شنبه (کیوان شید)
بیست و نهم (مانتره سپند روز)
اسفند 1388
 
 
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 3 نفر میهمان
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن

غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به...

 
     
 
تاریخ اولجایتو

تاریخ اولجایتو نوشته ی «ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمّد کاشانی» است که ظاهراً از مشیان و کاتبان دربار بوده و زیر نظر خواجه رشیدالدّین فضل الله به کار گردآوری مطالب مربوط به جامع التواریخ مشغول بوده است.

 
     
 
بازاندیشی زبان فارسی - بخش نخست

داریوش آشوری

امروزه هر نویسنده و مترجم جدی فارسی زبان، در هر زمینه ای که سرگرم کار باشد، از ادبیات گرفته تا علم و فلسفه، این ضرورت را حس می کند که دربارۀ زبان بیندیشد و در گزینش واژه ها سبک و پسند آگاهانه ای داشته باشد و بویژه در حوزۀ دانش ها به چاره...

 
     
 
نوای خوش در دوران های صفویه، زندیه و قاجار

دوران صفویه

در دوران صفویه (907 تا 1148 هجری قمری) به رغم نگاره های بازمانده مانند «چهلستون»، «عالی قاپو» و ... آگاهی چندانی از موسیقی آن دوران در دست نیست.

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow یادداشت ها arrow سخن روز arrow ندای ایران زنده است هنوز تاریخ امروز
29 اسفند 1388
 
 
 
ندای ایران زنده است هنوز چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 42
بدعالی 
نگارش : بهزاد فرهانیه   
01 تیر 1388 ساعت 13:12

سکوتمان از رضایت نیست ... به احترام ندای بلند ایران است.

نوشتار دکتر جلیل دوستخواه :

ندا

دختری پرشور و آرزومند که قربانی‌ ی ِ«جنون ِ قدرت» و «خشونتِ کور» شد
و در خون تپید !

خواهرم کشته شد ... آمدم بگویم که خواهرم در دستان پدر مُرد ... آمدم بگویم که خواهرم آرزوهایی بزرگ داشت ...آمدم بگویم که خواهرم که کشته شد سرش به تنش می ارزید ... که مثل من دوست داشت روزی موهایش را به دست باد بسپارد ... که مثل من «فروغ» می خواند و دلش می خواست آزاد زندگی کند و برابر ... و دلش می خواست سرش را بالا بگیرد و بگوید : «ایرانیم» ... و دلش می خواست روزی عاشق مردی شود که موهای آشفته دارد ... و دلش می خواست دختری داشته باشد که گیسوانش را ببافد و برایش در گهواره لالایی بخواند ... خواهرم مُرد از بس که جان ندارد ... خواهرم مُرد از بس که ظلم پایانی ندارد ... خواهرم مُرد از بس که زندگی را دوست داشت ... و خواهرم مُرد از بس که مردم را عاشقانه دوست داشت. خواهرم ! عزیزم ! کاش وقت رفتن چشمانت را می بستی ... آخر، آخرین نگاهت جانم را می سوزاند ... خواهرکم بخواب.
آخرین خوابت شیرین !

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 2503

   دیدگاه ها : (17)
1. پیامی از بهار, فرستاده شده در تاریخ 04-تیر-1388 ساعت 12
ندا تنها خواهرمان نبود 
او من بود  
او ما بود 
آنها تنها خواهرمان را نکشتند  
آنها ما را کشتند... 
( چه نگاه... آه)
2. پیامی از جواد مفرد کهلان, فرستاده شده در تاریخ 06-تیر-1388 ساعت 14
صرفاجنون قدرت نیست چه تشکیلاتی عظیم از مردم عامی و نیمه عامی در زیر پرچم خدایگانی برای حفظ منافع کوتاه مدت و روزمره خویش شکل گرفته است و صفهایشان روز به روز در کاهش. در مقابل طیف گسترده مردم روشن بین و نیمه روشن بین واصلاح طلب و آزادیخواه ایران است که صف هایشان روز به روز فزونی میگیرد.
3. پیامی از جواد مفرد کهلان, فرستاده شده در تاریخ 07-تیر-1388 ساعت 21
با درود 
پیشنهاد میکنم در تارنمایتان این سؤال را به عنوان نظر سنجی طرح نمایید که آیا اسلام باید در خدمت مردم باشد (مثل ترکیه) یا مردم در خدمت اسلام (مانند عربستان سعودی).
4. پیامی از کاوه, فرستاده شده در تاریخ 08-تیر-1388 ساعت 09
یادش همیشه در خاطرمان خواهد ماند.
5. پیامی از سامان م, فرستاده شده در تاریخ 08-تیر-1388 ساعت 16
درود ... واقعا اتفاقاتی که افتاد همه ی مردم را اندوهگین و ناراحت کرد در هر صورت من فقط خواستم به خاطر مطالب زیباتون از سایت خوبتون تشکر کنم و بگم خسته نباشید و موفق باشید .
6. پیامی از افشین, فرستاده شده در تاریخ 09-تیر-1388 ساعت 18
خواهرم بخواب که برادرانت روزگاری در خواب جهل و غفلت بوده اند
7. پیامی از siyalk, فرستاده شده در تاریخ 11-تیر-1388 ساعت 03
سنت شان بود 
زنده به گورت کنند 
تو کشته شدی 
ملتی زنده به گور می شود. 
 
ببين که چه آرام سر بر بالش می گذارد 
او که پول مرگ تو را گرفته 
شام حلال می خورد. 
 
تو فقط ايستاد ه بودی 
و خوشدلانه نگاه می کردی 
که به خانه ات بر گردی 
اما ديگر اتاق کوچک خود را نخواهی ديد دخترم 
و خيل خيال های خوش آينده 
بر در و ديوارش پرپر می زنند. 
 
تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی 
مرغی حيران 
که مضطربانه چهره ی صيادش را جستجو می کند 
تو به دام افتادی 
همچون خوشه ی انگوری 
که لگدکوب شد 
و بدل به شراب حرام می شود. 
 
کيانند اينان 
پنهان بر پنجره ها، بام ها 
کيانند اينان در تاريکی 
که با صدای پرنده ی خانگی 
پارس می کنند. 
 
کشتندت دخترم 
کشتندت 
تا يک تن کم شود 
اما تو چگونه اين همه تکثير می شوی. 
 
آه ندای عزيز من 
گل سرخی که بر گلوی تو روييده بود 
باز شد 
گسترده شد 
و نقشه ی ايران را در ترنم گلبرگ هايش فرو پوشانيد 
و اينانی که ندا داده اند 
بلبلانند 
ميليون ها تن که گرد گلی نشسته 
و نام تو را می خوانند. 
يعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی 
يعنی پنجره ات را بستند که صدای پيروزی خود را هم نشنوی 
ببين که چه آرام سر بر بالش می گذارد 
او که صيد حلال می خورد.
8. پیامی از انوشیروان, فرستاده شده در تاریخ 12-تیر-1388 ساعت 10
این رباعی را به همه شهیدان اعتراضات اخیر به ویژه ندا تقدیم می کنم: 
تا گشت ندا فدای آزادی / ما بشنید جهان صدای آزادی ما / گویند شهید جاودانست آری / خامش نشود ندای آزادی ما
9. پیامی از شیما, فرستاده شده در تاریخ 12-تیر-1388 ساعت 10
گیرم که در باورتان به خاک نشستم وساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است باریشه چه می کنید گیرم بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع میزنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید گیرم که میزنید گیرم که می کشید گیرم که می برید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید
10. پیامی از آلفرد, فرستاده شده در تاریخ 12-تیر-1388 ساعت 10
هزاران بار ما را سوخت؛ حریق حادثه تا مرز خاکستر؛ هزاران بار ما را سوخت؛ حریق حادثه تا مرز خاکستر؛ 
ولی ما از نسل سیمرغ ایم؛ که از خاکستر خود می گشاید پر؛ 
می گشاید پر؛ 
طلوع تازه ی سیمرغ در راه است؛ همین فردا که می آید؛ 
سحر پایان تاریکی ست؛ و این دیری نمی پاید؛
11. پیامی از علي, فرستاده شده در تاریخ 13-تیر-1388 ساعت 07
نگاه ندا نگاه خدابودبه مردم جهان.نگاهي كه جهانيان رابه واكنش واداشت.ندابهاي آزادي ماراباخون خودپرداخت.اونداي واقعي فرياداسارت همه مابود.
12. پیامی از FARIDE, فرستاده شده در تاریخ 21-تیر-1388 ساعت 16
یاران منشینید خموش ایران در سایه دار است زیر ساطور تبه کاران است در کشور ما سرب سوزان است پاسخ گر بپرسی از عدالت..... به یاد ندای عزیز که پرسشش از عدالت چیزی جز سرب سوزان نبود
13. پیامی از مه فرهش, فرستاده شده در تاریخ 06-امرداد-1388 ساعت 13
با سلام.خیلی ناراحت شدم این لحظه که ندا خواهرم به دست وطن فروشان به شهادت رسید.روحش شاد.پاپینده باد ایران آزاد
14. پیامی از اسحق فتحی, فرستاده شده در تاریخ 02-شهریور-1388 ساعت 11
چون اشک میان دیده گل می کردی 
با قلب زهم دریده گل می کردی 
هنگام غروب در افق چون خورشید 
می سوختی و سپیده گل می کردی
15. پیامی از مهر, فرستاده شده در تاریخ 30-شهریور-1388 ساعت 11
روحت شاد، ندا
16. پیامی از امید, فرستاده شده در تاریخ 17-آبان-1388 ساعت 00
ندا غرق خونه ، سهراب نوجونه ، محسن کاکلش آتش فشونه 
 
تو که با عشقان درد آشنایی، تو که همدرد مایی، 
 
ببینن خون نداجان به دیوار، بزن شیپور صبح روشنایی!
17. پیامی از صدف, فرستاده شده در تاریخ 29-آذر-1388 ساعت 01
نوشته ی بسیار زیبایی بود بی خوندنش مو به تن ادم سیخ میشد
واپسین به روز رسانی ( 01 تیر 1388 ساعت 14:02 )
 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  بزرگ ترین خائن به تاریخ ایران، آن دسته شیفتگان تاریخ هستند که اطلاعی از تاریخ ایران ندارند و از روی شیفتگی به جریانی نظر می دهند  ”
 پرویز رجبی
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه