هوشنگ طالعگریز اهریمنروز هژدهم اردیبهشت ماه 1324 (8 مه 1945)، با تسلیم بدون قید و شرط ارتش آلمان، جنگ جهانی دوم به پایان رفت. ده روز پس از اعلام تسلیم آلمان، دولت ایران ضمن یادداشتی به بهانه ی شادباش پیروزی به سه دولت بزرگ متفق، خاطرنشان کرد که با پایان گرفتن جنگ لازم است هرچه زودتر خاک ایران را تخلیه کنند.
مساله ی تخلیه ی خاک ایران از نیروهای متفقین در همایش پتسدام که از 17 ژوئیه تا دوم اوت 1945میلادی (26 تیر تا 11 امرداد ماه 1324 خورشیدی) میان رهبران کشورهای پیروزمند برگزار گردید، مطرح و مورد توافق قرار گرفته بود. در اعلامیه ی پایانی کنفرانس پتسدام، تاکید شد که قوای متفقین بلافاصله شهر تهران را تخلیه می کنند. اما قرار شد پیرامون تخلیه ی کامل ایران در نشست وزیران خارجه ی آمریکا، بریتانیا و شوروی که در ماه سپتامبر 1945 (شهریور 1323) در لندن برپا خواهد شد، گفتگوهای لازم به عمل آید. روز 11 شهریور ماه 1324 (2 سپتامبر 1945)، ژاپن نیز بدون قید و شرط تسلیم شد. بدین سان جنگ در آسیا نیز خاتمه یافت.
فردای آن روز (12 شهریورماه = 3 سپتامبر)، فرقه ی دموکرات آذربایجان با انتشار بیانیه ای، به طور رسمی اعلام موجودیت کرد. به دنبال این اعلام، تشکیلات ایالتی حزب توده و نیز سازمان کارگری حزب مزبور در استان آذربایجان شرقی، به فرقه ی دموکرات پیوست و روزنامه ی آذربایجان وابسته به تشکیلات کارگری مزبور، ارگان رسمی فرقه ی دموکرات شد. هم زمان با تشکیل فرقه ی دموکرات، تنی چند از سران کـُرد که به دعوت جمهوری آذربایجان شوروی به باکو رفته بودند، چند هفته پس از بازگشت به ایران، موجودیت حزب دموکرات کردستان (کومله) را اعلام کردند. روز بیست و دوم شهریور ماه 1324 (13 سپتامبر 1945)، دولت ایران طی یادداشت دیگری، خواستار تخلیه ی کامل خاک کشور از نیروهای بیگانه شد. چند روز بعد، وزیران خارجه ی سه دولت آمریکا، بریتانیا و شوروی در همایش لندن اعلام کردند که بر پایه ی پیمان سه جانبه (ایران، بریتانیا و شوروی)، نیروهای متفقین شش ماه پس از پایان جنگ با ژاپن، یعنی تا دوم مارس 1946 (11 اسفند 1324)، خاک ایران را تخلیه خواهند کرد. روس ها، با توجه به اعلامیه ی مزبور و تعهد تخلیه ی ایران در موعد مقرر، بر تجهیز و تعلیم فرقه ی دموکرات سرعت بخشیدند. هنوز 24 ساعت از صدور اعلامیه ی مزبور نگذشته بود که گروه های مسلح که بیشتر آن ها از آن سوی مرز آمده بودند، اقدام به اشغال ادارات دولتی و حمله به کلانتری ها و پاسگاه های ژاندارمری در آذربایجان نمودند. در این میان، حزب توده نیز ضمن انحلال شعبه های خود در آذربایجان، دستور داد که محل و وسایل موجود در اختیار فرقه ی دموکرات قرار داده شده و افراد حزب، به عضویت فرقه ی دموکرات درآیند. فرقه ی دموکرات با پشتیبانی همه جانبه ی نیروهای ارتش سرخ، در فاصله ای کوتاه، بسیاری از شهرهای آذربایجان را تصرف کرده و با دست زدن به اعدام، شکنجه، زندان و مصادره ی اموال، جَوّ رُعب و وحشت را برقرار ساخت. در این هنگام محسن صدر (صدرالاشراف) که از ماموران محمدعلی شاه در قتل و کشتار آزادی خواهان به شمار می رفت، با وجود تنفر و مخالفت شدید مردم، تنها با حمایت عناصر فاسد حاکمه و تایید ضمنی سفارت بریتانیا، کرسی نخست وزیری را اشغال کرده بود. سرانجام، وی برابر مخالفت شدید افکار عمومی و گروهی از نمایندگان مجلس که با عدم حضور در مجلس، تشکیل جلسات آن را غیرممکن ساخته بودند، روز بیست و نهم مهرماه 1324 (21 اکتبر 1945)، از کار کناره گیری کرد. با برکناری وی، ابراهیم حکیمی (حکیم الملک)، به نخست وزیری برگزیده شد. وی در بیست و ششم آبان ماه 1324 (17 نوامبر 1945)، ضمن یادداشتی به مداخله ی ماموران کشوری و لشکری شوروی در امور داخلی ایران و به ویژه نسبت به پشتیبانی از فرقه ی دموکرات، اعتراض کرده و در ضمن خواستار گفتگوی مستقیم با مقام های شوروی شد.[1] هم زمان، دولت حکیمی، یادداشت هایی به دولت های آمریکا و بریتانیا فرستاد و ضمن تشریح حوادث آذربایجان، تقاضای پشتیبانی کرد. اقدام مهم دیگر دولت حکیمی، گسیل نیروهای نظامی به یاری پادگان تبریز بود که در محاصره ی عناصر مسلح فرقه ی دموکرات قرار داشت. اما ستون مزبور روز سی ام آبان ماه 1324 (21 نوامبر 1945)، در شریف آباد (نرسیده به قزوین)، از سوی ارتش سرخ متوقف گردید. پیش از رسیدن ارتش به قزوین، فرقه ی دموکرات نخستین کنگره ی خود را برپا کرد. در این کنگره، فرقه ی دموکرات اعلام کرد که خواهان خودمختاری کامل آذربایجان می باشد. در کنگره ی مزبور، بیانیه ای پیرامون هم آهنگی کامل میان فرقه ی دموکرات و کومله منتشر شد. در نیمه ی دسامبر 1945 (اواخر آذرماه 1324)، قرار بود که دومین همایش وزیران خارجه ی آمریکا، شوروی و بریتانیا برگزار گردد. دولت ایران امیدوار بود که با پشتیبانی دولت های آمریکا و بریتانیا، خروج نیروهای شوروی از کشور را تحقق بخشیده و در این فرایند به غایله ی فرقه ی دموکرات پایان دهد. اما، روز 21 آذرماه 1324 (12 دسامبر 1945)، میرجعفر پیشه وری رهبر فرقه ی دموکرات، به اشاره ی روس ها، حکومت ملی آذربایجان را اعلام نمود. به دنبال این اعلام، تمبرهای پست ایران با مهر «حکومت ملی آذربایجان 21 آذر 1324»، به جریان گذارده شد و ساعت تبریز با یک ساعت و نیم اختلاف، با وقت مسکو تنظیم گردید. با توجه به این امر، سفیران بریتانیا و آمریکا، پیشنهادی تسلیم دولت ایران کردند. به موجب پیشنهادِ مزبور، قرار بود که یک کمیسیون نظارت مرکب از نمایندگان روس، انگلیس و آمریکا تشکیل شده و بر اجرای مواد پیمان سه جانبه و اعلامیه ی کنفرانس تهران و خروج نیروهای متفقین، نظارت کند. چنین کمیسیونی، پیش تر در اروپای شرقی تشکیل شده بود. نمایندگان اقلیت مجلس با شدت با این طرح مخالفت کرده و آن را مانند قراردادهای 1907 و 1919، به منزله ی تقسیم ایران به مناطق نفوذ و برقراری نظام تحت الحمایگی ایران دانستند. از این روی، دولت حکیمی طرح مزبور را رد کرد و به رییس هیات نمایندگی ایران در سازمان ملل دستور داد که از حکومت شوروی به شورای امنیت، شکایت بَرَد. فردای آن روز یعنی در سی ام دی ماه 1324 (20 ژانویه 1946)، دولت حکیمی استعفا داد. روز دوم بهمن ماه 1324 (22 ژانویه 1946)، شورش کردستان آغاز شد. حزب کومله ی کردستان که دارای تمایلات بلشویکی بود، تاسیس «دولت جمهوری کردستان» به ریاست قاضی محمد را در شهر مهاباد، اعلام کرد. سه ماه بعد، یعنی در سوم اردیبهشت ماه 1325 (23 آوریل 1946) فرقه ی دموکرات آذربایجان و حزب کومله ی کردستان، قرارداد مودت بسته و اتحاد میان خود را اعلام کردند. روز ششم بهمن ماه 1324 (26 ژانویه 1946)، احمد قوام (قوام السلطنه) با رای تمایل اکثریت نمایندگان مجلس شورای ملی به نخست وزیری برگزیده شد. وی نیز ضمن ارسال پیامی به رهبران شوروی، بریتانیا و آمریکا، درخواست کرد که سه دولت مزبور نسبت به تعهداتی که در دوران جنگ درباره ی حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران به عهده گرفته اند، عمل کنند. از سوی دیگر، وی از طریق مجاری دیپلماتیک، در پی استفسار مقاصد زمامداران شوروی از دخالت در امور داخلی ایران برآمد که پاسخ لازم را دریافت نکرد. از آن جا که مقام های شوروی پاسخ روشنی به درخواست های دولت ایران ندادند، احمد قوام، روز 30 بهمن ماه 1324 (19 فوریه 1946)، به منظور گفتگوهای رودررو، راس یک هیات هشت نفره عازم مسکو شد. سفر قوام به مسکو، هفده روز به درازا کشید. در این مدت سه بار قوام و استالین به گفتگو نشستند. دو ملاقات میان آن ها بدون حضور شخص دیگری برگزار شد و در یک گفتگو، مولوتف وزیر امورخارجه ی شوروی نیز حضور داشت. استالین، برای تخلیه ی قوای شوروی، شرایط سختی را پیشنهاد کرد.[2] از جمله می توان از موارد زیر نام برد : هم آهنگ کردن سیاست خارجی ایران با شوروی شناسایی رسمی حکومت خود مختار آذربایجان واگذاری امتیاز نفت شمال به دولت شوروی
قوام زیر بار این پیشنهادها نرفت. سرانجام هنگامی که گفتگوها در آستانه ی شکست کامل قرار گرفت و نخست وزیر ایران اعلام کرد که از ادامه ی مذاکرات منصرف شده و مسکو را ترک خواهد کرد، استالین رویه ی خشن خود را تغییر داد. استالین از قوام خواست که مسافرت خود را به خاطر میهمانی شام که به افتخار وی برپا می گردد، به عقب بیاندازد. با وجودی که در هیچ یک از زمینه ها دو دولت به توافق نرسیده بودند،[3] استالین و قوام موافقت کردند که گفتگوها در این باره با سفیر ویژه ای که روس ها به تهران می فرستند، دنبال شود. هنگامی که قوام در مسکو به سر می برد، دو واقعه ی مهم به وقوع پیوست. نخست آن که روز نهم اسفندماه 1324 (28 فوریه 1946)، شکایت ایران از شوروی در شورای امنیت مطرح شد. شورای مزبور ضمن قطعنامه ای دولت های ایران و شوروی را به گفتگوی مستقیم دعوت کرد. دوم این که روز یازدهم اسفندماه 1324 (دوم مارس 1946)، زمان پیش بینی شده برای تخلیه ی نیروهای متفقین از ایران، فرا رسید. دولت های آمریکا و بریتانیا، پیش از تاریخ مزبور، نیروهای خود را از ایران بیرون برده بودند. اما شوروی، تنها به تخلیه ی مشهد، شاهرود و سمنان اکتفا کرده و به جای این که نیروهای مزبور را به پشت مرزهای خود ببرد، آن ها را در سه ستون، به سوی تهران، مرز عراق و مرز ترکیه، سوق داد. به دنبال این حرکت، ستون های دیگری از پیاده و زرهی ارتش سرخ از مرز گذشته و وارد ایران گردید. هم سو با این عملیات، چند لشکر شوروی در کنار مرزهای اروپایی کشور ترکیه، متمرکز شدند. هم زمان با این اقدام های نظامی، روس ها دست به تبلیغات دامنه داری زدند تا دولت های ایران و ترکیه و در این راستا، غرب را دچار ترس و وحشت کنند. روس ها به دنبال آن بودند که با تهدید ترکیه، غرب را از حمایت ایران منصرف سازند. روز پنجم فروردین ماه 1325 (25 مارس 1946) دومین جلسه ی شورای امنیت برای رسیدگی به شکایت ایران تشکیل شد. نماینده ی شوروی در این نشست اظهار داشت که موافقت نامه ای میان ایران و شوروی در دست امضاست که برپایه ی آن نیروهای شوروی ظرف پنج تا شش هفته، خاک ایران را ترک خواهند کرد. از آن جا که حسین علاء نماینده ی ایران در این مورد اظهار بی اطلاعی کرد، دبیر کل سازمان ملل از دولت های ایران و اتحاد شوروی خواست تا در این مورد به شورای امنیت توضیح دهند. هم زمان، اتحاد شوروی سفیر جدیدی به تهران فرستاد. وی بدون درنگ، گفتگوها را با نخست وزیر ایران آغاز کرد. سرانجام روز 15 فروردین ماه (4 آوریل 1946)، گفتگوهای مزبور، به امضای موافقت نامه ی میان دولت ایران و دولت شوروی انجامید.[4] بر پایه ی موافقت نامه ی مزبور، مقرر گردید : 1. ارتش سرخ، ظرف یک ماه و نیم خاک ایران را به طور کامل ترک کند. 2. لایحه ی ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی ظرف هفت ماه به مجلس ارائه شود. 3. مساله ی آذربایجان، به عنوان یک مساله ی داخلی ایران تلقی گردد.
به دنبال موافقت نامه ی مزبور، نیروهای ارتش سرخ که تعداد آن بیش از 30 هزار تن برآورد می شد، عملیات خروج از ایران را آغاز کرد. روز سی ام اردیبهشت ماه 1325 (20 مه 1946)، دولت ایران به دبیر کل سازمان ملل متحد اعلام داشت که ارتش سرخ خاک ایران را تخلیه کرده است. روس ها هنگام ترک ایران، بخش قابل توجهی از جنگ افزارها و تجهیزات خود را در اختیار فرقه ی دموکرات قرار دادند. بدین سان، قوای فرقه ی دموکرات برابر ارتش ایران که بیشترین بخش جنگ افزارها و تجهیزات خود را در جریان یورش متفقین، از دست داده و یا از سوی نیروهای مزبور مصادره گردیده بود، نیروی تهدیدکننده ای به حساب می آمد. روس ها نیز با توجه به این نیرو و این که به دلیل داشتن راه دسترسی و مرز مشترک به راحتی می توانند آن را از نظر اطلاعات، لجستیک و...، تغذیه کنند و نیز به امید دستیابی به امتیاز نفت شمال، نیروهای خود را از ایران خارج کردند. با خروج نیروهای ارتش سرخ، خیزش علیه فرقه ی دموکرات در تمام مناطق اشغالی، شکل حادتری گرفت. در شهرها، روستاها و دیه های آذربایجان، مقاومت های مردمی، در حال شکل گیری و خودنمایی بود. در این میان، نقش دانش آموزان در دبیرستان ها و حتی برخی از دبستان ها، در شکل دادن به هسته های مقاومت بسیار ارزنده و به یادماندنی است. از سوی دیگر، عشایر آذربایجان که هیچ گاه زیر بار فرقه ی دموکرات نرفته بودند، به مبارزه ی مسلحانه ی خود، شکل همه گیرتر و علنی تری بخشیدند. سرانجام روز سوم آذرماه 1325 (24 نوامبر 1946)، یگان های ارتش ایران در سه ستون برای نجات آذربایجان به حرکت درآمد. پیش از آن که یگان های ارتش به شهر میانه برسد، مردم تبریز با یک خیزش دلیرانه به عمر یک ساله ی فرقه ی دموکرات پایان دادند. روز 21 آذر 1325 (12 دسامبر 1946) که ارتش ایران به تبریز رسید، مردم شهر از ارتش پیشباز کردند. بدین سان، با کم ترین درگیری نظامی، فرقه ی دموکرات که از پشتیبانی ارتش سرخ محروم شده بود، از هم پاشید. گروهی از سران فرقه ی دموکرات به وسیله ی مردم دستگیر شدند و بیشترین آن ها به آن سوی ارس گریختند. پنج روز بعد، با رسیدن یگان های ارتش به مهاباد، بدون هرگونه درگیری نظامی، به عمر کوتاه جمهوری خودخوانده ی مهاباد نیز خاتمه داده شد.
پانوشت ها :1. دولت شوروی، دولت حکیمی را «دولت خصم» می نامید، زیرا حکیمی از اعضای هیات نمایندگی ایران بود که برای احقاق حقوق ملت ایران به کنفرانس ورسای گسیل شده بودند. ژنرالیسیم [ استالین ] با اشاره به کتابی که در برابرش بود گفت : «بعد از جنگ اول بین المللی، هیات اعزامی ایران در پاریس تقاضاهایی بر ضد منافع شوروی کرد و نشان داد که سیاست دولت ایران در آن وقت نسبت به ما خصمانه بود.»
(از گزارش احمد قوام نخست وزیر به مجلس شورای ملی 29 مهر 1326 برابر با 22 اکتبر 1947) 2. تاریخ روابط خارجی ایران، صص 426 و 427. 3. ایران و جنگ سرد، ص 106. 4. این موافقت نامه، به نام «قوام - سادچیکف» معروف است. «مذاکراتی که از طرف نخست وزیر ایران در مسکو با اولیاء دولت جماهیر شوروی سوسیالیستی آغاز و در تهران پس از ورود سفیر کبیر شوروی ادامه یافت در تاریخ 15 فروردین 1325 مطابق با چهارم آوریل 1946 به نتیجه ذیل رسید و در کلیه ی مسائل موافقت حاصل گردید : 1- قسمت های ارتش سرخ از 24 مارس 1946 یعنی یکشنبه چهارم فروردین 1325 در ظرف یک ماه و نیم تمام خاک ایران را تخلیه می نمایند. 2- قرارداد ایجاد شرکت مختلط ایران و شوروی و شرایط آن از تاریخ 24 مارس تا انقضاء هفت ماه برای تصویب به مجلس پانزدهم پیشنهاد خواهد شد. 3- راجع به آذربایجان چون امر داخلی ایران است ترتیب مسالمت آمیزی برای اجرای اصلاحات طبق قوانین موجوده و با روح خیرخواهی نسبت به اهالی آذربایجان بین دولت و اهالی آذربایجان داده خواهد شد.» پس از اعلام موافقتنامه، نخست وزیر ایران نامه ای به سفیر کبیر شوروی به این مضمون نوشت : «آقای سفیر کبیر پیرو مذاکرات شفاهی که بین ما به عمل آمده است احتراما به استحضار آن جناب می رساند که دولت ایران موافقت می نماید که دولتین ایران و شوروی شرکت مختلط ایران و شوروی را برای تجسسات و بهره برداری اراضی نفت خیز در شمال ایران با شرایط اساسی ذیل ایجاد می نماید : 1. در مدت 25 سال اول عملیات شرکت 49 درصد سهام به طرف ایران و 51 درصد سهام به طرف دولت شوروی متعلق خواهد بود و در مدت 25 سال دوم 50 درصد سهام به طرف ایران و 50 درصد به طرف شوروی خواهد بود. 2. منافعی که به شرکت عاید می گردد به تناسب مقدار سهام هر یک از طرفین تقسیم خواهد شد. 3. حدود اراضی اولی که برای تجسسات اختصاص داده می شود همان است که در نقشه ای که جنابعالی ضمن مذاکرات در روز 24 مارس به این جانب واگذار فرموده اید، به استثنای قسمت خاک آذربایجان غربی که در باختر خطی که از نقطه ی تقاطع حدود اتحاد جماهیر شوروی و ترکیه و ایران آغاز و بعد از سواحل شرقی دریاچه ی رضائیه گذشته تا شهر میاندوآب می رسد، واقع است همان طوری که در نقشه ی مزبور روز چهارم آوریل سال 1946 [ 4 اردیبهشت 1325 ] تعیین گردیده است. ضمنا دولت ایران متعهد می گردد : خاکی را که در طرف غرب خط سابق الذکر واقع است به امتیاز کمپانی خارجی یا شرکت های ایرانی با اشتراک خارجی ها یا با استفاده ی سرمایه ی خارجی واگذار ننماید. 4- سرمایه ی طرف ایران عبارت خواهد بود از اراضی نفت خیز مذکور در ماده ی 3 که پس از عملیات فنی دارای چاه های نفت و محصول آن قابل استفاده ی شرکت خواهد گردید و سرمایه ی طرف شوروی عبارت خواهد بود از هر قبیل مخارج و آلات و ادوات و حقوق متخصصین و کارگران که برای استخراج نفت و تصفیه ی آن مورد احتیاج خواهد بود. 5- مدت عملیات شرکت پنجاه سال است. 6- پس از انقضاء مدت عملیات شرکت، دولت ایران حق خواهد داشت سهام شرکت متعلق به طرف شوروی را خریداری نماید و یا مدت عملیات شرکت را تمدید کند. 7- حفاظت اراضی مورد تجسسات و چاه های نفت و کلیه ی تاسیسات شرکت منحصرا به وسیله ی قوای تامینیه ایران خواهد بود. قرارداد ایجاد شرکت نفت مختلط شوروی و ایران که بعدا مطابق متن این نامه عقد می شود به مجردی که مجلس شورای ملی ایران تازه انتخاب شود و به عملیات قانونگذاری خود شروع نماید، در هر حال نه دیرتر از هفت ماه از تاریخ بیست و چهارم مارس سال جاری [ 4 فروردین ]، برای تصویب پیشنهاد خواهد شد. موقع را مغتنم شمرده احترامات فائقه را تجدید می نماید. احمد قوام»
روز بیست و نهم مهرماه 1326 (22 اکتبر 1947) مجلس پانزدهم، موضوع موافقت نامه ی نفت میان ایران و شوروی را مورد گفتگو و تصمیم گیری قرار داد. در این جلسه احمد قوام نخست وزیر، موافقت نامه ی خود با سادچیکف سفیر کبیر شوروی را خواند و سپس متن قراردادی که بر اساس موافقت نامه ی مزبور به امضای طرفین رسیده بود، به اطلاع نمایندگان رسانیده و تقاضای کرد تا نمایندگان مجلس پیرامون آن تصمیم بگیرند. در پایان گزارش دو ساعته ی نخست وزیر به مجلس، آقای دکتر رضا زاده شفق طرحی که به صورت دو فوریت از سوی تعدادی نمایندگان مجلس تنظیم شده بود، تقدیم شد : «ماده ی واحد : الف - نظر به این که آقای نخست وزیر با حسن نیت و در نتیجه ی استنباط از ماده ی دوم قانون یازدهم آذرماه 1323 اقدام به مذاکره و تنظیم موافقت نامه ی مورخ پانزدهم فروردین ماه 1325 در باب ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی نموده اند و نظر به این که مجلس شورای ملی ایران استنباط مزبور را منطبق با مدلول و مفهوم واقعی قانون سابق الذکر تشخیص نمی دهد، مذاکرات و موافقت نامه ی فوق را بلااثر و کان لم یکن می داند. ب - دولت باید موجبات تفحص فنی و علمی را به منظور اکتشاف معادن نفت فراهم آورد و در ظرف مدت پنج سال نقشه های کامل فنی و علمی مناطق نفت خیز کشور را ترسیم و تهیه نماید تا مجلس شورای ملی به استحضار و اطلاع کامل از وجود نفت به مقدار کافی بتواند ترتیب بهره برداری بازرگانی از این ثروت ملی را به وسیله ی تصویب قوانین تعیین کند. ج - واگذاری هرگونه امتیاز استخراج نفت کشور و مشتقات آن به خارجی ها و ایجاد هر نوع شرکت برای این منظور که خارجی ها در آن به وجهی از وجوه سهیم باشند مطلقا ممنوع است. د - در صورتی که بعد از تفحصات فنی مذکور در بند (ب) وجود نفت به مقدار قابل استفاده بازرگانی در نواحی شمال ایران مسلم گردد دولت مجاز است در باب فروش محصولات آن به اتحاد جماهیر شوروی با آن دولت وارد مذاکره شود و نتیجه را به اطلاع مجلس شورای ملی برساند. ه - دولت مکلف است در کلیه ی مواردی که حقوق ملت ایران نسبت به منافع ثروت کشور اعم از منابع زیرزمینی و غیر آن مورد تضییع واقع شده است، به خصوص راجع به نفت جنوب، به منظور استیفای حقوق ملی، مذاکرات و اقدامات لازمه را به عمل آورد و مجلس شورای ملی را از نتیجه ی آن مطلع سازد.
مجلس شورای ملی، پس از گفتگوهای زیاد، با تصویب دو فوریت طرح، با 102 رای موافق در برابر 2 رای مخالف، ماده ی واحده را تصویب کرد. طرح تصویبی مجلس، پس از انجام تشریفاتِ لازم، روز سیزدهم آبان ماه 1326 (5 نوامبر1947)، به سفارت کبرای شوروی در تهران، ابلاغ شد.
بن نوشت :برگرفته از «چکیده ی تاریخ تجزیه ی ایران»، بخش یازدهم، توطئه ی نافرجام برای تجزیه ی آذربایجان (گریز اهریمن)، دکتر هوشنگ طالع، سمرقند، زمستان 1380.
|
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :
- نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
- نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.
|
بازدیدها : 1274
1. پیامی از جواد مفرد کهلان, فرستاده شده در تاریخ 20-آذر-1387 ساعت 23 عنوان گریز اهریمن خطای فاحش و بارزی است. اهریمن در سرزمین ما ماند و سوشیانت صدیق ملت مارا هم به حبس و جهان دیگر فرستاد. ببین هوشنگ عزیز ما در کجای جهان دانش و فرهنگ آزاد و مستقل و دموکرات وایستاده ایم. | |