|
فرگرد سوم بخش یکم 1 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کجاست نخستین جایی که زمین (1) در آن جا بیشتر از همه جا شاد کام شود ؟(2) اهوره مزدا پاسخ داد : ای سپیتمان زرتشت ! چنین جایی، آن جاست که اشونی بر آن گام پیش نهد؛ هیزم پاک در دست، برسم در دست، هاون در دست، شیر پیشکشی در دست، به درست باوری در کار آیین گزاری و به آوای بلند، مهر فراخ چراگاه و رام بخشنده ی چراگاه های خوب را نیایش کنان. 2 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کجاست دومین جایی که زمین در آن جا بیشتر از همه جا شاد کام شود ؟ 3 اهوره مزدا پاسخ داد : چنین جایی، آن جاست که اشونی خانه ای بر پای دارد با موبدی در آن؛ با گله ای گاو، کدبانویی، فرزندانی و رمه هایی خوب در آن. خانه ای که در آن، گله ی گاوان به خوبی پرورده شود؛ اشونی افزونی گیرد؛ خوراک ستورن فراوان باشد؛ سگ خوب پرورش یابد؛ کدبانو کامیاب شود؛ فرزندان ببالند؛ آتش فروزان بماند و هر یک از نیایش های نیک زندگی به خوبی برخوانده شود. 4 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کجاست سومین جایی که زمین در آن جا بیشتر از همه جا شادکام شود ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : ای سپیتمان زرتشت ! چنین جایی، آن جاست که اشونی هر چه بیشتر گندم و گیاه و درختان میوه بکارد؛ جایی که چنین کسی زمین های خشک را آبیاری و زمین های تر را زه کشی کند. 5 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کجاست چهارمین جایی که زمین در آن جا بیشتر از همه جا شادکام شود ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : چنین جایی، آن جاست که هر چه بیشتر رمه ها و ستوران را در آن بپرورند. 6 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کجاست پنجمین جایی که زمین در آن جا بیشتر از همه جا شاد کام شود ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : چنین جایی، آن جاست که رمه ها و ستوران، کود فراوان بر جای نهند. بخش دوم 7 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کجاست نخستین جایی که زمین در آن جا به تلخ ترین اندوه دچار شود ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : چنین جایی، گردنه ی «اَرزورَ» است که بر فراز آن، گروه های دیوان از کنام «دُروج»(دوزخ) به پیش تازند. 8 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کجاست دومین جایی که زمین در آن جا به تلخ ترین اندوه دچار شود ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : چنین جایی، آن جاست که مردارهای بسیاری از مردمان و سگان را به خاک سپارند. 9 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کجاست سومین جایی که زمین در آن جا به تلخ ترین اندوه دچار شود ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : چنین جایی، آن جاست که در آن دخمه های بسیار بر پا کنند و مردارهای مردمان را در آن ها بینبارند.(3) 10 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کجاست چهارمین جایی که زمین در آن جا به تلخ ترین اندوه دچار شود ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : چنین جایی، آن جاست که لانه های آفریدگان اهریمن در آن فراوان باشد.(4) 11 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کجاست پنجمین جایی که زمین در آن جا به تلخ ترین اندوه دچار شود ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : ای سپیتمان زرتشت ! چنین جایی، آن جاست که زن و فرزندان اشون [ مرد]ی را (5) در راهی خشک و گردآلود، به بندگی برده باشند و آنان شیون برآورند. بخش سوم 12 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کیست نخستین کسی که زمین را بیشتر از همه شادکام کند ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : کسی است که هر چه بیشتر مردارهای مردمان و سگان را از خاک برآورد. 13 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کیست دومین کسی که زمین را بیشتر از همه شادکام کند ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : کسی است که دخمه های انباشته از مردار را فرو ریزد. 14 هیچ یک از مردمان نباید خود به تنهایی، مرده ای را به دخمه برد. هرگاه کسی خود به تنهایی مرده ای را به دخمه برد، «نسو» بر او می تازد تا او را از راه بینی و چشم و زبان و آرواره ها و اندام نرینگی یا مادینگی و پشت مرده، آلوده کند و به پلیدی بیالاید. این «دروج»، این «نسو» بر او فرو افتد و او را تا بن ناخن ها بیالاید و او از آن پس، همواره ناپاک ماند. 15 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کجاست جای کسی که خود به تنهایی، مرده ای را به دخمه برد ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : جای چنین کسی، بی آب و گیاه ترین و تهی ترین و خشک ترین جای این زمین است که رمه ها و گله ها کمتر از آن بگذرند؛ که آتش - پسر اهوره مزدا - در آن کمتر برافروخته شود؛ که دسته های برسم ویژه ی آیین کمتر بدان جا برده شود؛ که مردم اشون کمتر از آن جا بگذرند. 16 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! چه اندازه دور از آتش ؟ چه اندازه دور از آب ؟ چه اندازه دور از دسته های برسم ویژه ی آیین ؟ چه اندازه دور از مردم اشون ؟ 17 اهوره مزدا پاسخ داد : سی گام دور از آتش. سی گام دور از آب. سی گام دور از دسته های برسم ویژه ی آیین. سه گام دور از مردم اشون. 18 مزداپرستان باید گرداگرد آن جا چینه ای برآورند (6) و در درون آن، او را خوراک و جامه دهند : ناگوارترین خوراک و فرسوده ترین جامه؛ خوراکی ناچیز و تن پوشی اندک مایه. 19 آنگاه او را در آن جا رها کنند که بزید تا به روزگار پیری یا فرسودگی یا فرتوتی برسد. 20 هنگامی که به روزگار پیری یا فرسودگی یا فرتوتی رسید، مزداپرستان باید مردی توانا و زورمند و چیره دست را فرمان دهند تا بر سر کوه، پوست از تن وی برکشد و سر از تن او برگیرد. آنگاه مردار او را نزد آزمندترین آفریدگان مردارخوار اهوره مزدا، نزد غرابان آزمند بیفگنند و این سخنان را برخوانند : 21 «مردی که در این جاست، از همه ی اندیشه ها و گفتارها و کردارهای اهریمنی خویش پشیمان شده است. اگر کردار اهریمنی دیگری از او سرزده باشد، در آیین «پَتِتِ» ویژه ی او بخشوده شده است؛ اما اگر هیچ کردار اهریمنی دیگری از او سر نزده باشد، بدین پشیمانی خویش، جاودانه بخشوده و آمرزیده است.»(7) 22 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کیست سومین کسی که زمین را بیشتر از همه شادکام کند ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : کسی است که هر چه بیشتر لانه های آفریدگان اهریمن را بینبارد. 23 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کیست چهارمین کسی که زمین را بیشتر از همه شادکام کند ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : ای سپیتمان زرتشت ! کسی است که هر چه بیشتر گندم و گیاه و درختان میوه بکارد؛ کسی است که زمین های خشک را آبیاری و زمین های تر را زه کشی کند. 24 زمینی که دیرزمانی کشت نشده بماند و بذری بر آن نیفشانند، ناشادکام است و برزیگری را آرزو کند؛ همچون دوشیزه ای خوش اندام که دیرزمانی بی فرزند مانده باشد و شوهری خوب آرزو کند. 25 ای سپیتمان زرتشت ! کسی که زمین را با دست چپ و دست راست، با دست راست و دست چپ کشت کند،(8) زمین بدو فراوانی بخشد؛ همچون دوشیزه ای تازه به خانه ی شوی رفته که در بستر خویش، شوهر را فرزندانی بزاید، زمین نیز میوه های فراوان ببار آورد. 26 ای سپیتمان زرتشت ! کسی که زمین را با دست چپ و دست راست، با دست راست و دست چپ کشت کند، زمین بدو چنین گوید : 27 ای مرد ! ای آن که مرا با دست چپ و دست راست، با دست راست و دست چپ کشت کردی ! مردم همیشه بدین جا درآیند و خواستار نان شوند. در این جا من همواره بار آورم و همه گونه خوراک و گندم فراوان بهره ی تو شود.(9) 28 ای سپیتمان زرتشت ! کسی که زمین را با دست چپ و دست راست، با دست راست و دست چپ کشت نکند، زمین بدو چنین گوید : 29 ای مرد ! ای آن که مرا با دست چپ و دست راست، با دست راست و دست چپ کشت نکردی ! همواره بر در بیگانگان و در میان خواستاران نان بایستی؛ همواره در آن جا چشم به راه مانی تا تو را از در برانند.(10) چنین است پاسخی که توانگران به تو دهند. 30 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کدام است خوراکی که دین مزدا را سیر کند ؟(11) اهوره مزدا پاسخ داد : ای سپیتمان زرتشت ! کشت گندم است دیگر باره و دیگر باره. 31 کسی که غله بکارد، اشه می کارد. او دین مزدا را برتر و برتر می رویاند؛ او دین مزدا را چندان نیرومند می کند که با صد نیایش توان کرد؛ که با هزار نیاز توان کرد؛ که با ده هزار پیشکشی توان کرد. 32 هنگامی که جوببار آید، دیوان از جا برمی جهند. هنگامی که گندم فراوان بروید، دل دیوان از هراس می لرزد. هنگامی که گندم آرد شود، دیوان ناله برمی آورند. هنگامی که گندم خرمن شود، دیوان نابود می شوند. در خانه ای که گندم این چنین ببار آید، دیوان بیش نمی پایند. از خانه ای که در آن گندم این چنین ببار آید، دیوان دور رانده می شوند. هنگامی که در خانه ای انباری از گندم باشد، چنان است که آهن سرخ گدازان در گلوگاه دیوان به گردش درآید. 33 بشود که موبد این مَنثَره ی وَرجاوَند را به مردمان بیاموزد : «هیچ کس بی خوراک، توان آن ندارد که به آیین اشه رفتار کند؛ توان آن ندارد که برزیگری کند؛ توان آن ندارد که فرزندانی پدید آورد. هر یک از آفریدگان جهان استومند با خوردن زنده ماند و از نخوردن بمیرد.» 34 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کیست پنجمین کسی که زمین را بیشتر از همه شادکام کند ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : ای سپیتمان زرتشت ! کسی است که زمین را به خوبی کشت کند و آن را به اشونی بسپارد. 35 ای سپیتمان زرتشت ! کسی که زمین را کشت کند و آن را به مهربانی و پرهیزگاری، به اشونی نسپارد،(12) سپندارمذ او را در تاریکی زمین، در جهان اندوه و پریشانی، در سرزمین شوربختی و تباهی، در کنام دروج (دوزخ) فرو افگند. بخش چهارم 36 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که مردار مردمان یا سگان را به خاک سپارد و تا شش ماه از خاک برنیاورد، پاداَفره ی گناهش چیست ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : پانصد تازیانه با «اسپهه - اشترا»، پانصد تازیانه با «سَرَوشُو - چَرَنَ». 37 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که مردار مردمان یا سگان را به خاک سپارد و تا یک سال از خاک برنیاورد، پادافره ی گناهش چیست ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : هزار تازیانه با اسپهه - اشترا، هزار تازیانه با سَرَوشُو - چَرَنَ. 38 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که مردار مردمان یا سگان را به خاک سپارد و تا دو سال از خاک برنیاورد، پادافره ی گناهش چیست و تاوان گناهکاری او کدام است و چگونه می تواند و خود را از آلودگی بدان گناه پاک کند ؟ 39 اهوره مزدا پاسخ داد : چنین گناهی را هیچ پادافره و تاوانی نیست. چنین گناهکاری را هیچ چاره ای نتوان اندیشید. این دادشکنی است و هیچ پادافره و تاوانی، گناه آن را پاک نتواند کرد. 40 در چه هنگام چنین است ؟ هنگامی چنین است که گناهکار، آموزگار دین مزدا یا دین آگاه باشد.(13) هرگاه گناهکار، آموزگار دین مزدا یا دین آگاه نباشد و به گناه خویش خستو شود و پیمان بندد که دیگر هرگز چنین کردار ناروایی از او سر نزند، مزدا گناهش را می بخشاید. 41 ای سپیتمان زرتشت ! براستی دین مزدا کسی را که به این دین درآید، از بندهای گناهانش رهایی می بخشد. دین مزدا گناه نادرستکاری را می بخشاید.(14) دین مزدا گناه کشتن یکی از اشونان را می بخشاید.(15) دین مزدا گناه خاک سپاری مردار را می بخشاید.(16) دین مزدا گناه کردارهایی را که هیچ تاوانی برای آن ها نیست، می بخشاید. دین مزدا پادافره ی سنگین ترین گناه را می بخشاید. دین مزدا هر گناهی را که مردمان می توانند بدان دست بیالایند، می بخشاید. 42 ای سپیتمان زرتشت ! دین مزدا اشون را از هر گونه اندیشه و گفتار و کردار بد پاک می کند؛ همچون بادی پرتوان و شتابان که دشت را.(17) ای سپیتمان زرتشت ! بشود که از این پس، همه ی کردارهای تو نیک باشد. دین مزدا گناه تو را تاوانی گران داده است.
پانوشت ها :1. «سپنت آرمیتی» یا «سپندارمذ» که در گاهان، یکی از فروزه های «مزدا اهوره» به شمار می آید، در اوستای نو امشاسپَند بانوی نماد و نگاهبان زمین است و با زمین، این همانی دارد و در این جا «جم» او را با زمین یکی می شمرد و آنچه را می خواهد در زمین بشود، از این امشاسپند بانو خواستار می شود. 2. پرسش ها و پاسخ هایی را که در این فرگرد آمده است، در بخش های 4 و 5 «دانا و مینوی خرد» هم می بینیم. 3. دخمه هایی که دیر زمانی برپای می ماند و مردارهای بسیاری در آن ها انباشته می شود و زمین را می آلاید. 4. جایی که «خرفستران» بسیار در آن هست.(گزارش پهلوی وندیداد) 5. اشون مردی که به دست یکی از دشمنان کشته شده است.(زیرنویس دارمستتر در گزارش وندیداد) 6. چنین جایی را «ارمشتگاه» یعنی «جای شخص ناپاک» می خوانند. 7. در ارداویراف نامه، داوری درباره ی چنین گناهکاری از این هم سخت تر است : «... روان مردی را دیدم که گوشت جسد مردمان را با خون و ریم و دیگر ریمنی و گند به خوردن (وی) می دهند. پرسیدم که این تن چه گناه کرد ؟ سروش پرهیزگار و ایزد آذر گویند که : این روان آن مرد دروند است که به گیتی مدفوع و جسد بر آب و آتش و تن خویش و نیز آن مردمان برد و همواره یگانه مرده کش و ریمن بود و (خویشتن را بنا به قواعد) پیشه، نشست»
(ارداویراف نامه، ترجمه ی مرداد بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، ص 267) 8. برخی از گزارشگران، از سوی چپ و از سوی راست نوشته اند. 9. «نخستین بار دانه های خوراکی را برای تو می آورم. هنگامی که چیز خوبی بروید، نخستین بار برای تو می روید.»(گزارش پهلوی وندیداد) 10. «آنان چیزهای خوب به خود برمی دارند و چیزهای بد را برای تو می فرستند.»(گزارش پهلوی وندیداد) 11. کدام است کارهای نیکی که دین مزدا را روایی بخشد و آن را چون خوراکی بپرورد ؟ 12. در گزارش محمدعلی داعی الی الاسلام، به جای سپردن زمین، «به کار واداشتن در زمین» آمده است. 13. موبد یا دستور باشد. 14. «او می داند که دزدی نارواست؛ اما می پندارد که ربودن دارایی توانگر و بخشیدن آن به بینوایان، کرداری اشونانه است.»(گزارش پهلوی وندیداد) 15. «او می داند که کشتن «مرگ ارزان» رواست؛ اما نمی داند که چنین کاری را نمی توان بی فرمان داور کرد.»(گزارش پهلوی وندیداد) 16. «او می داند که خاک سپاری مردار نارواست؛ اما می پندارد که اگر او چنین کند تا سگان یا روباهان نتوانند آن مردار را برگیرند و به آتش یا آب درافگنند، او کرداری اشونانه داشته است.(گزارش پهلوی وندیداد) 17. او می داند که بدست آوردن بالاترین بهره رواست؛ اما نمی داند که چنین بهره گیری از مرد اشون نارواست.(گزارش پهلوی وندیداد) 18. در گزارش پهلوی وندیداد، افزود ه شده است : «از کاه و پوشال». در دانا و مینوی خرد (بخش 51، بند. 19) نیز همین تعبیر را می بینیم.
|