشيد. آن که ما را بپروارنيد. 2 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم بهمن و اَرديبهشت و شهريور و سپَندارمَذ و خُرداد و اَمرداد و گِوُش تَشَنَ و گوشوروَن و آذرِ اهورامزدا ـ تُخشاترين اَمشاسپَندان ـ را. 3 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم [ ايزدان ] گاهها، رَدانِ اَشَه را. هاوَنیِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم ساوَنگهی و ويسيَهیِ اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم مهرِ فراخ چراگاه، [ آن ] هزار گوشِ ده هزار چشم، [ آن ] ايزدِ نامبردار را و رامِ چراگاه خوب را. 4 [زَوت :] نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم «رَ پيثوينِ» اَشَوَن، رَدِ اَشَونی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم «فرادَت فشو» و «زَنتومِ» اَشَوَن، رَدانِ اَشَوَنی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم اَرديبهشت و آذرِ اَهوره مزدا را. 5 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم «اُزَيرينِ» اَشَوَن، رَد اَشَونی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم «فرادَت وير» و «دَخيوم ِ» اَشَوَن ردان اَشَوَنی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم رَدِ بزرگوار «نپات اپام » و آبهای مزدا آفريده را. 6 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم «اَويسروثريم» اَشَوَن ، رَدِ اَشَوَنی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم «فرادَت ويسپَم» و «زَرتُشتوم» اَشَوَن ، ردان اَشَوَنی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجا میآورم فروشیهای اشونان را، زنان و گروه فرزندان آنان را، «يايريَه هوشيتی» را، «اَمَ»یِ نيک آفيردۀ برزمند را، «بهرام» اهوره آفريده و «اوپَرتاتِ» پيروز را.
7 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم «اشهين» اَشَوَن ، رَدِ اَشَوَنی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم «بِرِجيَه» و «نمانيَه»ی اَشَوَن ، ردان اَشَوَنی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم «سروش» پارسای پاداش بخش پيروز گيتی افزای را و «رشن» راستترين و «اَرشتادِ» گيتی افزای و جهان پرور را. 8 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم [ ايزدان ] ماه و «اَندَرماهِ» ردان اَشَوَنی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم «پرماه» و «ويشَپتثَ»یِ اَشَوَن ، ردان اَشَوَنی را. 9 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم [ ايزدان ] ماه و «گهنبار»ها، ردان اَشَوَنی را و «مَيديوزَرِم» اَشَوَن ، رد اَشَوَنی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم «مَيديوشِمِ» اَشَوَن ، رد اَشَوَنی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم «پَتيَه شهيمِ» اَشَوَن ، رد اَشَوَنی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم «اَياسَرِمِ» اَشَوَن ، رد اَشَوَنی را و «مَيديارِمِ» اشون، رد اَشَوَنی را و «همسپتمدم» اَشَوَن ، رد اَشَوَنی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم [ ايزدان ] سال، ردان اَشَوَنی را. 10 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم همۀ اين ردان را که سی و سه رَدانِ اَشَوَنیاند به پيرامن هاونی. آنان از آن بهترين اشهاند که مزدا آموخته و زرتشت گفته است. 11 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم اهوره و مهر، بزرگواران گزند ناپذير اشون را، ستارگان آفريده سپند مينو را، ستارۀ «تِشتَرِ» رايومند فره مند را، «ماه» در بردارندۀ تخمۀ گاو را، خورشيد تيز اسب ـ چشم اهوره مزدا ـ را، مهر، شهريار همۀ سرزمينها را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم «هرمزد [روز] » را يومند فرهمند را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم [ماه ] فروشیهای (2) اشونان را. 12 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم ترا ای آذر، پسر اهوره مزدا و همۀ آذران را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم آبهای نيک و همۀ آبها و همۀ گياهان مزدا آفريده را. 13 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم «مَنثَره»ی ورجاوند کارآمد را، داد يوستيز را، داد زرتشتی را ، روشن ديرين را ، دين نيک مزداپرستی را. 14 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم کوه اوشيدرنی مزدا آفريدۀ بخشندۀ آسايش اشه را ، همۀ کوههای بخشندۀ آسايش اشه و بسيار بخشنده آسايش مزدا آفريده را ، فر کيانی مزدا آفريده را ، فرنا گرفتنی مزدا آفريده را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم اشی نيک را ، چيستای نيک را ، «اِرِثِ»ی نيک را ، «رَسَستاتِ» نيک را، «فر» را و پاداش مزدا آفريده را. 15 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم آفرين نيک اَشَوَن را و اَشَوَن مرد پاک و دامويش او پمن ، ايزد چيره دست دلير را. 16 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم اين جاها و روستاها و چراگاهها و خانمانها و آبشخورها و آبها و زمينها و گياهان و اين زمين و آن آسمان و باد پاک را ، ستاره و ماه و خورشيد و «اَنيرانِ» جاودانه و همۀ آفريدگان سپند مينو را و اَشَوَن مردان و اَشَوَن زنان را که ردان اَشَوَنیاند. 17 به هاونگاه نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم رد بزرگوار اَشَوَنی را ، ردان روز و گاهها و ماه و گهنبارها و سال را که ردان اَشَوَنیاند. 18 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم فَرَوَشیهای نيرومندِ پيروزِ اَشَوَنان را ، فروشیهای نخستين آموزگاران کيش را، فروشیهای نياکان را و فروشی خويش را. 19 نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم همۀ ردان اَشَوَنی را. نويد [ ستايش ] میدهم. ستايش بجای میآورم همۀ نيکی بخشندگان را: ايزدان اَشَوَن مينوی و جهانی را که به آيين بهترين اشه ، برازندۀ ستايش و سزاوار نيايشند. 20 ای هاوَنی اَشَوَن رد اَشَوَنی. ای ساوَنگَهی اَشَوَن ، رد اَشَوَنی ای رَپيثوين اَشَوَن ، رد اَشَوَنی. ای اُزَيرينِ اشونی رد اَشَوَنی. ای اُشَهينِ اَشَوَن ، رد اَشَوَنی 21 اگر ترا آزردم اگر در منش ، اگر در گويش ، اگر در کنش ، اگر به خواست خويش ، اگر نه به خواست خويش ترا آزردم ، اينک ترا میستايم. اگر از تو روی گردان شدم ، [ديگر باره ] ترا به ستايش و نيايش نويد میدهم. 22 شما همه ، ای بزرگترين ردان اَشَوَنی ، ای ردان اَشَوَنی ! اگر شما را آزردم ، اگر در منش ، اگر در گويش ، اگر در کنش ، اگر به خواست خويش ، اگر نه به خواست خویش شما را آزردم ، اینک شما را میستایم. اگر از شما روی گردان شدم ، [ديگر باره ] شما را به ستايش و نيايش نويد میدهم. 23 [زوت و راسپی : ] من خَستويم که مزدا پرست ، زرتشتی ، ديوستيز و اهورايی کيشم. هاوَنی اَشَوَن ، رد اَشَوَنی را ستايش و نيايش و خشنودی و آفرين. ساونگهی و ويسيهی اَشَوَن ، ردان اَشَوَنی را ستايش و نيايش و خشنودی و آفرين. رَدانِ روز و گاهها و ماه و گَهَنبارها و سال را ستايش و نيايش و خشنودی و آفرين.
1. سنجـ . گاه . یسـ . 45، بند 5 و زیر. 2. اشاره دارد به فروردین ماه.


 |