آقاخان محلاتیآقاخان پسر شاه خلیل الله سرکرده ی گروه اسماعیلیه ی کرمان است. پدر وی در پیرامون بم و کرمان مریدانی زیاد داشت.
در واپسین سال 1253 هجری و 1214 خورشیدی، همزمان با رهسپاری محمد شاه به سوی خراسان در بم پرچم سرکشی برافراشت. محمد شاه او را به دربار فراخواند، ولی وی در دژ بم پناه جست و پس از اندک پایداری فرمانبردار شد و به میانجیگری فرمانروای فارس و حاجی میرزا آقاسی نخست وزیر مورد بخشش قرار گرفت. در سال 1255 هجری و 1216 خورشیدی هنگامی که محمد شاه در هرات بود، آقا خان نزدیک به چهار هزار تن را پیش خود گرد آورد و به شهر بابک یورش برد، ولی فرمانروای کرمان، فضعلی خان با سپاهی اندک او را به سختی شکست داد و آقاخان به سوی لار گریخت و در آن جا نیز به گردآوری سپاه پرداخت و به سوی جیرفت کرمان شتافت و دژ اسفندقه ی جیرفت را به چنگ آورد، ولی بار دیگر از فضل علی خان شکست خورد و به میناب گریخت. در بهار سال 1256 هجری و 1217 خورشیدی با هم دستی کارگزاران انگلیسی سپاهی انبوهی گردآورد و چندین عراده توپ نیز فراهم کرد و رهسپار کرمان شد. نخست دو دسته از سپاهیان فضل علی خان را شکست داده تا بردسیر که در 12 فرسنگی جنوب کرمان بود، پیش رفت، ولی سرانجام باز هم شکست خورده راه قندهار در پیش گرفت، به هندوستان رفت. تاریخنگاران دیگر خیزش آقاخان را به شرح زیر نوشته اند : هنوز چیزی از رویداد هرات نگذشته بود که حسینعلی شاه که آقاخان محلاتی نامیده می شد امام و پیشوای گروه اسماعیلیه پرچم سرکشی برافراشت. نسب وی به رکن الدین خورشاه واپسین امیر اسماعیلیه الموت می رسد. شاه خلیل الله پسر ابوالحسن خان پدر آقاخان بود که در روزگار فرمانروایی زندیه فرمانروای کرمان بود و پس از برکناری از حکومت در محلات قم گوشه نشین شد. پس از آنکه ابوالحسن خان گوشه نشینی اختیار کرد، پدرش شاه خلیل الله جای نشیمن خود را در یزد قرار داد، ولی پس از دو سال که در آن جا بود در کشمکشی که به تحریک ملاحسین نامی بین پی روان او و شیعیان در گرفت، ملاحسین کشته شد و فتحعلی شاه بر پاکننده این شورش را به سزا رسانید و یکی از دخترانش را به حسینعلی شاه پسر شاه خلیل الله داد و او همان آقاخان محلاتی است که داماد شاه شد. این نام را نیز محمد شاه برای او برگزید و او را به فرمانروایی قم و محلات نامزد کرد. آقاخان محلاتی همچنان در دستگاه قاجاریه ارج و احترام داشت. محمد شاه در سال 1251 هجری و 1212 خورشیدی فرمانروایی کرمان را به او داد. آقاخان که از رفتار میرزاآقاسی نسبت به خود ناخشنود بود، در سال 1255 هجری و 1216 خورشیدی سر به شورش برداشت و دژ بم را گرفت، ولی چون در برابر نیروی دولتی توان پایداری نداشت به فیروز میرزا فرمانروای کرمان پناه جست و فیروز میرزا او را به تهران گسیل داشت و حاج میرزا آقاسی او را دوباره به فرمانروایی قم و محلات برگزید. چون آقاخان باز هم از رفتار دولت ایران خشنود نبود، پس از چندی خانواده و دارایی خود را از راه بغداد به کربلا فرستاد. آنگاه خریدن اسبان نیرومند و بکار گماردن سواران دلیر، سپاهی کوچک آراست و در نهان این که آهنگ زیارت کعبه را دارد، از راه کویر لوت به سوی کرمان رهسپار شد. شاهزاده بهمن میرزا که از این آهنگ آگاهی یافته بود به پیگیری وی شتافت و پس از جنگی خونین او را به سوی لار فراری ساخت. آقاخان در سال 1257 هجری و 1218 خورشیدی از راه بلوچستان و قندهار به هندوستان رفت و در آن جا به آموزش و پراکندن مذهب اسماعیلیه پرداخت و در سایه پشتیبانی دولت انگلیس قرار گرفت و فرقه آقاخانی اسماعیلی را در آن سرزمین بنا نهاد.
بن نوشت :1. فرهنگ سه هزار تن از بزرگان و ناموران ایران - عبدالعظیم رضایی
|