رضا عبداللهی عنوان «تاریخ ِتاریخ» به مفهوم «سرگذشت محاسبۀ زمان» با موضوعی که در کتاب حاضر (تاریخ تاریخ در ایران) مورد بحث قرار می گیرد بی ارتباط نیست. تقی زاده بدرستی واژۀ «گاه شماری» را برای محاسبۀ زمان بکار می برد. دیگران نیز به پیروی از وی روشهای گوناگون محاسبۀ زمان، در طول تاریخ ایران را، زیر همین عنوان شرح می دهند.
به برکت کوششهای خستگی ناپذیر دانشمندان توانای گذشتۀ ایران، نه تنها امروز دقیقترین گاه شماری جهان در کشور ما رایج است، بلکه آگاهیهای ارزنده ای دربارۀ گاه شماریهای بیگانه نیز از دولت کوششهای آنان در دسترس همگان قرار دارد. مأخذ تحقیق دربارۀ گاه شماریهای ایرانی را که نمایانگر فرهنگ و تمدن پربار این مرزوبوم است به شش گروه متمایز می توان تقسیم کرد: 1. کتیبه ها و لوحه هاکتیبه ها و لوحه های تاریخ داری که از دورۀ پیش از طلوع اسلام برجاست از مهمترین مأخذ تحقیق در زمینۀ گاه شماریهای ایرانی پیش از اسلام بشمار می رود. اینگونه اسناد معمولاً به زبانهایی است که قرنهاست منسوخ شده و جز عدۀ معدودی از دانشمندان با آنها آشنایی ندارند. از سوی دیگر فرسایشی که از گذشت قرنها در این آثار بوجود آمده است، ترجمۀ آنها را بسیار دشوار می سازد و از همین روی تفسیر و تعبیرهای گوناگونی را، گاه برای قرائت و ترجمۀ یک واژه، ضروری ساخته است. عدم آشنایی نگارنده با زبانهای باستانی ایران موجب گشته است که تنها به ترجمۀ اینگونه اسناد مراجعه کند. برای کاهش لغزشهایی که از مراجعه به مدارک دست دوم ناشی می شود، ترجمه های گوناگونی که از یک متن و گاه به زبانهایی مختلف در دست است مورد مراجعه قرار گرفته و تنها هنگامی به آنها استناد شده است که مترجمان در دریافتِ متن همداستان بوده اند. اسناد درخور توجه بابلی و نیز اسناد «دورا اوروپوس» و «اورامان» کردستان بسیاری از حقایق گاه شماریهای دوره های سلوکی و اشکانی را روشن می سازد. اسنادی که باستان شناسان شوروی در پایتخت قدیمی اشکانیان (= شهر نسا) بدست آورده اند حقایق دیگری را دربارۀ گاه شماری دورۀ اشکانیان بدست می دهد. اسناد «دورا اوروپوس» و «اورامان» کردستان از آن روی که درستی روایات بیرونی و مسعودی و بسیاری دیگر از منجمان و مورخان ایرانی را دربارۀ مبدأ اسکندر (= مبدأ سلوکی) اثبات می کند نیز دارای اهمیت است. آگاهیهایی که تاریخهای کتیبۀ «بیستون»، کتیبۀ بیشاپور و کتیبۀ اردوان پنجم بدست می دهد از هیچ یک از آثاری که در بالا گفته شد کمتر نیست و حقایقی را که دربارۀ گاه شماریهای دورۀ هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان اثبات می کند هیچ مأخذ دیگری بدست نمی دهد. 2. کتب پهلویپس از کتیبه ها و لوحه ها، قدیمترین آثاری که دربارۀ تاریخ ایران و نیز در مورد گاه شماریهای ایرانی پیش از اسلام در دست است، آثاری است که به زبان پهلوی برجای مانده است. ابهام و آشفتگی متون مذکور و تلفیق «نسک»های قدیمی با الحاقاتی که در دوره های بعد - و تا قرنها پس از طلوع اسلام - در آنها صورت پذیرفته، استفاده از آثار مذکورا مستلزم رعایت دقت و احتیاط بسیار نموده است و از همین روی در غالب مواردی که به اینگونه آثار استناد شده به اعتبار و میزان دانش نویسندۀ همان قسمت از کتاب نیز اشاراتی رفته است. 3. آثار ابوریحان بیرونیآثار دانشمند بی همانند و نامدار ایرانی ابوریحان بیرونی دربارۀ گاه شماری، در آنچه که به دورۀ اسلامی مربوط می گردد، بسیار دقیق است و عالمانه و پذیرفتنی، بویژه که با روایات منجمان و مورخان قبل از وی نیز کاملاً توافق دارد، اما نظریات وی را دربارۀ گاه شمارهای ایرانی پیش از اسلام، از آن روی که غالباً به نقل اقوال دیگران اکتفا کرده و خود نیز عدم اطمینان خویش را بدرستی آنها تلویحاً بیان داشته است، بی آنکه با اسناد و شواهد دیگری مورد تأیید قرار گیرد، نمی توان پذیرفت. درخور توجه آنکه برخلاف ادعای برخی از محققان معاصر درستی بسیاری از نوشته های وی با اسناد و شواهد دیگری نیز تأیید می شود. کتاب الآثارالباقیه را که موضوع آن با مباحث کتاب حاضر (تاریخ تاریخ در ایران) ارتباط بسیار دارد بیش از هر کتاب دیگری مورد استفاده قرار داده ایم و در یادداشتها شمارۀ صفحۀ ترجمۀ کتاب را ذکر کرده ایم. تنها در مواردی که اختلافی بین ترجمه و متن اصلی کتاب به زبان عربی بنظر رسیده، شمارۀ صفحۀ متن عربی نیز اضافه شده است. علاوه بر این شمارۀ صفحات انگلیسی کتاب نیز بدلیل وجود یادداشتهای سودمند مصحح متن عربی و مترجم معروف آثار بیرونی (زاخائو - Sachau) و دقت و درستی ترجمه اضافه گردیده است. دومین کتاب مورد استفادۀ ما از آثار بیرونی التفهیم است. با آنکه اعتبار نسخۀ مصحح شادروان استاد جلال الدین همائی مورد قبول همگان است اما متن فارسی در هر جا که مورد استناد قرارگرفته با متن عربی کتاب که همراه با ترجمۀ انگلیسی آن بچاپ رسیده مقابله شده و در یادداشتها شمارۀ صفحات هر دو نسخه ضبط گردیده است. در مورد کتاب تحقیق ماللهند نیز شمارۀ صفحات متن عربی کتاب و ترجمۀ انگلیسی آن را بدست داده ایم و تنها در هنگام استناد به کتاب قانون مسعودی است که چون تا به امروز بصورت کامل به زبان دیگری ترجمه نشده، به ضبط شمارۀ صفحات متن عربی بسنده کرده ایم. 4. زیجها«زیج»، معرب واژۀ «زیگ» فارسی در لغت بمعنی تعیین احوال و حرکات ستارگان است و اصطلاحاً به کتابهایی اطلاق می گردد که حرکات ستارگان و اجرام سماوی در آنها ضبط شده باشد. از آنجا که دو عامل زمان و مکان در ضبط پدیده های نجومی نقش اساسی دارد معمولاً در مدخل بسیاری از زیجهای ایرانی، وسایل اندازه گیری زمان که همان گاه شماریهای گوناگون است، به تفصیل شرح داده شده است. در میان زیجهایی که به زبان فارسی تألیف شده است دو زیج ایلخانی الغ بیک که یکی در دورۀ مغول و دیگری در دورۀ تیموریان با همکاری گروهی از منجمان معروف زمان نوشته شده است، از نظر وسعت اطلاعاتی که بدست می دهد، و نیز از نظر ضبط دقیق حرکات اجرام سماوی، بطور کلی بی نظیرند و منجمان دوره های بعد به اقتباس اصول اصلی دو زیج مذکور اکتفا نموده و خود تقریباً آگاهی تازه ای بر آنها نیفزوده اند. با این همه شرحهایی که سمنانی و غیاث الدین جمشید کاشی هر یک بطور جداگانه بر زیج ایلخانی نوشته اند و نیز چند شرح معتبر دیگر که بر این دو زیج نوشته شده است از آن روی که برخی از اطلاعاتی را که در زیجهای مذکور مورد شرح کافی قرار نگرفته، روشن می سازد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. زیج مفرد، تألیف ابوجعفرمحمدبن ایوب الحاسب الطبری از چند جهت بر دیگر زیجهای ایرانی برتری دارد. نخست آنکه پیش ازتألیف زیج ایلخانی نوشته شده است. دوم آنکه این ابوجعفر، همزمان با اصلاح گاه شماری جلالی، و در هنگامی که گروهی از منجمان - به فرمان ملکشاه - در اصفهان به رصد ستارگان مشغول بودند، خود در آمل به کار رصد ستارگان پرداخته و برخلاف منجمان دوره های بعد - همانند دانشمندی از دانشمندان این روزگار- گزارش دقیقی از کار خود، دربارۀ رصد ستارگان بدست داده است. از آنجا که وی بعد از مرگ ملکشاه و در دوران رواج گاه شماری جلالی نیز در قید حیات بوده است اطلاعاتی که از گاه شماری مذکور از زیج مفرد استخراج می شود در هیچ کتاب دیگری بدست نمی آید. زیج اشرفی را نیز بدلیل تعاریف دقیق نجومی و شرحی که دربارۀ گاه شماری خراجی در بردارد مورد استفاده و استناد قرارداده ایم. برای کاهش لغزشهایی که ممکن است در قرائت ارقامی که با حروف ابجد و شنگرف (= شنجرف) تحریر شده، زیجهای دیگری همچون زیج ممتحن و زیج شاهجانی را نیز مورد استفاده قرار داده ایم، زیرا شباهت و اشتراک مطالب زیجها ما را در درست خواندن آنگونه مطالب یاری می کرده است. بررسی و مطالعۀ زیجها و بدست آوردن آگاهیهای ذیقیمتی که در زیجها مضبوط است دشواریهایی را نیز به همراه دارد. از آن جمله است کاربرد حروف ابجد در سطح بسیار وسیع آن بعنوان اعداد و ارقام همراه با حروف الفبا، بدون نقطه گذاری، بعنوان علایم اختصاری نام اجرام، بی آنکه وجه تمایزی میان آنها قایل شده باشند. همین امر موجب لغزش برخی از محققان معاصر در قرائت برخی از ارقام شده است و ما گاه ناچار در متن کتاب به برخی از مهمترین اینگونه اشتباهات - هرجا که با موضوع بحث ارتباط داشته - اشاره کرده ایم. برای سهولت کار خوانندگان ارجمند، نگارنده جداولی را که از زیجهای معتبر برای نشان دادن ترتیب برقراری سالهای کبیسه در گاه شماری جلالی استخراج کرده است با حروف ابجد به شیوۀ نگارش قدما در زیجها، و با اعداد عربی و حروف ابجد به شیوۀ نگارش امروزی آن، و نیز با نقطه گذاری حروف، در کنارهم، ضبط کرده است. درخور یادآوری است که مطالب مهم و اساسی و ارقام کلیدی در زیجهای مختلف - که متأسفانه هیچ یک از آنها به استثنای زیج الغ بیک و ترجمۀ لاتینی زیج ایلخانی، تا به حال به طبع نرسیده است - با«شنگرف» نوشته می شده و در نتیجه نوشته های مذکوردربیشتر نسخه های خطی در اثر مرور زمان رفته رفته رنگ باخته است. به گونه ای که آن مطالب رادرمیکروفیلم و یا نسخه های عکسی به هیچ روی نمی توان خواند. برای رفع این نقیصه، با آنکه میکروفیلم و نسخه های عکسی زیجهای معتبر را در اختیار داشتیم، مع هذا ناچار، یادداشتهای خویش را مستقیماً از روی قدیمترین و بهترین نسخه های خطی تهیه نمودیم. 5. کتب تاریخیبدبختانه نویسندگان و عالمانی همچون ناصرخسرو قبادیانی که در سفرنامۀ خود تاریخهای بسیاری را با چند گاه شماری مختلف و با ضبط کلیۀ ارکان تاریخ بدست می دهد، در میان مورخان ایرانی بسیار نادرند. اما مورخانی چون مسعودی مؤلف مروج الذهب و التنبیه و الاشراف و یعقوبی مؤلف تاریخ یعقوبی که منجمان شایسته ای نیز بوده اند، اطلاعات نسبتاً دقیقی را در زمینۀ گاه شماری بدست داده اند. آگاهیهایی که مورخان در زمینۀ گاه شماریهای گوناگون بدست داده اند هنگامی معتبر و موثق تلقی می شود که با دقایقی ریاضی که از رابطۀ تاریخهای مختلفی که با گاه شماری مورد نظر بدست می آید، سازگار باشد. و گرنه در صحت آن روایات تردید باید کرد. به همانگونه که تاریخهای محلی که معمولاً وقایع مربوط به شهر و یا قصبه ای را در بردارد، برای تدوین تاریخ یک کشور- که اساس در آن، جامعه و مردم باشند - اهمیت بسیار دارد، برای مطالعۀ گاه شماریهای گوناگون نیز تاریخهای محلی، نقشی اساسی دارد. تاریخهایی که با گاه شماری«فارسیه»(= پارسیک – فارسی - مجوسی)در تاریخ قم تألیف حسن بن محمدبن حسن قمی ضبط است و نیز تاریخهایی که با گاه شماری خراجی در تاریخ سلجوقیان کرمان تألیف محمدبن ابراهیم ثبت گردیده، آگاهیهایی بدست می دهد که آنها را در هیچ یک از تاریخهای عمومی نمی توان یافت. 6. تحقیقات دانشمندان دو قرن اخیرتحقیقات محققان دو قرن اخیر را به سه گروه تقسیم می توان کرد: الف- تحقیقاتی که موضوع گاه شماری از مسائل جانبی آن بوده است و از نزدیک به یکصدوپنجاه سال پیش محققان و خاورشناسان اروپایی کوششهای مجدانه ای را برای کشف رموز زبانهی باستانی و ترجمۀ متون کهن به زبانهای زنده مبذول داشته اند. فهم درست تاریخهایی که در اینگونه متون ضبط شده شناخت گاه شماری اساس آنها را ضروری ساخته است. محدودیت اینگونه تاریخها و کتیبه ها و لوحه های کشف شده در نیمۀ اول قرن نوزدهم مسیحی به محققان پرتلاش این دوره آگاهیهای لازم را برای تعیین دقیق جزئیات گاه شماریهای مورد نظر نمی داده است و ناگزیر برای تعیین جزئیات گاه شماریها به حدس و گمانهای شخصی دست یازیده اند. اکتشافات باستان شناسی نیمۀ دوم قرن نوزدهم و نیمۀ اول قرن بیستم لوحه های تاریخ دار بسیاری را در اختیار پژوهشگران قرار داد و بر اساس آنها روشن گردید که بسیاری از حدس و گمانهای محققان قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم با حقیقت سازگار نبوده است. با این حال نباید فراموش کرد که مطالعات محققان قرن نوزدهم بعنوان مدخلی برای مطالعۀ گاه شماریهای ایرانی، نقشی سازنده و با ارزش داشته است. کشف لوحه های «گنجینه» و «باروی» تخت جمشید که در متن کتاب حاضر از آن سخن بسیار می رود اطلاعات تازه و بدیعی را دربارۀ گاه شماری دورۀ هخامنشیان بدست می دهد و پوبل (Poebel) با انتشار مقالۀ عالمانۀ خود بر اساس شواهد و اسناد موثق ثابت می کند که برخلاف تصور محققان پیش از وی، در دورۀ هخامنشیان گاه شماری شمسی - قمری بابلی در میان ایرانیان رواج داشته است. موضوع گاه شماری از مسائل جانبی مطالعات سکه شناسی نیز می باشد و علمای این علم برای تعیین تاریخ سکه های گوناگون ناچارند از گاه شماریهای مختلف نیز اطلاعات لازم را داشته باشد. از اینروی مؤلفان کتابهای مربوط به دانش سکه شناسی، نخستین دانشمندان دو قرن اخیرند که مسائل مربوط به گاه شماری را بررسی کرده اند. علمای سکه شناسی برای تعیین جزئیات گاه شماری سکه هایی که در دست مطالعه دارند با در دست داشتن تعداد نسبتاً معتنابهی تاریخ، گاه شماری ای را در نظر می گیرند که دربرگیرندۀ کلیۀ تاریخهای مذکور باشد و این شیوۀ متمایز از روش مورخان و منجمان، می تواند از بسیاری لغزشها جلوگیری کند. از همین روی آثار علمای سکه شناسی در سطح وسیعی در کتاب حاضر مورد استناد قرار گرفته است. ب- تحقیقاتی که موضوع اصلی آن گاه شماری است: در دو قرن اخیر تعداد بسیاری کتاب و مقالۀ مستقل در زمینۀ گاه شماریهای ایرانی منتشر شده است، فی المثل تنها کتاب مآخذ تحقیق ایران پیش از اسلام (A Bibliography of Pre-Islamic Persia) زیر عنوان گاه شماری (Chronology) بیش از شصت و پنج عنوان مستقل را نام می برد. اگر مآخذ تحقیق دربارۀ گاه شماریهای ایرانی پس از اسلام را به عدد بالا بیفزاییم چندین برابر خواهد شد. ما در اینجا تنها به چند اثر مستقلی که دربارۀ گاه شماریهای ایرانی نوشته شده و ذکر آنها در کتابی که در بالا نام بردیم نرفته است، بسنده می کنیم: قدمیترین کتابی که به زبان فارسی نوشته شده است رسالۀ شواهد النفیسه فی اثبات الکبیسه تألیف حاج محمد هاشم اصفهانی است که در سال 1242 هجری قمری 1827 مسیحی در بمبئی ظاهراً در 700 نسخه به طبع رسیده است. متأسفانه کوشش نگارنده برای دست یافتن بر این کتاب به جایی نرسید. تقی زاده نیز خود می نویسد: که به آن دسترسی نیافته است. آگاهی ما از رسالۀ مذکور از طریق کتاب دیگری بدست می آید که فیروزبن ملا کاوس (زرتشتی) در سال 1197 یزدگردی / 1827 مسیحی در رد آن کتاب تحت عنوان رسالۀ موسومه به ادلۀ قویه برعدم جواز کبیسه در شریعت زرتشتیه، نوشته است. این کتاب به شمارۀ: 14724 H.1. در میان کتابهای چاپی موزۀ بریتانیا محفوظ و فتوکپی آن در چند کتابخانۀ عمومی و خصوصی در دسترس است. نکتۀ گفتنی دربارۀ این دو کتاب آنکه ملافیروز، برای پیروزی یافتن بر حریف خود حاجی محمد هاشم اصفهانی، به برانگیختن احساسات مسلمانان، به زیان همکیشان زرتشتی خویش، بیشتر بر اقوال ملامحمدباقر مجلسی و برخی دیگر از علمای شیعه - با برداشتهایی به میل خود، و گاه با جعل اقوالی از آنان - تکیه کرده و حتی برخی مطالب الآثارالباقیۀ ابوریحان بیرونی را نیز با استناد به نوشته های مجلسی ذکر کرده است. ظاهراً با این چاره اندیشی به مقصود خود رسیده و در مناظرۀ حضوری با حاج محمد هاشم اصفهانی به سبب برخورداری از احساسات موافق شاهدان مسلمان مناظره، بر حریف پیروز گشته است. درهر صورت تعصب مذهبی انگیزۀ اصلی تألیف دو کتاب مذکور بوده است و از همین روی نه کتاب نایاب حاجی محمد هاشم اصفهانی که قسمتهایی از آن در کتاب ملافیروز نقل شده است و نه کتاب ملافیروز،هیچ یک شایستۀ اعتماد کامل نیست. تغییراتی که ملافیروز بر اقوال گذشتگان برای استناد به آنها ایجاد می کند، یادآور شیوه ای است که شادروان ذبیح بهروز، گاه برای اقبات نظریات خویش بکار می گیرد. ظاهراً شادروان بهروز که احاطۀ وی را بر مسائل گاه شماری انکار نمی توان کرد برای از میان برداشتن کشمکشی که میان زرتشتیان بر سر برقراری کبیسه وجود داشته و دارد کوشیده است تا برقراری کبیسه بوسیلۀ زرتشتیان را اثبات کند و رواج آن را حتی در زمان زرتشت نیز امری قطعی بشمار آورد و برای این مقصود به جرح و تعدیل روایات متقدمان دست یازیده و هر جا که روایات صریح و غیر قابل انکاری را به میل خود تفسیر نمی توانسته است کرد، مانویان را متهم به تغییر روایت کرده است. و در خور توجه آنکه در حال حاضر زرتشتیان که روزگاری به سختی بر سر این امر در جدال بودند دست از کشمکش پیشین برداشته اند و پیداست که شادروان بهروز در نیت خیر خود کامیاب شده است! شهرت تقی زاده در زمینۀ گاه شماری و آثاری که در این زمینه تألیف کرده است ما را از بحث دربارۀ او بی نیاز می سازد، بویژه که در جای جای کتاب حاضر دربارۀ نظریات وی سخن بسیار گفته ایم. استاد محیط طباطبائی نیز با تیزبینی و نکته یابی خاص خود مقالاتی در زمینۀ گاه شماری نوشته اند که حاوی نکات و دقایقی سودمند و ارزنده است. شادروان استاد جلال الدین همائی - هر چند در زمینۀ گاه شماری، کتاب مستقلی ننوشته است - با تصحیح و چاپ نسخۀ فارسی کتاب التفهیم و نیز با اختصاص دادن بخشهایی از تاریخ ادبیات خود به بحث دربارۀ گاه شماریهای ایرانی، سهم بزرگی در معرفی این دانش بعهده دارد. ج- محاسبه و تنظیم جداول تبدیل تاریخ گاه شماریهای مختلف به یکدیگر: در غالب زیجهای ایرانی در شرح گاه شماریهای گوناگون، قاعدۀ تبدیل تاریخ گاه شماریها به یکدیگر نیز بدست داده شده است. از آنجا که با بکاربردن اینگونه قواعد به سادگی می توان تاریخ گاه شماریهای گوناگون را به یکدیگر تبدیل کرد منجمان ایرانی در اندیشۀ محاسبه و تنظیم جدولهای تبدیل نبوده اند و تا این اواخر جداولی برای این منظور به زبان فارسی تهیه نشده بوده است. به همانگون که از جداول تبدیل تاریخ می توان جزئیات گاه شماریهای تبدیل یافته را استخراج نمود، از قواعدی که منجمان ایرانی برای تبدیل تاریخ بدست داده اند نیز می توان جزئیات گاه شماریهای گوناگون را به سادگی استخراج کرد. جداول تبدیل تاریخ که در حال حاضر در سطح وسیعی محاسبه و منتشر می شود معمولاً تبدیل تاریخ گاه شماریهای کشورها - و اغلب تاریخ گاه شماری هجری قمری - را به گاه شماری مسیحی بدست می دهد، از آنجا که از رواج گاه شماری مسیحی در سطح بین المللی، زمان درازی نمی گذرد قاعدۀ تبدیل تاریخ گاه شماریهای مختلف به گاه شماری مسیحی در زیجهای قدیمی ایرانی بدست نمی آید. محمدحسن صنیع الدوله نخستین ایرانی ای است که جداول تبدیل تاریخ گاه شمارهای هجری قمری و مسیحی را منتشر نموده است. وی در تقویم سال 1291 هجری قمری جداول تبدیل تاریخ دو گاه شماری مذکور را (صفحات 1 تا 25) از سال مبدأ هجری تا سال 1300 هجری (= از 622 تا 1883 مسیحی) بدست می دهد. میرزا عبدالغفارخان منجم که بعنوان نخستین ایرانی ای که جداول تبدیل دو گاه شماری مذکور را محاسبه کرده، شهرت دارد، سی سال پس از انتشار جدولهای صنیع الدوله در سال 1321 هجری قمری با دقت و اسلوب بهتری - اما نه بدون یکی دو روز اشتباه - جداول تاریخ دو گاه شماری مذکور را - تا سال 1464 هجری قمری - منتشر ساخته است. دو تقویمی که بوسیلۀ محمدحسن صنیع الدوله (= اعتمادالسلطنه) برای سالهای 1290 و 1291 هجری قمری استخراج و منتشر شده است، اطلاعات جالبی را دربارۀ تمامی تشکیلات مملکتی از قبیل نام شاهزادگان قاجار و سمت آنها، نام وزراء و کارمندان هر وزارتخانه، حکام ولایات و کارمندان دولت در هر ولایت، نمایندگیهای کشورهای بیگانه در ایران و نام کارمندان نمایندگیها، ایلات و رؤسای آنها، نام روحانیان طراز اول ولایات و مرکز، قیمت برابری ارزهای مختلف، اوضاع سیاسی بسیاری از کشورها و اطلاعات وسیع دیگری را از این قبیل بدست می دهد. در میان آثاری که در زمینۀ تبدیل تاریخ گاه شماریهای گوناگون منتشر شده، رسالۀ تاریخ شرق (Handbook of Oriental History)، که با همکاری جمعی از اساتید دانشگاه لندن و زیر نظر پروفسور فیلیپس (C.H.Philips) منتشر شده است، ارزش و اعتباری خاص دارد (رجوع شود به: کتابنامه زیر نام Lewis). در کتاب مذکور شیوه های گوناگون تاریخ گذاری در مشرق زمین - از کشورهای اسلامی گرفته تا کشورهای جنوب شرقی آسیا و چین و ژاپن - مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. اطلاعات دقیقی که در زمینۀ گاهشماریهای گوناگون مشرق زمین و قاعدۀ تبدیل تاریخ و کرنولوژی پادشاهان کشورهای مذکور بدست می دهد در هیچ کتاب دیگری یکجا بدست نمی آید. جداول تبدیل تاریخ هجری قمری به مسیحی که تا سال 2000 مسیحی (صفحات 31 تا 40) در این کتاب چاپ شده از جمله جداول بسیار دقیق و بی غلطی است که تا به حال منتشر شده است. از مآخذی که باید بصورت مستقل از آن سخن گفت مجله ای است فصلی که با نام اصلاح در گاه شماری (Journal of Calendar Reform) به سردبیری چارلز موریس (Charles D. Morris) و کارل لیدل (Carl Liddle) و زیر نظر خانم الیزابت اشلیز (Elisabet Achelis) در دهۀ 1930 در آمریکا – نیویورک - منتشر می شده است. اختصاص کلیۀ مقالات مجلۀ مذکور به مباحث مختلف گاه شماریهای گوناگون و بهره مندی نشریه از دانش وسیع خانم اشلیز که خود چندین کتاب مستقل در این زمینه تألیف کرده است مجلۀ مذکور را از منابع ارزشمند مطالعات گاه شماری می سازد. گاهنامه هایی که سید جلال الدین تهرانی منتشر کرده است شامل آگاهیهایی در زمینۀ گاه شماریهای گوناگون می باشد. ارزش استخراج تقویمهای سالیانه در طی سالهای متمادی و مقالات و کتابهای استاد ریاضی کرمانی در زمینۀ نجوم و گاه شماری نیز بر اهل دانش پوشیده نیست. تقویمهای دایمی که عبارت از محاسبه و ارائۀ یکصد تا چند هزارسال تقویم برروی یک صفحه است و نگارنده تاکنون چند نوع از آنهارا منتشر ساخته (رجوع شود به: کتابنامه) نه تنها برای تحقیقاتی که موضوع آن گاه شماری است سود فراوان دارد، کار محققان را برای ارزیابی صحت و سقم تاریخهایی که در کتب قدما آمده است نیز بسیار آسان می کند. مآخذ گوناگونی که شرح دادیم، برای تألیف کتاب حاضر (تاریخ تاریخ در ایران) مورد استفاده قرار گرفته است و در یادداشتها و کتابنامۀ پایانی کتاب، در دو بخش منابع فارسی و عربی و منابعی که به زبانهای اروپایی تألیف شده بصورت جداگانه، با مشخصات کامل مضبوط است. در یادداشتهایی که در پایان هر بخش آورده شده در مواردی که نام کتابی از نام مؤلف آن شهرت بیشتری دارد برخلاف معمول، تنها نام کتاب و سال انتشار، و در دیگر موارد، نام مؤلف و سال انتشار، بدست داده می شود. در مورد زیجهایی که مورد استفاده و استناد قرارگرفته است نیز- بسته به شهرت مؤلف و یا اثر- ترتیب بالا رعایت شده است. به همین ترتیب در یادداشتها، نسخ خطی مورد استناد با شمارۀ ثبت در کتابخانه یا موزه ای که اثر در آن محفوظ است، ثبت شده، و مشخصات کامل آنها در کتابنامه آمده است. سال انتشار آثاری که مورد استناد قرار می گیرد آگاهیهای دیگری را نیز بیان می دارد: سالهای مسیحی معرف آثاری است که به زبانهای اروپایی تألیف شده و سالهای هجری شمسی با علامت اختصاری (ه.ش) و سالهای هجری قمری(ه.ق) به ترتیب معرف آثار فارسی و عربی است. در موارد استثنایی که فی المثل یک کتاب فارسی و یا عربی در اروپا بچاپ رسیده است و تاریخ انتشار مسیحی است حرف «ف» و حرف «ع» در کنار سال انتشار، به ترتیب فارسی بودن و یا عربی بودن اثر را، مشخص می کند. چند اثر که در یک سال و بوسیلۀ یک مؤلف منتشر شده با حروف «الف» و «ب» و « ج»(آثار اروپائی a.b.c) الی آخر مشخص شده است و هرگاه یک اثر در یک سال منتشر شده باشد اعداد یونانی II.I الی آخر مجلدات مورد استناد را مشخص می نماید. در مواردی که به دو اثر از یک مؤلف در یادادشتی استناد شده - در صورتی که هر دو اثر به زبان واحدی بوده است - نام مؤلف و سپس تاریخ انتشار اثر نخستین و شمارۀ صفحه و در مورد اثر دوم تنها به تاریخ انتشار که همواره در کروشه یا بین الهلالین ثبت شده و شمارۀ صفحه اکتفا می شود. در اینجا به حکم حق شناسی یادآوری این حقیقت را وظیفۀ خود می دانم که اگر قرائت سطر به سطر کتاب از آغاز تا پایان و پیشنهادهای عالمانۀ آقای دکتر غلامعلی کریمی که در زمینه های بسیاری و از آن جمله در زبان و ادبیات عربی، فارسی و فرانسه از اساتید مسلمند نمی بود تألیف این کتاب ناممکن می شد. بدینوسیله از صرف وقت فراوانی که مبذول فرمودند و اینکه اشتباهات مرا یادآور شدند تشکر و سپاسگزاری می کنم. نویسندۀ این کتاب همواره خود را از صمیم دل مدیون راهنمایی و مساعدتهای علمی و فرهنگی استاد بزرگوار و دانشمند آقای فرانک بگلی (F.R.C.Bagley) استاد بازنشستۀ دانشگاه دارام انگلستان که خاطرۀ تلمذ در محضر پرفیض ایشان برای همیشه در لوح ضمیرم نقش بسته است می داند. اگر تهیه و ارسال به موقع بسیاری از مآخذ بوسیلۀ ایشان نمی بود این کتاب هرگز به اینگونه سامان نمی گرفت. از کتابداران موزۀ بریتانیا، دیوان هند و کتابخانۀ ملی پاریس و بویژه از کتابداران دانش دوست و دانش پرور دانشگاه دارام انگلستان بخاطر مراجع بسیاری که در اختیارم گذاشتند بدینوسیله تشکر و سپاسگزاری می نمایم. سرورانی که در بالا نام بردم هیچیک در اشتباهاتی که مرتکب شده ام سهمی ندارند و از خوانندگان ارجمند انتظار عو دارم. در پایان از مؤسسه انتشارات امیرکبیر که نسبت به طبع و نشر این کتاب اقدام فرمودند از صمیم دل تشکر و سپاسگزاری می کنم. رضا عبداللهی آبان ماه 1364
بن نوشت:دکتر عبداللهی، رضا - تاریخ تاریخ در ایران - چاپ دوم 1375 موسسۀ انتشارات امیرکبیر
|
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :
- نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
- نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.
|
بازدیدها : 1805
|