آدینه (ناهیدشید)
بیست و هشتم (زامیاد روز)
اسفند 1388
 
 
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
باشندگان در تارنما: 3 نفر میهمان
 
     
 
مرغابی بچگان

مرغی خانگی بر تخم های خویش خفته بود و با گرمای تن و مهر غریزی آنان را برای جوجه شدن آماده می ساخت. تا اینکه زمان خفتن پایان یافت. جوجه ها با کمک مادر از تخم بیرون آمدند، جوجه ای با شکلی نامتناسب با دیگر جوجه ها در بین آنان نمودار شد. مادر و جوجه ها او را از خود نمی...

 
     
 
بازاندیشی زبان فارسی - بخش نخست

داریوش آشوری

امروزه هر نویسنده و مترجم جدی فارسی زبان، در هر زمینه ای که سرگرم کار باشد، از ادبیات گرفته تا علم و فلسفه، این ضرورت را حس می کند که دربارۀ زبان بیندیشد و در گزینش واژه ها سبک و پسند آگاهانه ای داشته باشد و بویژه در حوزۀ دانش ها به چاره...

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow نام نامه ی ایرانیان arrow فهرست الفبایی arrow آ - ا - الف arrow آغا محمد خان قاجار تاریخ امروز
28 اسفند 1388
 
 
 
آغا محمد خان قاجار چاپ فرستادن صفحه با نامه
06 بهمن 1387 ساعت 16:51

آغامحمد خان قاجار

آغامحمدخان برپا کننده ی سلسله ی قاجاریه در ایران پسر محمد حسن خان سرکرده ی تیره ی آشاقه باش در سال 1148 هجری و 1111 خورشیدی زاده شد.

هنگامی که بزرگ شد به خدمت کریم خان زند درآمد و در شیراز به سر برد. کریم خان که از کار ناشایست یکی از سرداران خود که نسبت به آغامحمدخان انجام داده بود (او را اخته کرده بود) و شرمنده از آغامحمدخان، با وی به مهربانی و محبت هر چه بیشتر رفتار نمود و از آن جا که به خرد و تدبیر آغامحمدخان باور داشت. در بیشتر کارهای کشوری و لشگری با او به رایزنی می پرداخت و تا آن جا که وی را پیران ویسه لقب داده بود.

افزون بر این ها عمه ی آغامحمدخان، همسر کریم خان بود و چون وی خواجه (اخته) بود می توانست بدون برخورد با جلوگیری وارد حرم کریم خان شود. پس از مرگ کریم خان خواستار پادشاهی شد ولی در سال 1203 هجری و 1168 خورشیدی با پایداری سخت لطف علی خان زند روبرو شد و میان آن ها جنگی سخت در گرفت و آغامحمدخان به تهران بازگشت.

در سال 1206 هجری 1171 خورشیدی سرانجام شیراز را گرفت و در سال 1208 هجری و 1173 خورشیدی کرمان را پس از چهار ماه پیرامون گیری به جنگ آورد و پس از کشتار همگانی مردم آن شهر، فرمان داد تا 20 هزار جفت چشم از مردم آن سامان درآورند و نزد او بیاورند و سرانجام با نیرنگ، لطف علی خان را دستگیر و  با دست خود چشمان آن سردار دلاور را بیرون آورد. در سال 1209 هجری و 1174 خورشیدی خود را پادشاه خواند و تهران را به پایتختی خویش برگزید.

سپس شهر تفلیس را گرفت و مردم آن جا را هم کشتار همگانی نمود. پس از آن خراسان را گرفت و شاهرخ میرزای نابینا را که فرمانروای آن جا بود با شکنجه به قتل رساند. آغامحمدخان پس از چندین سال بیداد و ستم و ناجوانمردی به دست چند تن از نوکران خود کشته شد.


بن نوشت :

1. فرهنگ سه هزار تن از بزرگان و ناموران ایران - عبدالعظیم رضایی

 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  هنگامی كه بالا میروی و تعالی میجویی ، هنگامی كه به خدا تقرب میجویی ، به همه چیز اشراف پیدا میكنی  ”
 برزگر
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه