برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
ناموران ایران
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
 ورود یا نام نویسی

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow گلستان سعدی arrow گلستان - باب دوم - حکایت ششم تاریخ امروز
20 دی 1387 ساعت 07:08
 
 
 
گلستان - باب دوم - حکایت ششم چاپ فرستادن صفحه با نامه

زاهدی مهمان پادشاهی بود چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او، تا ظنّ صلاحیت در حق او زیادت کنند

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی [1]           کین ره که تو میروی به ترکستان است

چون به مقام خویش آمده سفره خواست تا تناولی کند پسری صاحب فراست داشت گفت ای پدر باری به مجلس سلطان در طعام نخوردی، گفت در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید، گفت نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید

ای هنرها گرفته بر کف دست          عیب ها برگرفته زیر بغل
تا چه خواهی خریدن ای مغرور       روز درماندگی به سیم دغل [2]


پانوشت ها :

1. عرب صحرانشین و بیابانی.
2. سیم ناسره و تقلبی.

 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  ایرانیان بسیار بر نفس خود غلبه دارند و همیشه سعی می کنند هرگونه بدی و زشتی را از خود دور سازند  ”   -  امیان Ammian
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000017 ثانیه