آدینه (ناهیدشید)
دوازدهم (ماه روز)
شهریور 1389
 
 
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 93 نفر میهمان
 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
بازاندیشی زبان فارسی - بخش سوم

داریوش آشوری

زبان فلسفه و علم

زبان فارسی در زمینۀ شعر شایستگی خود را به کمال نشان داده است و چه بسا یکی از تواناترین زبانهای جهان در این زمینه باشد. نرمیها و ظرافتها و تواناییهای آن در ترکیب سازیها و حتا آن جنبه هایی از زبان که برای...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow ضرب المثل های ایرانی arrow چو مردی بود کز زنی کم بود تاریخ امروز
12 شهریور 1389
 
 
 
چو مردی بود کز زنی کم بود چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 7
بدعالی 

پیداست درعصرحاضرکه زن و مرد درکنار یکدیگر در جامعه گام برمیدارند واز کلیه حقوق ومزایای ملی و اجتماعی به تساوی برخوردار هستند ضرب المثل بالا معنی و مفهومی ندارد ولی این ضرب المثل در قرون متمادی مورد استناد و اصطلاح بوده و هم اکنون نیز گاهگاهی آن را از باب شوخی و مطایبه – نه طنز و تحقیر – بر زبان می آورند .

به طوری که می دانیم مصراع بالا از عنصری ملک الشعرای دربار سلطان محمود غزنوی بوده و بیت کامل آن این است :

چو از راستی بگذری خم بود

چو مردی بود کز زنی کم بود

به طوری که در کتب تاریخی به ویژه تذکره دولتشاه و قابوسنامه مندرج است ، مجدالدوله دیلمی بعد از وفات پدرش فخرالدوله هفده سال در عراق عجم و دیلم سلطنت کرد ولی چون طفل بود مادرش سیده دختر ابودلف دیلمی که زنی عاقله و با کفایت بود زمام امورکشور را در دست داشت و با لیاقت وکاردانی حکومت می کرد .
گویند سلطان محمود غزنوی از سیده باج و خراج طلب کرد و به وی نوشت :« بیشتر اهل ایران و هند مطیع و منقاد من شدند تو نیز فرزندت را روانه کن تا دررکاب همایون من باشد وباج وخراج قبول کن وگرنه دو هزار فیل جنگی به دیار تو فرستم ...»
سیده رسول را اکرام نمود و در جواب سلطان نوشت : « سلطان محمود مردی غازی و صاحب دولت است و اکثر ایران و هند او را مسلم ، اما تا شوهرم فخرالدوله در حیات بود مدت دوازده سال از تاختن و خصومت سلطان محمود اندیشناک بودم ، تا شوهرم به رحمت حق واصل شده آن اندیشه از خاطرم محو است ، چرا که سلطان پادشاهی بزرگ و صاحب ناموس است . لشکر بر سر پیرزنی نخواهد کشید . اگر لشکر کشید و جنگ کند مقرراست که من نیز جنگ خواهم کرد . او خویشتن نیکو داند که کار جنگ و جدال حسابی ندارد و در پیکارها هم احتمال شکست . اگرظفر مرا باشد تا دامن قیامت مرا شکوه است و به همه عالم نویسم که :« سلطان محمود را بشکستم که صدپادشاه را شکسته بود واگر ظفر او را باشد مردم گویند پیرزنی را شکست داد و فتحنامه ها در ممالک چگونه نویسند ؟ چه مردی بود کز زنی کم بود . می دانم که سلطان مردی عاقل و فاضل است . هرگز اقدام به چنین کاری نخواهد کرد ومن باری آسوده ام و بر بساط کامرانی و رفاهین غنوده ...»

سلطان محمود با شنیدن پیغام بر عقل و کیاست سیده آفرین کرد و گفت :« ما می خواستیم شعبده ای ببازیم اما این زن را خود پیش بینی زیاده از مردان است و تا سیده زنده بود قصد مملکت فخرالدوله نکرد ولی پس از مرگ سیده به طوری که در کتب تاریخی نوشته شده فرزندش مجدالدوله را با پسر و نوابش دربند کرده به غزنین فرستاد و فرزند ارشد خویش مسعود غزنوی را به حکومت ری منصوب داشت .

 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  به اندازه بود باید نمود  ”
 شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه