دوشنبه (مه شید)
بیست و چهارم (دین روز)
اسفند 1388
 
 
برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن های ایرانی
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
نام نامه ی ایرانیان
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
تبلیغات در آریابوم
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 14 نفر میهمان
 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow گلستان سعدی arrow در عشق و جوانی arrow گلستان - باب پنجم - حکایت یکم تاریخ امروز
24 اسفند 1388
 
 
 
گلستان - باب پنجم - حکایت یکم چاپ فرستادن صفحه با نامه

حسن میمندی [1] را گفتند سلطان محمود چندین بنده ی صاحب جمال دارد که هر یکی بدیع جهانی اند، چگونه افتاده است که با هیچ یک از ایشان میل و محبتی ندارد چنان که با ایاز [2] که حسنی زیادتی ندارد ؟ گفت هر چه به دل فرو آید در دیده نکو نماید.

هر کس که سلطان مرید او باشد           گر همه بد کند نکو باشد
وانکه را پادشه بیندازد                   کسش از خیل خانه [3] ننوازد

کسی به دیده ی انکار اگر نگاه کند          نشان صورت یوسف دهد به نا خوبی
و گر به چشم ارادت نگه کنی در دیو        فرشته ایت نماید به چشم، کرّوبی [4]


پانوشت ها :

1. نام قصبه ای در فارس
2. نام غلام سلطان محمود که عشق سلطان با وی معروف است.
3. اهل دربار
4. مقرّبان و بزرگان از فرشتگان

 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  زندگی خالی نیست، مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست، آری تا شقایق هست زندگی باید کرد  ”
 سهراب سپهری
 
     
 
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه