برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
ناموران ایران
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
 ورود یا نام نویسی

 
     
 
نمایی از ایران
 
     
 
شکایت پیرمردی نزد طبیب

پیرمردی نزد پزشکی رفت تا او دردهایش را درمان کند. با آه و ناله گفت : «من از مغزم احساس ناراحتی می کنم، مغزم خراب شده، همه چیز را فراموش می کنم.»

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
گلشن مراد

«گلشن مراد»، تالیف «ابوالحسن خان غفّاری کاشانی»، مشهور به «غفاری مستوفی»، نقاش و مورخ عصر زندیه است. ابوالحسن خان پسر میرزا معزّالدّین محمد و از منشیان دربار کریم خان بوده است.

 
     
 
تاریخ خط در ایران

سعید نفیسی

استاد شادروان سعید نفیسیدر روایات زردشتی از داستان های ملی ایران چنین آمده است که طهمورث پیشدادی پس از آن که بر اهریمن پیروز شد هفت گونه خط را که به کسی یاد نمی...

 
     
 
موسیقی ایرانی در زمان امویان و عباسیان

«کلمان هورات» می نویسد :

«پیش از ظهور اسلام عرب های بادیه نشین شعر و موسیقی داشته اند ولی تشکیل و بسط آن بر ما مجهول است. شاید طرز حرکت شتر هنگام راه رفتن و گذاردن پاهایش با آن همه نظم بر روی زمین، موجد آهنگ «حدی» گشته است، آهنگی...

 
     
 
 
 
به کدام بخش رای می دهید ؟
 
 
     
 
  مسیر برگ نخست arrow پژوهش ها و نوشتارها arrow تداوم برخی آیین­های کهن سوگواری در ایران امروز تاریخ امروز
20 دی 1387 ساعت 06:09
 
 
 
تداوم برخی آیین­های کهن سوگواری در ایران امروز چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 6
بدعالی 
16 تیر 1385 ساعت 07:21

آیین­های سوگواری به عنوان بازتاب پنهان­ترین خواست­ها و باورهای بشری، به خوبی از حفظ و پیوند باورهای گوناگون هر قوم در طول تاریخ خبر می­دهند؛ و بدین سان، در شمار مهم ترین نمود­های هویت اجتماعی اقوام هستند. این گفتار با پی جویی هسته­ی اصلی شماری از این آیین­ها در آموزه­های زرتشتی و سامی و حتی پیشا زرتشتی، می­کوشد نشان دهد که چگونه به رغم آن­که خاستگاه اصلی آنها فراموش شده است، اما همچنان در رفتارها و باورهای اجتماعی - مذهبی ایرانیان حضور دارند.

تاریخ اجتماعی بشر آکنده از آیین­ها و مراسمی است که انسان کوشیده است به کمک آن­ها زندگی خود را غنا بخشد. در پس این آیین­ها می­توان هراس­ها، امیدها و آرزوهای آدمی را دریافت. آیین­ها از مهم­ترین نمود­های هویت اجتماعی اقوام هستند و به ما می­نمایانند که هر قوم به زندگی چگونه می­نگرد و به کدام مسائل اهمیت می­دهد. در این میان، آیین­های سوگواری از آنجا که بازتاب پنهان­ترین خواست­ها و باورهای بشری هستند و در طول تاریخ، از روزگاران کهن تا کنون تداوم خود را حفظ کرده اند، برای نشان دادن چگونگی حفظ و پیوند باورهای گوناگون نزد هر قوم مجال مناسبی برای پژوهشند.

امروزه در ایران به مناسبت درگذشت اقوام ونزدیکان، آیین­ها و مراسمی برپا می­گردد که با نام آیین­های سوگواری و مراسم ختم شناخته شده اند. مراسمی که نسل اندر نسل و پیوسته برپا می­شوند بدون آنکه فلسفه ای که در پس هر کدام نهفته است مورد توجه برگزارکنندگان قرار گیرد.
این آیین­ها نیز چونان سایر امور در گذر زمان کارکرد راستین خود را از دست داده اند و تنها به نوعی رسم مبدل گردیده اند. در حقیقت، هسته­ی اصلی رفتارها فراموش شده و پوسته ای از آن به جا مانده است. ایران کهن با آن گستره­ی پهناور، پذیرای اقوام و بینش­های بسیار متنوعی بوده است که از هر کدام، باور یا کرداری را برگرفته و در خود نگاه داشته است. جهان بینی اقوامی چون مادها و پارس­ها در کنار باورهای مندایی و میترایی یادگارهایی به جا گذاشته اند که همراه با آرای زردشتی و سامی و حتی آیین­های پیشا زردشتی، رفتارها و باورهای اجتماعی - مذهبی ما را شكل می­دهد. برگزاری مراسم سوم ، هفتم و چهلم برای درگذشته نیز از جمله این آیین­هاست که یکی یادگار آیین زردشت، دیگری بازمانده از باورهای مندایی و سومی خاطره ای از مراسم سوگواری سکاها ست.
در این گفتار، بدون اشاره به چگونگی و چرایی انتقال و ماندگاری شماری از این آیین­ها در دوران اسلامی تمدن ایرانی، از نقش مایه­های اصلی آنها به کوتاهی سخن خواهیم گفت.
 
مراسم سوم

براساس متن هایی مانند «هادُخت نسک» ، «روایت پهلوی» ، گزیده های «زاد سپرم» و «مینوی خرد»، روان پس از مرگ تا سه روز بر بالین جسد خویش نزدیک سر می­نشیند و در بیم است. روز چهارم، در صورتی که درگذشته فردی صالح و پرهیزگار باشد، نتیجه اعمالش همچون دوشیزه ای زیبا، خوشبو و دل آرا که زیباتر از او در تمام جهان یافت نمی­شود نزد در گذشته می­آید و او را از پل «چینود»1 می­گذراند.
اما در صورتی که درگذشته فردی ناصالح و گناهکار باشد اعمال او همچون عجوزه­ای زشت و بدبو که زشت تر از او در تمامی عالم وجود ندارد به پذیره­اش می آید تا او را به دوزخ بیفکند.
در طی این سه روز خانواده­ی متوفی هر آنچه در توان دارند انجام می­دهند تا روح تازه در گذشته را که هنوز به عالم ارواح نشتافته است راضی و خشنود نگاه دارند و برای پذیرایی از او خوراکی­های مختلف تهیه می­نمایند. امروزه هم کسانی که در مراسم تدفین شرکت می­نمایند میهمان فرد درگذشته محسوب می شوند و به بهترین وجهی که در توان خانواده­ی اوست مورد پذیرایی قرار می­گیرند. بزرگداشت روز سوم برای مرده نزد مندائیان نیز وجود دارد. آنان معتقدند که روح مرده تا سه روز میان «مندلته» و جسد که در قبر می­باشد در رفت و آمد است. آنان در این روز برای آمرزش روح درگذشته غذایی برای فقرا تهیه می­کنند که «لوفانی» خوانده می شود.
 
مراسم هفتم

مندائیان بر این باورند که روح پس از مرگ بعد از سه روز سرگردانی میان عالم مادی و جهان ارواح از آسمان­ها می­گذرد تا به «آلما آد اپثاهیل» که یکی از طبقات هفتگانه­ی آسمان است برسد. روح در هر روز یک آسمان رامی­پیماید و سرانجام در هفتمین روز به آخرین آسمان می­رسد، به همین مناسبت مراسم بزرگداشتی برای روح بر پا می­گردد و در آن غذایی برای مساکین آماده می شود تا باعث آمرزش روح درگذشته گردد.
در آیین زردشت زمان عبور از طبقات آسمان روز چهارم پس از مرگ است که با چهار گام صورت می­گیرد، روح با گام اول به ستاره­ی پایه، گام دوم به ماه پایه، گام سوم به خورشید پایه و سرانجام با گام چهارم به روشنی بی پایان می­رسد.
فیثاغورس می نویسد که مغان غیر زرتشتی معتقد بودند روح پس از مرگ باید از هفت معبرعبور کند تا به فلک خورشید که جایگاه نیک بختان است برسد.
نظیر چنین باوری در آیین مهر (میترا) نیز دیده می­شود. در آیین­های سری مهر دو مدار آسمانی وجود دارد که یکی مختص ثوابت و دیگری از آن سیارات است و روح باید از میان آن دو بگذرد، بین دو مدار نردبانی با هفت دروازه وجود دارد که هر یک نماد یکی از آسمان­های هفت­گانه است و در رأس آن هشتمین دروازه قرار گرفته که روح را به منزلگه راستین خود در فراسوی ستارگان می­رساند.

مراسم چهلم

سکاها از جمله اقوامی بودند که در فلات ایران می­زیستند و بر نوع نگرش و آداب و رسوم مردم منطقه تأثیرات بسیاری گذاشتند؛ از جمله در برگزاری برخی آدات سوگواری.
بدن هر سکایی پس از مرگ مومیایی می­شد، یعنی نخست امعاء واحشاء جسد را خالی می­کردند و پس از آکندن آن از سبزی­های معطر، محل بریده شده را دوخته و مرده را برای وداع نهایی با خویشان آماده می­کردند. برای این منظور، جسد را در ارابه ای قرار می­دادند و در حالی که هیأت عزاداران مویه کنان و اشک ریزان در پس ارابه در حرکت بودند، به نزد یکایک دوستان و آشنایان می­رفتند تا همه با درگذشته وداع نمایند. این کار باید چهل روز طول می­کشید. سرانجام در روز چهلم مرده به محل تدفین می­رسید و طی مراسم ویژه­ای به خاک سپرده می­شد.

شایان یادآوری است که گریستن، «خَنج» بر چهره کشیدن، موی کندن و... در مراسم سوگواری نیز یادگاری است که از نیاکان سکایی و سُغدی ما به جا مانده است، چرا که مویه کردن بر مرده هم در آیین زردشت مکروه به شمار می­آمد و هم در آیین مندائی و مانوی.
این سه آیین بر این باورند که مویه بر مرگ کسان باعث آزار آنان درعالم ارواح می­گردد و هر قطره­ی اشکی که ریخته شود راه عبور مرده به جهان باقی را دشوارتر می سازد.
 
خیرات برای روح درگذشته
 
در اندیشه ی زردشتی دو اصطلاح وجود دارد که به ارزشمندی کردارهای نیک برای روح اشاره دارد:«برای روان یا روانیگان» و «اَهُلوُداد» که هر دو اندیشه به باورهای اسلامی راه یافته است. بر اساس کتاب ششم دینکرد و مادیان یوشت فریان انجام امور خیر و کارهای نیک راهی است که باعث رستگاری روح پس از مرگ می­گردد. هر کس با هر عمل خیری توشه­ای مناسب برای سفر آخرت خویش می­بندد، چنین اعمالی «روانیگان یا اَهُلَوُداد» خوانده می شوند. ضمناً  اَهلَوداد یا اشواداد به پارچه­ای نیز گفته می شود که در مراسم درگذشته کنار سفره می­نهادند و بعد از اتمام مراسم سوگواری به نیازمندان می­بخشیدند. امروزه زردشتیان یکی از لباس­های درگذشته را در سفره نهاده سپس به مستحقّان می­بخشند. گاه نیز برای روان درگذشتگان «همادین»2 برپا می­دارند. در روایت پهلوی آمده است:
«مردی که بخواهد برای روان نیاکان خویش همادینی یَزدَ (= ترتیب دهد)، ایدون ثواب او بیشتر باشد».

بنابر آموزه­های زردشتی، پس از مرگ وظیفه­ی نزدیكان متوفی بود که برای او خیرات نمایند. اهمیت این امر نزد زردشتیان بدان پایه بود که برای کسانی که فرزند نداشتند، تمهیدات ویژه ای اندیشیده بودند تا از داشتن خیرات پس از مرگ محروم نمانند. «مری بویس» معتقد است اهدای خیرات و نذورات برای روان مرده بازمانده­ی باوری بسیار کهن تر است که به دوره ی پیشا زردشتی باز می­گردد. بر اساس این باور، روح پس از مرگ به دیار خاموشان می­رفت و در آن جهان ظلمانی توان رفع نیازهای اولیه ی خود، اعم از خوراک و پوشاک را نداشت و برای تهیه­ی آن چشم انتظار بخشش زندگان بود. خیراتی که به این منظور انجام می­شد باید با دعاهای مربوطه همراه می­گشت تا از سد جهان مادی بگذرد و به روح درگذشته برسد.
 
قرآن خوانی

در آیین زردشت برای رسیدن ثواب به روح مرده دعایی در روزهای چهارم و دهم و سی­ام و سر سال خوانده می­شود که به «آفرین دَهمان» معروف است. به اضافه­ی نیایش­های همادین که در سه روز اول فوت خوانده می­شوند. به نظر می­رسد که این عمل شبیه خواندن سی جزء قرآن در مراسم ختمی است که برای مرده برگزار می­گردد.
 
استفاده از خرما و حلوا در مراسم ختم

خرما و حلوا جزء جدایی ناپذیر پذیرایی از تشییع کنندگان و عزاداران در آیین­های سوگواری است؛ که هر کدام نمادی ازغذای ارواح و رستاخیز به شمار می­آیند. با کمی تأمل می توان ردپای حضور این دو عنصر را در آیین­های سوگواری میان رودانی­ها (بین النهرین) بازیافت.
خرما میوه ای است که در سرزمین­های گرم میان دجله و فرات به فراوانی می­روید و در بسیاری آیین­ها مورد استفاده­ی مردم آن نواحی قرار می­گرفت، و از آنجا که محصول درختی همیشه سبز چون نخل است، مظهر رستاخیز و میوه­ای نیروبخش به شمار می­آمد. بنابر این باورها، خرما به روان درگذشته نیرو می­بخشید تا مسیر طولانی وادی مردگان را بپیماید.
مندائیان نیز که بازماندگان اقوام کهن میان رودان هستند، درغذایی که برای روح درگذشته تهیه می­نمودند ، خرما را فراموش نمی­کردند.

حلوا نیز خوراکی­ای است که از آرد گندم تهیه می­شود و گندم یکی از موادی است که با آیین­های سوگواری و غلبه­ی روح بر پَلشتی مرگ در ارتباط بوده است. در آیین­های سوگواری میان دو رودی (بین النهرینی)  و زردشتی ، نان جز چیزهایی است که به مردگان تقدیم می­شد.

لوح دوازدهم از حماسه­ی گیل گمش بیان می­دارد که ارواح مختلف در جهان مردگان به چه شیوه می­زیند. بر اساس این متن، کسی که دو پسر دارد طبعا از نذورات کافی برخوردار است، در خانه ای از خشت پخته مسکن می­کند و نان می­خورد؛ در مقابل، آن کس که غمخواری ندارد ریزه خوار سفره­ها ست و از خرده نان­های به کوی افکنده تغذیه می­کند
.
در برخی متن­های پهلوی نیز از نوعی نیایش به همراه نان فطیر نام برده شده که برای روح درگذشته برپا می­گردیده است و به «خَشنومَن درَون نهاده» خوانده می­شده. در این آیین، نان فطیری که «درون» نام دارد با خواندن نیایش­های خاصی تقدیس می­گردد و به نیت روان درگذشته خورده می­شود. اکنون نان جای خود را به حلوا داده است که همچون نان فطیر از گندم تهیه می­شود و تمامی ویژگی­های نان را داراست.
گمان می­شود ، وجود روغن در پخت حلوا، ضمن آنکه دو جهان گیاهی و حیوانی را به هم پیوند داده، نشان دهنده­ی وحدت و اتحاد کیهانی نیز هست.
 
دفن مرده قبل از غروب خورشید

در ایران برخلاف سنت کهن عرب که مرده را در شب به خاک می­سپرند، مراسم تدفین باید در روز روشن و قبل از غروب خورشید انجام گیرد. در صورتی که کسی بعد از غروب خورشید درگذرد یا گردآمدن آشنایان و تهیه­ی لوازم مورد نیاز تا هنگام غروب به طول انجامد، مراسم تدفین به روز بعد واگذارده می­شود و از دفن شبانه پرهیز می­کنند. به گمان بسیاری از خاور شناسان، و از جمله خانم بویس، رسم تدفین در زیر نور خورشید از باورهای زردشتی است. زردشتیان بر تابش نور پالاینده­ی خورشید بر جنازه برای زدودن اندکی از آلودگی­های آن تأکید دارند؛ ضمن آن­که در باور آنان، شب زمان جولان اهریمن و یاران اوست، و در این­گاه، نیروهای اهریمنی توانمند ترند و دیوان می­توانند بر روان درگذشته تسلط بیشتری بیابند.

از جمله متونی که بویس به آنها استناد می­کند این قطعه از وندیداد است:
«آنان باید اگر بتوانند استودانی با سنگ و ساروج و خاک برپا کنند و اگر نتوانند باید پیكرمرده را زیر تابش خورشید و ماه و ستارگان ، برهنه روی فرش و بالشی که از آن او بوده است، بر زمین بگذارند.»

دربند 13 فرگرد پنجم وندیداد نیز آمده است که: « پس از سپری شدن زمستان، تن درگذشته رامی­بایست در دخمه در آفتاب نهاد»
و در بند چهاردهم پادافره (کیفر) مزداپرستی که از این کار سرباز زند، با قاتل فرد پارسا برابر دانسته شده است.

در آیین­های کنونی ایران ، هرچند که رسم رها کردن جسد در فضای آزاد وجود ندارد واجساد بنابر سنت ایرانیان جنوب غربی و اعراب و بنا بر دستورهای اسلامی به خاک سپرده می­شوند، اما هنوز در نگاه تشییع کنندگان، انجام مراسم در زیر نور خورشید اعتبار خود را حفظ کرده است.


 
زیارت قبور در پنجشنبه­ی آخر سال

یکی از بخش­های اوستای ساسانی یشت­ها است که به ستایش ایزدان گوناگون آیین زردشت تعلق دارد. سیزدهمین یشت یعنی فروردین یشت از آنِ ارواح درگذشتگان و نیاکان است؛ و در آن، روان­های نیاکان مورد ستایش قرار می­گیرد و کارویژه­های گوناگونی به آنها نسبت داده می شود. بنابر باور بهدینان، خواندن این سرود و ستایش ارواح، آنان را در انجام کارویژه­هایشان یاری می­نماید.
براساس آنچه که در این یشت آمده است، ارواح در پنج روز پایانی سال به زمین آمده و می­گویند:
«که ما را خواهد ستود؟ که ستایش خواهد کرد؟ که آفرین خواهد کرد؟ که پذیرایی خواهد کرد؟ با دست های دارای گوشت، دارای جامه، با نمازی که با آن به راستی می­توان رسید؛ که اینک نام ما را خواهد ستود؟ که، فَروَهرهای روان شما را ستایش خواهد کرد؟ به که، این پاداش ما داده خواهد شد؟ که او را خوراک زیان ناپذیر باشد برای همیشه و جاودان.»
حتی امروزه هم ستایش فروهر متوفّی، بخش مهمی از مراسم بزرگداشت درگذشته در آیین «هَمَسپَد مَدَم» را تشكیل می­دهد.
اکنون نیز ریشه­ی بزرگداشت روان درگذشته در آخرین روزهای سال را در این آیین می­توان جستجو کرد. چرا که فروهرها برای ملاقات نزدیكان خود در آغاز سال نو به خانه باز می­گردند تا برای عزیزان خود سالی نیكو بخواهند؛ پس باید در انتظار ورود آنها بود و همه چیز را مهیا کرد.         


پا نوشت­ها :

1. دیدار با صورت تجسم یافته­ی اعمال در آثار مندایی نیز دیده می­شود ، بازتاب این باور را در گفته­ی امام محمد غزالی نیز می­توان یافت
او در کتاب الدرة الفاخرة آورده که پس از آن­که نکیر و منکر مرده را مورد پرسش و پاسخ قرار می­دهند ، در صورتی که در گذشته فردی صالح باشد آن دو با زدن دو ضربه­ قبه­ای را می­گشایند که به بهشت راه دارند و از آن بوی خوشی به مشام می­رسد.

2. همادین به همه­ی نیایش­هایی گفته می­شود که در سه روز نخست در گذشت برگذار می­شود و دارای یازده یا پانزده نیایش است.

بن نوشت­ها:
 
اوستا ـ گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه
دانشنامه مزد یسنا - اوشیدری جهانگیر
پژوهشی نو در میتراپرستی - اولانسی دیوید
تاریخ کیش زرتشت و گیل گمش - بویس مری

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 1807

   دیدگاه ها : (2)
1. پیامی از شوبرت, فرستاده شده در تاریخ 01-مهر-1386 ساعت 23
بسیار عالی و آموزنده بود. پاینده باشید.
2. پیامی از وحيد.م.م, فرستاده شده در تاریخ 21-شهریور-1387 ساعت 13
مقاله بسيار جالبي بود با تشكر از زحمت كشان گرد آورنده اين متن.
واپسین به روز رسانی ( 12 آبان 1385 ساعت 12:19 )
 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  ایرانیان در حفظ اسرار سیاسی بسیار استقامت داشتند، نه ترس، نه رشوه می توانست بر ایشان غلبه کند  ”   -  کورتیوس Curtius
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000016 ثانیه