ورود یا نام نویسی

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست تاریخ امروز
20 دی 1387 ساعت 07:05
 
 
 
داستان دزد و صاحب خانه چاپ فرستادن صفحه با نامه
امتیاز: / 1
بدعالی 
30 آبان 1387 ساعت 10:40

شخصی دزدی در خانه دید، خواست او را بگیرد، دزد گریخت، دو سه میدان به دنبال او دوید و نزدیک بود بگیردَش که دزدی دیگر فریاد برآورد : «آی دزد، آی دزد !!» صاحب خانه از ترس اینکه دزدی دیگر به خانه ی او آمده و ممکن است به زن و بچه ی او صدمه ای بزند دست از آن دزد برداشت و سراسیمه به سوی خانه دوید.

صاحب خانه پرسيد : «دزد کو، دزد کو ؟»
دزد فریادگر پاسخ داد : «بیا رد پای آن دزد را به تو نشان دهم، بیا این ردپا، برو تا به دزد برسی.»
صاحبخانه گفت : «احمق چه می گویی ؟ من خودم دزد را پیدا کرده بودم می خواستم بگیرمش که تو فریاد کردی دزد، من هم او را رها کردم. حالا می گویی این رد پای دزد است.»
حال ِاهل ظاهر که می خواهند به اهل باطن حقیقت را نشان دهند مثل آن دزد فریادگرند که می خواهند ردپا را نشان دهد در حالی که او خود به مطلوب رسیده است.

واصلان چون غرق ذاتند ای پسر               کی کنند اندر صفات او نظر [1]

پس برای واصل نگرش به صفات و قیل و قال، بازگشت از کمال به نقص است.

طاعت عامه گناه خاصگان           وصلت عامه حجاب خاص دان [2]

شناخت عامه، آمیزه هایی از حق و باطل، تقلید، جهل، عادت، تلقین، گرایش ها و شرطی هاست. عارف، انتخابگر حق از میان مجموعه ی باطل هاست (گرچه همان حق هم نسبی باشد).

این حقیقت دان نه حق اند این همه             نی به کلی گمراهانند این رمه
زانکه بی حق باطلی ناید پدید                  قلب را ابله به بوی زر خرید
تا نباشد راست کی باشد دروغ                آن دروغ راست می گیرد فروغ
بر امید راست کژ را می خرند                زهر در قندی رود آنگه خورند
پس مگو کاین جمله دین ها باطلند              باطلان بر بوی حق دام دلند
آنکه گوید حقند احمقی است                وانکه گوید جمله باطل، شقی است [3]

حال این انسان جویای حقیقت مانند آن فرد شتر گم کرده است که خود می داند شترش چگونه است و از هر کس نشان او را می پرسد. دیگران با مال یا سود نشانه ی آن را  می دهند. گاهی هم اصلا شتری گم نکرده اند ولی برای طمع می گویند بله ما هم گم کرده ایم. یعنی به دنبال حقیقت و حکمت که گم شده مومن است نیستند ولی برای خود نمایی و سود می گویند بله ما هم هستیم. اما گاهی هم کسی هست که واقعا شتر گم شده ی تو را دیده است و نشانه های راست می دهد، او شترش گم نشده ولی از روی تقلید با تو همیاری دارد و همراه تو می آید و به تقلید با تو جستجوگر می شود.

هر کجا او می رود، این می رود        از طمع همدرد صاحب می شود
کاذبی با صادقی چون شد روان            آن دروغش راستی شد نهان
آن مقلد شد محقق چون بدید             اشتر خود را که آن جا می چرید [4]

پس مقلد هم اگر واقعا با اخلاص از محقق پیروی کند، و به همان راه برود، امید است که او نیز به مطلوب برسد. اما این به مطلوب رسیده از آن پس دیگر به فکر شتر خودش است. و چون آن محقق صادق به او بگوید : «چرا مرا گذاشتی و رفتی ؟» او می گوید : «تا حال به طمع و از  روی چاپلوسی به دنبال تو بودم اکنون گرچه از نظر جسمانی با تو همراهی ندارم ولی از نظر روحی با تو همدردم. اکنون می بینم که گناه طمع و چاپلوسی و تقلید که همه بیهوده کاری بود به طاعات واقعی و حقایق رسید، پس خدا را شکر.»

سیئاتم همه طاعت شکر                     هزل شد فانی و جد اثبات شکر
مر تو را صدیق تو طالب کرده بود       مر مرا جد و طلب صدقی گشود [5]

اگر کسی خود واقعا حقیقت جو است باید از حقیقت جویان پیروی کند و آن قدر بکوشد تا به صدق برسد و خود محقق و مجتهد گردد. درست مانند اینکه :

دزد سوی خانه شد زیر دست               چون درآمد، دید کان خانه ی دوست
گرم باش ای سرد تا گرمی رسد              با درشتی ساز تا نرمی رسد [6]

اما دریغ که ذهن ما با کهنه اندوزی و آگاهی های ایستا و بی رمق و ناکارآمد پیر و فرتوت گشته است.


پانوشت ها :

1. بيت 2813
2. اشاره به روايت «حسنات الابرار سيئات ُالمقربين» - بيت 2816
3. بیت های 2927 تا 2942
4. بیت های 2992 تا 2996
5. بیت های 3004 تا 3006
6. بیت های 3010 و 3011

دیــدگــاه هـا
اگر درباره ی این نوشتار نگرشی دارید می توانید در این بخش بنویسید :

  • نوشته ی شما پس از پذیرش در اینجا نمایش داده خواهد شد.
  • نوشته هایی که به خط فارسی نیستند پذیرفته نخواهند شد.

نام :
متن :

شماره ی امنیتی* Code


بازدیدها : 612

  دیدگاه ها : 0
 

 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  آنچه را گذشته فراموش کن و به آنچه نرسیده رنج و اندوه مبر  ”   -  موبد آدرباد ماراسپند
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000017 ثانیه