برگ نخست
پژوهش ها و نوشتارها
ایران شناخت
جشن ها و گردهمایی ها
موسیقی ایرانی
زبان و ادبیات
داستان های ایرانی
ضرب المثل های ایرانی
ناموران ایران
رویدادها
گزارش ها
کتاب شناخت
یادداشت ها
نقشه ی تارنما
جستجوی پیشرفته
بـخـش پـیـونـدها
درباره ما
همکاری با ما
پیوندهای تارنما
فرستادن نامه به آریابوم
افزون ها
گنجینه ی نوشتاری
نگارخانه
جدول نام روزهای هفته
جدول نام روزهای ماه
صدا و سیمای پارسه

 
     
 
 ورود یا نام نویسی

 
     
 
 
 
  مسیر برگ نخست arrow گنجینه ی نوشتاری arrow گلستان سعدی arrow در سیرت پادشاهان arrow گلستان - باب اول - حکایت سی و سوم تاریخ امروز
20 دی 1387 ساعت 05:50
 
 
 
گلستان - باب اول - حکایت سی و سوم چاپ فرستادن صفحه با نامه

یکی از وزرا به زیردستان رحم کردی و صلاح ایشان را به خیر توسط نمودی، اتفاقا به خطاب ملک گرفتار آمد، همگان در مواجب استخلاص او سعی کردند و موکلان در معاقبتش ملاطفت نمودند و بزرگان شکر سیرت خوبش بافواه [1] بگفتند تا ملک از سر عتاب او در گذشت، صاحب دلی بر این اطلاع یافت و گفت :

تا دل دوستان به دست آری           بوستان  پدر  فروخته  به
پختن دیگ نیک خواهان را        هر چه رخت سراست سوخته به
با بداندیش هم نکویی کن             دهن سگ به لقمه دوخته به


پانوشت :

1. دهان ها.

 

 
 
     
 
     
 
 
     
 
 
     
 
 
“  من می خواهم در راه وطن شربت شهادت بنوشم. من می خواهم در قبرستان شهدای آزادی دفن شوم  ”   -  دکتر محمد مصدق
 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1387 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است - برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
 
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه
زمان بارگذاری برگه 0.000017 ثانیه