يكشنبه (مهرشید)
بیست و سوم (دی بدین روز)
اسفند 1388
 
 
برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن های ایرانی
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
نام نامه ی ایرانیان
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
تبلیغات در آریابوم
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 22 نفر میهمان
 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow تاریخ تاریخ در ایران - بخش اول - فصل اول تاریخ امروز
23 اسفند 1388
 
 
 
تاریخ تاریخ در ایران - بخش اول - فصل اول چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 0
بدعالی 
15 بهمن 1388 ساعت 01:06

رضا عبدالهی

ارکان اصلی تشکیل دهندۀ گاه شماری

فصل اول

توالی شب و روز

قبل از شروع مطلب لازم است یادآوری شود، که با توجه به رابطۀ زمین و خورشید و ارتباط این دو با اندازه گیری زمان، به منظور جلوگیری از اشتباه و سهولت در توضیح مطالب بهتر است فرض کنیم، که زمین ثابت است و خورشید در هر بیست و چهار ساعت، و یا یک شبانه روز یک دور به دور آن گردش می کند.

استاد رضا عبدالهیواحد شبانه روز بعنوان کوچکترین و ساده ترین وسیلۀ اندازه گیری زمان در ارتباط با دورۀ فعالیت و استراحت انسان از قدیمترین ایام بکار می رفته است، و طول واحدهای بزرگتر اندازه گیری از قبیل هفته، ماه، فصل و سال بوسیلۀ واحد مذکور مشخص می شده است.

انسان از قدیمترین ایام چند نوع شبانه روز مختلف را با در نظر گرفتن پدیده های طبیعی تشخیص داده است: حرکت وضعی زمین به دور محور خود با در نظر گرفتن طلوع خورشید در مشرق و غروب آن در مغرب؛ حرکت انتقالی زمین به دور خورشید و حرکت ماه به دور زمین با توجه به ثوابت.

از میان انواع گوناگون شبانه روز که با در نظر گرفتن پدیده های یادشده ممکن است اندازه گیری شود تنها تعداد معدودی برای اندازه گیری زمان بکار گرفته شده است.

منجمان روز نجومی را که فاصلۀ زمانی دو عبور متوالی خورشید از یک ستارۀ ثابت است بعنوان واحد اندازه گیری انتخاب می کنند. چون زمین ضمن گردش به دور محورخود، به دور خودشید نیز می گردد، برای دو عبور متوالی آن از یک نصف النهار واحد، مدت زمان بیشتری لازم است، تا دو عبور متوالی خورشید از مقابل یک ستارۀ ثابت، و بنا بر این روز نجومی اندکی از روز شمسی کوتاهتر است، و دقیقاً ¼365 روز شمسی برابر با ¼366 روز نجومی می شود.

چون عبور خورشید از روی هر نصف النهار در لحظات مختلفی نسبت به زمان مطلق انجام می شود، وقت محلی به نصف النهار محلی متکی است و آن بوسیلۀ دو عبور متوالی مرکز خورشید از یک نصف النهار محاسبه می شود. نوسانات روز شمسی به دو عامل بستگی دارد:

1- مدار حرکت زمین به دور خورشید یک دایرۀ کامل نیست و در حقیقت به بیضی نزدیک است، و هر جسمی که بر روی مدار بیضی حرکت نماید دارای سرعت مشابهی در تمام مسیر حرکت خود نخواهد بود. وقتی که زمین در موقعیت حضیض قرار دارد سریعتر از موقعی که در دورترین فاصله از خورشید، یعنی در موقعیت اوج است، حرکت می کند.

2- انحراف سطح استوای زمین از سطح مدار حرکت آن به دور خورشید معادل 23.5 درجه می باشد که موجب تمایل اکلیپتیک (Ecliptic) می شود و از اینروی، حتی اگر زمین با سرعت ثابتی به دور خورشید حرکت می کرد، فاصلۀ زمانی دو عبور متوالی خورشید  از یک نصف النهار واحد؛ یکسان نبود، چرا که گذشت زمان در امتداد استوای سماوی اندازه گیری می شود در حالی که تغییر وضعیت خورشید در امتداد اکلیپتیک صورت می گیرد.

برای کاربرد یک واحد ثابت زمانی که بر حرکت خورشید استوار باشد منجمان برای حذف دو علتی که موجب عدم تساوی روزهای خورشیدی می شود، خورشیدی فرضی را در نظر می گیرند که بطور یکنواخت در امتداد استوای سماوی در مدت یک سال حرکت کند. زاویۀ ساعتی چنین خورشیدی فرضی، میزانی از یک زمان متوسط خورشیدی است. طول شبانه روز خورشیدی 24 ساعت، 3 دقیقه و 56.5 ثانیۀ زمان نجومی است. نظر به اینکه مشخص نمودن لحظۀ شروع شبانه روز از نیمه شب و یا لحظۀ عبور خورشید از امتداد نصف النهار محل آسانتر از تعیین شروع آن در ساعت دوازده ظهر محل است، زمان متوسط خورشیدی برابر زاویۀ ساعتی متوسط خورشید به اضافۀ دوازده ساعت است. بنابراین زمانی که خورشید فرضی در نصف النهار سماوی است زمان متوسط خورشیدی ساعت دوازده است. اختلاف زمان ظاهری خورشیدی در طول یک سال به معادلۀ زمان (Equantion Of Time) موسوم است. کاربرد زمان متوسط خورشیدی موجب می شود که هر نقطه ای بر روی کره زمین بر حسب نصف النهاری که از آن نقطه عبور می کند دارای وقت محلی مخصوص به خود می باشد و برای پرهیز از این اختلاف وقت، در مکانهای نزدیک به هم طبق موافقتهای جهانی تعدیلی در زمان متوسط خورشیدی بعمل آمده است. زمان متوسط خورشیدی برای نصف النهار گرینویچ (Greenwich) در انگلستان بعنوان نصف النهار مبدأ اندازه گیری زمان، از سال 1884 مسیحی مورد قبول قرار گرفت و به «زمان جهانی»(Universal Time) معروف گردید. طبق موافقت جهانی زمین - از نظر زمان - به منطقه هایی تقسیم گشت که در مرکز هر منطقه یک نصف النهار بعنوان معیار به فواصل یک، دو، سه، ... تا دوازده ساعت در طرف شرق و غرب نصف النهار مبدأ قرار دادند. زمان منطقه ای برابر زمان متوسط خورشیدی و بین طولهای صفر ساعت و سی دقیقۀ غربی و صفر ساعت و سی دقیقۀ شرقی از نصف النهار گرینویچ «زمان جهانی» نام دارد و بین یک ساعت و سی دقیقۀ شرقی از نصف النهار گرینویچ زمان اروپای مرکزی کاربرد دارد. این سیستم تقسیم بندی زمان که اختلاف مکانهای مجاور را با اختلاف سی دقیقه تعیین می کند به منظور آسایش ساکنین جهان برای امور روزمره از قبیل ساعت پرواز هواپیماها و حرکت قطارها در نظر گرفته شده است.

باید توجه داشت که هنگامی که در اول فروردین ماه (21 یا 22 مارس) «زمان جهانی» ظهر است، تمام نقاط واقع در غرب نصف النهار گرینویچ ساعتهای مختلف قبل از ظهر 21 مارس را نشان می دهد، در حالی که نقاط شرق نصف النهار گرینویچ ساعتهای بعدازظهر همان تاریخ را می گذراند. در منطقه ای به فاصلۀ صد و هشتاد درجه یا دوازده ساعت از گرینویچ چنانچه در غرب نصف النهار گرینویچ بحساب آید روز 21 مارس شروع شده است، و چنانچه از طرف شرق نصف النهار گرینویچ در نظر گرفته شود روز 21 مارس پایان یافته و آغاز روز 22 مارس است. این ناپیوستگی دوازده ساعت در طول جغرافیایی به نام «خط تاریخ جهانی»(International Date Line) نامیده می شود. اگر یک کشتی از آمریکا بطرف ژاپن حرکت کند و صبح روز 21 مارس (نوروز) به «خط تاریخ» برسد پس از عبور از خط مذکور تاریخ به 22 مارس تبدیل می شود و مسافرین روز نوروز را از دست می دهند. اگر یک کشتی از ژاپن به آمریکا حرکت کند و صبح روز 22 مارس به «خط تاریخ» برسد پس از عبور از خط مذکور، تاریخ به 21 مارس برمی گردد و مسافرین دو روز پیاپی نوروز خواهند داشت.

در حالی که در غالب جوامع، در حال حاضر شبانه روز مفهومی واحد دارد، در گذشته حتی در یک جامعۀ واحد، در دوره های مختلف و گاه همزمان، مفاهیم متفاوتی را برای شبانه روز در نظر می گرفته اند فی المثل، در زمان و مکانهای مختلف زمانهای مختلفی بعنوان آغاز شبانه روز انتخاب شده است (طلوع، غروب، ظهر و نیمه شب).

با در نظر گرفتن اختلاف موجود در آغاز شبانه روز ضروری است که در هنگام تبدیل تاریخ از یک گاه شماری به گاه شماری دیگر و تعیین روش کبیسه در گاه شماریهای مختلف به کلیۀ نکات مذکور توجه شود. اغلب اشتباهات و سوء تفاهمهایی که امروز دربارۀ تاریخ حوادث گذشته پیش آمده است بعلت عدم توجه به این نکات بوده است.[1]↓

تقسیم شبانه روز به بیست و چهار ساعت و هر ساعت به شصت دقیقه و هر دقیقه به شصت ثانیه با وجود سابقۀ چند هزار ساله از قرن چهاردهم مسیحی با اختراع و رواج ساعت، بصورت جهانی درآمده است [2]↓، اما در دوره های گذشته جوامع مختلف بشری روشهای گوناگونی را برای تقسیم شبانه روز بکار می برده اند [3]↓. در اینجا به شیوه های مختلفی که بوسیلۀ اقوام ایرانی بکار برده شده است نگاهی می افکنیم.

شیوه ای که ایرانیان برای تقسیم شبانه روز در دورۀ مادها و هخامنشیان بکار می برده اند دقیقاً روشن نیست، اما به استناد کتب مقدس زرتشتیان، شبانه روز در فصل تابستان به پنج قسمت تقسیم می شده و در فصل زمستان که روزها کوتاه می شده است یکی از این قسمتها را حذف می کرده اند [4]↓، و هر یک از قسمتهای پنج یا چهارگانه «گاه»(= گاس پهلوی) خوانده می شده است. طول «گاه»ها متفاوت و در طول سال تغییر می کرده است [5]↓. در شریعت رزتشتی هر «گاه» دعای مخصوصی دارد و یک فرشته با همان نام «گاه» با تعدادی دیگر از فرشتگان از آن «گاه» نگاهبانی می کنند.

«گاه» ها به ترتیب زیرند:

1- هاونی - هاون؛ هاون گاه - (Hāvanī)

این «گاه» از طلوع خورشید تا نیم روز ادامه می یابد. لحظۀ دقیق آغاز این «گاه» نامشخص است: بنا به روایت بُندَهِشن هنگامیکه صبح است آن «هاون گاه» است [6]↓.
شادروان پورداود نوشته است که «هاون گاه» از طلوع خورشید آغاز می شود [7]↓. گرای (Gray) معتقد است که زمان تهیۀ عصارۀ هَئومه (هوم - سئومه - Haoma) از طلوع خورشید تا ظهر است [8]↓. در فصل نهم، بند یک و فصل دهم، بند چهار یسنا آغاز این «گاه» در طلوع صبح گفته شده است [9]↓. زرتشتیان یزد در زمان حاضر نیز عصارۀ گیاه «هئومه» را در هنگام طلوع تهیه می کنند.
نگاهبان گاه هاونی «میترا» و دو فرشته دیگر به نامهای «ساونگهی»(Sāwangahī) و «ویسیه Wīsīya))»اند [10]↓.

2- رپیثوین (Rapīthwīn) - رفتون - رفتون گاه

این «گاه» از نیم روز تا غروب ادامه می یابد و فرشتگان نگاهبان آن «فرادت فشو»(Frādat-fshu) و «زنتوم»(Zantum) می باشند [11]↓.

3- اوزیئیرین (Uzayaa-īrin) - اوزیرن - اوزیرن گاه

این گاه که کوتاهترین ِگاه هاست از غروب خورشید تا ظهور ستارگان ادامه می یابد. نگاهبانان این گاه «اوزیئرین»(Uzayaīrin) و «فرادت ویر»(Fradat-wir) نگاهبان انسانها و «دخیوم»(Dakhyum) نگاهبان روستاها می باشند [12]↓.

4- ایوسروثرم (Aīwsruthrim) - ایوسریرم - ایوسریترم گاه

این «گاه» از ظهور ستارگان تا نیمه شب ادامه می یابد.(فرادت - ویسپم هوجی یئیتی - Frādat-wīspam-hūjīyaītī) نگاهبان گیاهان و «زرتشتروتم»(Zarathushtrūtim) نگاهبان روحانیان به اتفاق «ایوسروثروم»(Aīwsrūthrim) نگاهبانی گاه مذکور را بعهده دارند [13]↓.

5- اوشهین (Ushahīn) - اوشهین گاه

این گاه از نیمه شب تا ناپدید شدن ستارگان ادامه می یابد. «برجیه»(Birijya) فرشتۀ افزایندۀ غلات و «نمانیه»(Nmānīya) نگاهبان خوشبختی به اتفاق اوشهین از «گاه» مذکور نگاهبانی می کنند [14]↓.
اشپیگل (Spiegel) - در یادداشتی بر یسنا I، بند 7، ص 30 - حد و رسم دیگری را که با آنچه در بالا گفته شد متفاوت است در مورد «گاه»ها ارائه می نماید. اما توصیفی که در بالا گفته شد با یادداشت اشپیگل بر خرده اوستا XVI - گاه ها، ص 16 - و یادداشت پورداود [15]↓ موافقت دارد.

بنا به یادداشت اشپیگل بر یسنا I، بند 7، و یسنا I، بندهای 8-3 «گاه»ها یک دوره یا قسمت شبانه روز را مشخص نمی کنند، بلکه لحظۀ شروع هر قسمت از تقسیم بندی شبانه روزند.

گرای نیز با وجود آنکه در ترتیب «گاه»ها با ترتیبی که در بالا گفته شد موافقت دارد طول «گاه»ها را به این صورت می نویسد: «هاونی» از طلوع تا ظهر؛ «رپیثوین» از ظهر تا سه بعد از ظهر؛ «اوزیئرین» از سه بعد از ظهر تا غروب؛ «ایوسروثروم» از غروب تا نیمه شب؛ و «اوشهین» از نیمه شب تا طلوع صبح ادامه می یابد. این تقسیم بندی با تقسیم بندیهای اشپیگل و پورداود متفاوت است. بنا به عقیدۀ گرای واژۀ «اوشهین» بمعنی طلوع است و وی معتقد است که «هاون گاه» نام خود را از پایان «اوشهین» می گیرد [16]↓.

در زمستان هنگامی که روزها کوتاهتر است، «رفتون گاه» حذف می شده و «هاون گاه» تا «اوزیئرن گاه» ادامه می یافته است [17]↓.

ذبیح بهروز سه نوع شبانه روزی را که معتقد است در ایران باستان می شناخته اند شرح می دهد و آغاز شبانه روزی را که یزدگردی می نامد از طلوع صبح می پندارد [18]↓. اما گفتۀ وی با آنچه در گاه ها و خرده اوستا و یسنا و دیگر آثار متقدمان آمده است تأیید نمی شود [19]↓.

ترتیب دیگری از تقسیم شبانه روز به دوازده قسمت مساوی در غالب زیجهایی که پس از زیچ ایلخانی به رشته تحریر درآمده است شرح داده شده و منجمان این نوع تقسم بندی را به حکمای «ختا» و «اویغور» نسبت می دهند و هر قسمت از قسمتهای دوازده گانه را «چاغ»(= چاق) می نامند [20]↓. ملامظفر گنابادی می نویسد: «چاغ» به لغت ایشان [ اتراک - خطائی = ختائی ] بمعنی وقت است و در این زمان قسمت اول را که به زبان ترکی < کسلو > می گویند < سیچقان > می نامند و قسمت دهم را که < داقوق > می گویند < تخافوی > نیز گفته می شود [21]↓. از نوشتۀ ملامظفر چنین استنباط می شود که در زمان حیات وی (دورۀ صفویه) تقسیم بندی شبانه روز به دوازده قسمت با نامهایی که به دورۀ دوازده حیوانی اطلاق می شود مورد استفادۀ گروهی از مردم ایران نیز بوده است و یا حداقل منجمان و تعیین کنندگان وقت شناسی کاملی از تقسیم بندی مذکور داشته اند.

اسامی «چاغ»های دوازده گانه بصورتی که در زیجهای ایرانی ضبط شده در جدول شمارۀ یک آورده شده است. ترتیب تقسیم بندی مذکور بشرح زیر است:

آغاز شبانه روز را از نیمه شب و نیمۀ «چاغ» اول «کسلو» (= اژ - سیچقان) محاسبه می کردند، و هر «چاغ» به هشت قسمت تقسیم می شده که هر قسمت را «که» می نامیدند و بنابراین هر شبانه روزی به نودوشش «که» تقسیم می شده است. برای تقسیمات کوچکتر هر شبانه روز به ده هزار «فنک» تقسیم می شده و از اینروی هر «چاغ» ⅓833 «فنک» و هر «که» 104.1666 فنک محاسبه می شده است.

ملل هند و اروپایی مانند بسیاری دیگر از ملل جهان در زمانهای بسیار دور و در آستانۀ دورۀ تاریخی معمولاً شبانه روز را با یکی از دو واژۀ شب یا روز بیان می داشتند [22]↓ در کتب مقدس زرتشتیان، هم واژۀ معادل شبانه روز به دفعات در اندازه گیری زمان و شمارش روز و شب بکار رفته است [23]↓، و هم یکی از دو واژۀ روز یا شب، به تنهایی بجای شبانه روز استعمال شده است [24]↓.

در کتاب وندیداد فرگرد شانزدهم در موضوع عادت ماهانه و دورۀ وضع حمل زنان زمان بوسیلۀ واژۀ شب شمرده شده [25]↓ اما هنگامیکه از مسافرت سخن می رود زمان بوسیلۀ روز شمرده می شود [26]↓.

تقی زاده می نویسد:

«گمان می رود که قدیمترین حساب زمان در میان اقوام آریایی اصلی بر اینگونه بوده که مقیاس اساسی یا واحد زمان برای مدت کوتاه شب بوده است ... این فقره هم در زبانهای غالب اقوام هند و اروپایی از قدیمترین عهد و هم در اوستا مکرراً دیده می شود.»[27]↓

همانگونه که پیشتر گفتیم در کتب زرتشتی گاه شب و گاه روز برای حساب زمان بکار رفته است و از سوی دیگر در کتب زرتشتی دو دورۀ سی روزه به نامهای سی روزۀ بزرگ و کوچک نام برده شده است، در حالیکه از سی شبه نامی نیست و بنا بر این نظر تقی زاده در این خصوص نه تنها تأید نمی شود بلکه خلاف آن در موارد بسیاری، در این آثار مشهود است، شمارش زمان برای دوره های کوتاه بوسیلۀ شمارش تعداد شب که شواهدی از آن در کتب مقدس زرتشتیان دیده می شود، احتمالاً از دورۀ هخامنشیان هنگامیکه گاه شماری شمسی - قمری در میان ایرانیان رواج داشته باقی مانده است (رجوع شود به: بخش دوم - فصل دوم). باید در نظر داشت که در دورۀ سلوکی نیز نوعی گاه شماری شمسی - قمری در ایران رایج بوده و ممکن است که چون آغاز ماه را از شب محاسبه می نموده اند شمارش با شب حتی تا اواخر دورۀ اشکانی که گاه شماری شمسی رواج یافته نیز باقی مانده باشد (رجوع شود به: بخش دوم - فصل سوم).

شمارش زمانهای کوتاه با شب بتدریج بعد از ظهر و اشاعۀ دین مبین اسلام مورد توجه قرار گرفت. بیرونی در الآثارالباقیه، التفهیم و قانون مسعودی آغاز و پایان شبانه روزهای گوناگون را به تفصیل شرح داده است. توضیحات وی با آنچه که در دیگر آثار علمای اسلامی آمده کاملاً توافق دارد و ما اینک اصول گفته های بیرونی را با عنایت به تغییراتی که در قرون بعد از وی پذیرفته شده است، نقل می کنیم:

شبانه روز مسلمین و یا به تعبیری دیگر شبانه روز شرعی از لحظه ای آغاز شود که تمامی قرص خورشید در افق پنهان می گردد [28]↓ و در نتیجه به عقیدۀ اعراب شب مقدم بر روز است [29]↓ و بنا بر همین عقیده تاریکی بر نور مقدم است و سکون را بر حرکت مقدم می شمارند و استدلال می کنند که آسودگی و راحت تن در سکون است و حرکت جز برای رفع حاجت، ضروری نیست و اگر سکون در عناصر دوام یابد تولید فساد نمی کند ولی اگر حرکت در عناصر پایدار بماند عناصر فاسد می شود [30]↓.

رومیان و ایرانیان و مردم دیگری که با ایشان همداستانند، آغاز شبانه روز را از طلوع آفتاب در افق مشرق می دانند و به عقیدۀ این ملل روز بر شب مقدم است و در توضیح این نظر می گویند که روشنایی هستی است و تاریکی نیستی و هستی بر نیستی تقدم دارد [31]↓. توصیفی که بیرونی از عقیدۀ ایرانیان دربارۀ آغاز شبانه روز نموده است به دورۀ ساسانیان که نوعی گاه شماری شمسی در رواج بوده باز می گردد. دخور ذکر است که ایرانیانی که پس از ظور دین اسلام به دین آباء و اجدادی خود باقی ماندند در دورۀ اسلامی نیز طلوع خورشید را آغاز شبانه روز می دانستند [32]↓.

آغاز و پایان و تقسیمات شبانه روز همواره موضوع بحث بین منجمان و متشرعان بوده است. برخی از فقهای اسلامی آغاز روز را فجر صادق و پایان روز را غروب آفتاب دانسته اند و لحظۀ آغاز روز را مطابق با آغاز «روزه» و آغاز شب را مطابق با پایان «روزه» می دانند. بیرونی می گوید: این گروه از قرآن مجید این آیه را به گواهی آوردند «و کلوا و اشربوا حتی یتبین لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر»[33]↓ و چنین ادعا کرده اند که این دو طرف که در آیۀ مبارکه ذکر شده آغاز و انجام روز است. بیرونی با استدلالی منطقی عقیدۀ این گروه از فقها را رد می کند و می نویسد: اگر آغاز «روزه» آغاز روز بود خداوند امر واضح و آشکاری را نیازمند تعیین توضیح نمی دید، همچنان که پایان «روزه» را که شب است توصیف نفرموده است [34]↓.

بیرجندی نیز تقسیمات شبانه روز و موارد اختلاف منجمان و فقها و متشرعان را شرح داده است و می نویسد: تقسیمات شبانه روز و لحظۀ آغاز و پایان آن هیچگاه مورد توافق منجمان از یک سو و فقها و متشرعان از سوی دیگر نبوده است [35]↓.

همانگونه که یاد کردیم شبانه روز شرعی از غروب آفتاب آغاز می شود و به همین ترتیب روزهای هفته را از غروب آفتاب تا غروب آفتاب روز بعد بشمار می آورند. بنابراین شب بعد از روز پنج شنبه را شب جمعه می نامند. شمارش شبانه روز بدینگونه بازتاب شروع ماه در گاه شماری شرعی مسلمین است که شرح مفصل آن در بخش اول - فصل دوم این کتاب آمده است.

برای تعیین نوروز جلالی (= ملکی - ملکشاهی) روشی در نظر گرفته می شود که ممکن است مستند آغاز شبانه روز از ظهر و یا نصف النهار قرار گیرد. در این باره شرحی کافی در بخش چهارم - فصل چهارم این کتاب آمده است.


پانوشت ها:

↑ [1]  رجوع شود به:

Parker (1941), P. 289, n. 20

↑ [2] برای تفصیل بیشتر در این باب رجوع شود به:

Welch(1972), pp. 24 ff ; Sarton (1953 b. 1), p. 716.

↑ [3]  برای تفصیل بیشتر در این باب رجوع شود به:

Sarton (1959), pp. 331  ff. , and Haswell (1928), pp. 2 ff. , Bicker man (1969), p. 14.

↑ [4] رجوع شود به:

Bundahishn (1880), ch. 25 , vs. 9-10, p. 94 ; (1956), p. 207

همچنین رجوع شود به:

Spiegel (1864), p. 16 ; Gray (1910), p. 129 ; Nadershah (1914), pp. 286 , 289-290 , 293;

پورداود [ 1347 ه-ش، I ]، ص 30، یادداشت 2. مقایسه شود با: تقی زاده [ 1317 ه-ش ]، ص 89، یادداشت 189.

↑ [5] سارتن می نویسد: تقسیم شبانه روز به قسمتهای نامساوی در میان اقوام گوناگون در دوران باستان عمومیت داشته و در میان اقوام اروپایی تا قرن هیجدهم معمول بوده است. رجوع شود به:

Sarton (1953 , a), p. 72, n. 31

و همچنین رجوع شود به:

Welch (1972), p. 15.

↑ [6] Bundahishn (1880), Ch. 25, vs. 9 , p.93 ; (1956), p. 207.

↑ [7]  پورداود [ 1347 ه-ش، I ]، ص 30؛ همچنین رجوع شود به:

Nadershah (1914), p. 290.

↑ [8] Gray (1910), p. 129. and also kuka (1900), p. 60.

↑ [9] Yasna (1864), pp. 50, 56.

↑ [10] Darmesteter (1883), p. 5 see also p. 349 of same work.

دو فرشتۀ «ساونگهی» و «ویسیه» هر یک از گله ها و دهگده ها نیز نگهبانی می کنند. رجوع شود به:

Yasna (1864), II, v. 13 ; III, v.69 ; IX, v. 1 ; XVII , v. 74; XLIII, v. 5 ; and Spiegel (1864), Khurda-Avesta, VII, vs. 1-3. 

↑ [11] «فرادت فشو» نگاهبان باروری احشام نیز هست و زنتوم نیز از روستاها حمایت می کند رجوع شود به:

Spiegel (1864), Khurda-Avesta, XVI, 2, Gah Raftun ; and Yasna  II,  vs.  16-18 ; see also Darmesteter (1883), p.5 ;  and Kuka (1900), p. 61.

↑ [12] Spiegel (1864), Khurda-Avesta, XVI, p.16 ; and Yasna, II, vs. 19-22 ; see also Darmesteter (1883), p.6;

همچنین رجوع شود به: پورداود [ 1347 ه-ش، I ]، ص30.

↑ [13. Spiegel (1864), Khurda-Avesta, XVI, p.16.↑ [14] Spiegel (1864), Khurda-Avesta, note to XVI, Gah Hāvan, p. 16.  and p. 20, also Yasna II. v.s  23-25

همچنین رجوع شود به: پورداود [ 1347 ه-ش، I ]، ص 30.

↑ [15] پورداود [ 1347ه-ش، I ] ، ص 30.

↑ [16] Gray (1910), p. 129.

↑ [17] Gray (1910), p. 129.

همچنین رجوع شود به: پورداود [ 1347 ه-ش ، I ]، ص 30؛ مقایسه شود با:

Boyce (1970), p. 513.

↑ [18] بهروز [ 1347 ه-ش ]، ص 9؛ [ 1331 ه-ش ]، صص 16، 30.

↑ [19] رجوع شود به:

Bundahishn (1956), Ch. 25, v. 2, p. 205.

↑ [20] زیج ایلخانی [ (7) . 2 . O ]، اوراق ب 3، الف 4؛ زیج خاقانی [ Ethe 2232 ]، اوراق ب 7، الف 8؛ زیج جدید سلطانی [ Ethe 2233 ]، اوراق الف 9 - الف 10.

↑ [21]  ملامظفر گنابادی [ 1267 ه-ق ]، باب چهاردهم.

↑ [22] Nilsson (1920), p. 13.

همچنین رجوع شود به: تقی زاده [ 1317 ه-ش ]، صص 97 - 96.

According to Bickerman ((1969), p. 13), the Celts and Germans Counted nychthemera by the nights.

↑ [23] پورداود [ 1347 ه-ش، I ]، ص 259.

↑ [24] همان کتاب، ص 289.

↑ [25] Spiegel (1864), p. 121.

↑ [26] پورداود [ 1347 ه-ش، I ] ، صص 281، 329.

Bundahishn (1956), Ch . 25, v.2,  p. 205.

↑ [27] تقی زاده [ 1317 ه-ش ]، ص 96.

↑ [28] Bīrūnī (1879), p. 5 ; (1910 , 1), p. 327.

بیرونی [ 1352 ه-ش ]، ص 6؛ مقایسه شود با: زیج الغ بیک [ 1847 ]، صص 293-292؛ جناب [ 1303 ه-ش ]، صص 91-90.

↑ [29] Bīrunī (1879), p.5;

بیرونی [ 1352 ه-ش ]، ص 6.

↑ [30] Bīrunī (1879), p.5;

بیرونی [ 1352 ه-ش ]، ص 6.

↑ [31] Bīrunī (1879), p.5;

بیرونی [ 1352 ه-ش ]، ص 6.

↑ [32] رجوع شود به:

Bundahishn (1956), Ch. 25, v. 2, p. 205 ;  Ch. 30, vs. 4-8 and Ch. 31, v. 16 pp. 257 , 265-267.

↑ [33] سورۀ بقرۀ آیۀ 187. همچنین رجوع شود به:

بیرونی [ 1352 ه-ش ]، ص 10؛ [ 1923 ]، ص 7.

↑ [34] بیرونی [ 1352 ه-ش ]، صص 15 - 10؛ [ 1318 - 1316 ه-ش] ص 79؛ همچنین رجوع شود به :

Bīrunī (1879), p. 7-10 ; Davidian and kennedy (1961), pp. 145-153.

↑ [35] بیرجندی [ Ethe 3000 ]، اوراق ب 5 - الف 4.


بن نوشت:

دکتر عبداللهی، رضا - تاریخ تاریخ در ایران - چاپ دوم 1375 موسسۀ انتشارات امیرکبیر
 

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 389

  دیدگاه ها : 0
واپسین به روز رسانی ( 15 بهمن 1388 ساعت 01:49 )
 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  دریا به خیال خویش موجی دارد ... خس پندارد که این کشاکش با اوست  ”
 واعظ قزوینی
 
     
 
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه