برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
ناموران ایران
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
 ورود یا نام نویسی

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow گلستان سعدی arrow در اخلاق درویشان arrow گلستان - باب دوم - حکایت سوم تاریخ امروز
20 دی 1387 ساعت 07:03
 
 
 
گلستان - باب دوم - حکایت سوم چاپ فرستادن صفحه با نامه

عبد القادر [1] گیلانی را رحمة الله علیه دیدند در حرم کعبه روی بر حصبا [2] نهاده همی گفت ای خداوند ببخشای و گر هرآینه مستوجب عقوبتم در روز قیامتم نابینا برانگیز تا در روی نیکان شرمسار نشوم

روی بر خاک عجز می گویم         هر سحرگه که باد ی آید
ای که هرگز فرامشت نکنم             هیچت از بنده یاد می آید ؟


پانوشت ها :

1. از بزرگان و مشایخ عرفا.
2. سنگ ریزه

 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  در زير هر وجب از خاک ایران، مردی در خون خود خفته است تا از موجودیت این سرزمین پاسداری شود  ”   -  هگل
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000017 ثانیه